با شروع آتشبس بسیار حساس و شکننده میان ایران و آمریکا و آمادهشدن سفرای ارشد ایرانی برای رفتن به اسلامآبادِ پاکستان برای مذاکره با سفرای آمریکایی و احساسات منفی و مثبت باشندگان ایران از این رویداد پیشرو بیاختیار ذهنم در اوراق کتابهای تاریخی به ادوار بسیار دور تاریخ ایران رفت؛ ۲۱۱۸ سال پیشتر که اولین برخورد ایران با امپراتوری روم بود؛ یعنی سال ۹۲ پیش از میلاد! بسیار کوتاهنوشت این رویداد آن است که: «ارتشبد لوکیوسکوزیوسسولا از سوی امپراتوری روم سفیر گردید تا با اُرباز سفیر شاهنشاهیِ ایرانِ اشکانی پیرامون مسئلهٔ ارمنستان در کنار رود فرات مذاکره نماید؛ اُرباز پس از این مذاکرات [که بر ما مفاد آن پوشیده است] به گناه آنکه جایگاه شکوهمندِ شاهنشاهی ایران را در مذاکرات رعایت ننموده و در مقابل غرور و توهینهای سفیر روم خویشتنداری نموده، اعدام شد.»
آن چیزی که در این گزارش تاریخی از مفاد عهدنامه و موارد مورد مذاکره مهمتر مینماید علت اعدام سفیر ایران بود، خویشتنداری سفیر ایرانی در مقابل غرور و رفتار توهینآمیز سفیر روم که اسبابِ رعایتنشدن جایگاه شکوهمند ایران گردید! اتهامِ «رعایتنشدن جایگاه شکوهمند» بیشک همان پاسنداشتن «فَرِ ایرانی»[۱] توسط سفیر ایران بوده است که فرجامش را مرگش داد.
ما باشندگانِ ایران باور داریم بیشک شما بهترین پاسداران جایگاه شکوهمند ایران در این مذاکرات خواهید بود؛ اما برای توهینهای مکرر رئیسجمهور کشور سیصدساله نشده ایالات متحده آمریکا به تمدن و فرهنگِ ایرانی در فضای مجازی، شاید در خلال جلسات فرصتی و جایگاهی برای شما پا ندهد تا پاسخی درخور به این مسئله بدهید، توصیه بنده به دستگاه دیپلماسی این است که هدیهای مخصوص و ارزشمند در پیشاپیش دوربینها و خبرنگاران جهان که این رویداد را پوشش میدهند به سفرای آمریکا داده شود که به رئیسجمهورشان برسانند! و آن هدیه تصویری از شاهپور اول ساسانی در نقشرستم است که دو امپراتور روم [فیلیپ که زانو زده و والریانوس که دست را به نشان تسلیم بالا برده] در برابرش شکست خوردند و اسیر شدند!
اول آنکه این همان تصویری است که رهبر شهید ایران در سفرش به شیراز تأکید بر نشاندادنش به غربیان داشت. دوم آنکه این تصویر شکوه و بزرگی و فتح ایران بر جهان غرب را بهخوبی به نمایش میگذارد و یادآور شکست سخت رومیان از ایرانیان است که امپراتورشان به همراه بسیاری از سناتورها و ژنرالهایشان [و شاید] رقمی بین ۵۰ تا ۶۰ هزار سرباز رومی به اسارت شاپور درآمدند. سوم آنکه برای جهان غرب این تصویر بسیار، بسیار آشناست! زیرا هیچچیز برای وجدان رومیان متجاوز به ایران خوارکنندهتر از آن نبود که ببینند (پادشاهی شرقی) در قامت شاهنشاهِ ایران ساسانی نهتنها ارتش روم را درهم شکسته بلکه امپراتورِ زنده را نیز در زنجیر کشیده است! و درنتیجه آن داستانها از تحقیر، خشم و تخلیه روانی یک امپراتوری زخمخورده! در برخی متون بیزانسی همچون آثار زوسیموس و یوحنا مالالاس از این رویداد نوشته شده و در کتابهایشان گفهاند: شهریار ایران امپراتور رومی را چون بندگان دربار به صف ایستاند و پا بر پشت او نهاد تا بر اسبسوار شود و او را در سوارشدن و پیادهشدن از اسب به جای تخت به زانو درآورد.
[۱] فرّ یا فَرّه، مفهومی در اساطیر ایرانی است. فر موهبت یا فروغی ایزدی است که شخص با انجام خویشکاریهای خود و رسیدن به درجهای از کمال به دست میآورد. عضو هر طبقه اجتماعی میتواند فرّ مربوط به خود را بدارد. در اساطیر ایران ترکیبهای فره ایزدی، فره شاهی، فره ایرانی، فره کیانی، فره موبدی و فره پهلوانی بیشتر از بقیه به کار رفتهاند. مشروعیت شاهان وابسته به فرهمندی ایشان بود. شاه مشروع شاهی بود که دارای فرّه شاهی که گاه به صورت فره ایزدی هم ذکر میشود باشد. فر تنها متعلق به افراد/ ایرانیان پاک است و با بدی کردن و غرور و امثال آن هم از دست تواند رفت. در اساطیر ایران مواردی هست که به سبب غرور یا خطاهای بزرگِ شاه فره از وی گسسته و مشروعیت ازدسترفته است. دو مثال نوذر و جمشید قابل ذکرند.
* دکتری پژوهشهنر، کارشناس ارشد تاریخ ایران باستان
۲۵۹