خبرآنلاین - رسول سلیمی - جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، با اعلام آتشبس موقت تحت میانجیگری عمان و قطر حاصل شد و مسیر مذاکرات اسلامآباد (پایتخت پاکستان) را برای گفتوگوی مستقیم ایران و آمریکا باز کرد. ترامپ در سخنرانی دوم آوریل خود همچنان بر «غنیسازی صفر» به عنوان شرط اصلی اصرار ورزید و گفت: «ایران باید به عصر حجر برگردد یا برنامه هستهایاش را کاملاً متوقف کند.» اما ایران با اهرم تنگه هرمز، که در طول جنگ تهدید به بستن آن کرده بود، موضع خود را تقویت کرده است و گزارش «الجزیره» تأکید دارد که کنترل ایران بر هرمز، اهرم قدرتمندی برای تعدیل تقاضای ترامپ ایجاد کرده است.
حالا پرسش کلیدی این است که آیا آتشبس موقت، تقاضای ترامپ برای غنیسازی صفر را با اهرم فشار هرمز ایران تعدیل خواهد کرد؟ این تأثیرات در ابعاد دیپلماتیک (مذاکرات اسلامآباد)، اقتصادی (نفت و تحریمها) و استراتژیک (تعادل قدرت) ظاهر میشود و روایت رسمی کاخ سفید مبنی بر «پیروزی قریبالوقوع» بدون بررسی اهرم هرمز ایران، نقد میشود؛ زیرا زمینههای واقعی قدرت چانهزنی تهران را نادیده میگیرد. این در حالی است که گزارش «فایننشال تایمز» نشان میدهد ترامپ در دیدار با تیم مذاکرهکننده، همچنان بر صفر اصرار دارد اما نشانههایی از انعطاف در قبال اهرم هرمز دیده میشود.
این در حالی است که آتشبس موقت، چارچوب مذاکرات اسلامآباد را از حالت جنگی به دیپلماتیک تغییر داد. گزارش «رویترز» نشان میدهد پس از آتشبس، تیم مذاکرهکننده ایران با تأکید بر «حق غنیسازی صلحآمیز» وارد میدان شد. ترامپ در پیام چهارم آوریل گفت: «اگر ایران غنیسازی صفر را بپذیرد، آتشبس دائمی خواهد شد.» اما گزارش «فایننشال تایمز» تأکید دارد که آتشبس، زمان خرید برای ایران ایجاد کرد تا اهرم هرمز را فعال نگه دارد.
از سوی دیگر آتشبس توانست قیمت نفت را تثبیت کند اما تهدید هرمز همچنان اهرم ایران باقی ماند. در ادامه، مذاکرات اسلامآباد فضایی برای تعدیل ایجاد کرد و آتشبس ایران را از انزوا خارج کرد. این در حالی است که تقاضای ترامپ برای غنیسازی صفر، شرط اصلی او در مذاکرات اسلامآباد است. ترامپ در سخنرانی دوم آوریل گفت: «ایران باید به صفر غنیسازی برگردد.» اگرچه این تقاضا تحریمها را حفظ میکند و پایگاه ترامپ را راضی نگه میدارد اما ایران تأکید دارد این تقاضا «غیرواقعبینانه» است. اهرم هرمز، ابزار قدرتمند ایران در مذاکرات است و این اهرم قیمت نفت را تحت کنترل ایران نگه میدارد، ترامپ را تحت فشار قرار میدهد و تعادل قدرت را تغییر میدهد. به همین دلیل، احتمال تعدیل تقاضای ترامپ تحت تأثیر اهرم هرمز بالاست. گزارش «آتلانتیک کانسیل» نشان میدهد ترامپ ممکن است از صفر به سطح پایین غنیسازی عقبنشینی کند.
در چنین شرایطی، نقطه مرکزی این مذاکرات، تقاضای حداکثری آمریکا برای «غنیسازی صفر» در مقابل اهرم استراتژیک ایران برای کنترل و تهدید بستن تنگه هرمز است. این نسبت، نه تنها یک اختلاف فنی هستهای، بلکه تقابل دو منطق قدرت است: منطق سلطهجویانه واشنگتن برای خلع سلاح کامل ایران در برابر منطق بازدارندگی تهران که با اهرم انرژی جهانی، تعادل را به نفع خود تغییر میدهد. کارشناسان برجسته مانند جفری لوئیس (مرکز مطالعات منع اشاعه جیمز مارتین)، والنتین فلورا (آتلانتیک کانسیل) و تحلیلگران بروکینگز و شورای روابط خارجی، این اهرم را «سلاح مخفی» ایران توصیف کردهاند که به مراتب مؤثرتر از برنامه هستهای در کوتاهمدت عمل میکند.
این در حالی است که تقاضای آمریکا برای غنیسازی صفر، ریشه در سیاست «حداکثری» ترامپ دارد که از دوره اول ریاستجمهوری او (۲۰۱۸-۲۰۲۱) ادامه یافته است. در مذاکرات ژنو و رم (فوریه ۲۰۲۶)، مذاکرهکنندگان آمریکایی (استیو ویتکوف و جارد کوشنر) بدون حضور کارشناسان فنی هستهای، این شرط را به عنوان پیشنیاز هر توافقی مطرح کردند. واشنگتن معتقد است غنیسازی صفر، تنها تضمین واقعی برای جلوگیری از «مسیر سریع به بمب» است، زیرا ایران قبلاً به سطح ۶۰ درصد غنیسازی رسیده و ۴۶۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده دارد که میتواند ۱۱ بمب تولید کند اما کارشناسان هستهای مانند دیوید آلبرایت (مؤسسه علم و امنیت بینالمللی) هشدار دادهاند که این تقاضا «غیرواقعبینانه» است، زیرا ایران آن را «نقض حاکمیت ملی» میداند و هر توافقی بدون پذیرش حق غنیسازی صلحآمیز را رد میکند.
در مقابل، اهرم تنگه هرمز، قدرتی نامتقارن به ایران بخشیده است. هرمز ۲۰ درصد نفت جهان (حدود ۲۰-۲۱ میلیون بشکه در روز) را عبور میدهد. گزارش وال استریت ژورنال تأیید میکند که ایران پس از آتشبس، عبور کشتیها را به ۱۲ فروند در روز محدود کرده و عوارض دریافت میکند، اقدامی که درآمد مستقیم ایجاد کرده و همزمان فشار روانی بر بازارهای جهانی اعمال میکند. جفری لوئیس نیز در مصاحبه با لوموند (۷ آوریل ۲۰۲۶) تأکید کرد: «برخلاف برنامه هستهای که سالها طول میکشد تا به سلاح برسد، هرمز را میتوان در چند ساعت بست و باز کرد. این اهرم فوری، قابل کنترل و با هزینه کم برای ایران است.» گزارش آتلانتیک کانسیل نیز هرمز را «۲۰ میلیون بشکه اهرم» نامیده و اشاره کرده که بسته شدن موقت آن، قیمت جهانی نفت را ۱۰-۱۵ دلار افزایش میدهد و تورم آمریکا را تشدید میکند – دقیقاً همان نقطه ضعفی که ترامپ برای رأیدهندگان خود حساس است.
در نتیجه، نسبت این دو عنصر، تعادل مذاکرات اسلامآباد را به نفع ایران تغییر داده است. تقاضای غنیسازی صفر، یک شرط حداکثری و غیرقابل انعطاف به نظر میرسد، اما اهرم هرمز ایران را به ابزاری فوری و مؤثر تبدیل کرده که هزینه عدم توافق را برای آمریکا بالا میبرد. این طرح، تقاضای صفر را مستقیماً رد کرده و در عوض «رقم صفر» را برای انباشت اورانیوم (zero stockpiling)، یعنی رقیقسازی ۶۰ درصد به سطوح پایینتر در ازای لغو تحریمها پیشنهاد داده است.همچنین کارشناسانی مانند والنتین فلورا (آتلانتیک کانسیل) معتقدند این اهرم، ترامپ را مجبور به انعطاف خواهد کرد، زیرا «بازار انرژی آمریکا نمیتواند تحمل اختلال طولانی را داشته باشد».
اما بازتاب چرایی این نسبت، در محاسبات واقعگرایانه هر دو طرف نهفته است. از سوی آمریکا، تقاضای صفر ریشه در ترس استراتژیک از «مسیر سریع به سلاح» دارد، اما مذاکرهکنندگان آمریکایی بدون حضور کارشناسان فنی (مانند جلسه ژنو) وارد میدان شدند و درک درستی از فنی بودن غنیسازی نداشتند. این ضعف، اهرم هرمز را برای ایران مؤثرتر کرد. گزارش وال استریت ژورنال نشان میدهد که حتی پس از آتشبس، ایران عبور کشتیها را محدود کرده و عوارض دریافت میکند، اقدامی که درآمد مستقیم ایجاد کرده و همزمان سیگنال میدهد که هرمز «قرمز خط» باقی مانده است.
در سطح جهانی، این نسبت تأثیر عمیقی بر بازارها گذاشته است. گزارش S&P Global نشان میدهد محدودیت عبور هرمز توسط ایران، نرخ بیمه کشتیها را به رکورد تاریخی رسانده و قیمت برنت را ۷-۱۰ دلار افزایش داده است. کارشناسان CFR معتقدند این اهرم، ترامپ را در موقعیتی ضعیف قرار داده، زیرا پایگاه رأیدهندگان او حساس به قیمت بنزین هستند. در مقابل، ایران با حفظ کنترل هرمز، زمان برای بازسازی و تقویت موضع چانهزنی خریده است.
در نهایت، نسبت تقاضای غنیسازی صفر با اهرم هرمز، نشاندهنده تغییر موازنه قدرت در مذاکرات اسلامآباد است. تقاضای حداکثری آمریکا، بدون اهرم متقابل، غیرقابل اجرا به نظر میرسد، در حالی که تهدید هرمز ایران، هزینه عدم توافق را برای واشنگتن به شدت بالا برده است. این اهرم، ترامپ را به سمت انعطاف سوق خواهد داد، هرچند ممکن است مذاکرات به توافقی «کمتر از صفر» منجر شود. این نسبت، نه تنها آینده برنامه هستهای ایران، بلکه ثبات انرژی جهانی و تعادل ژئوپلیتیک را تعیین خواهد کرد. اگر ترامپ بر غنی سازی صفر اصرار ورزد، ریسک بازگشت به درگیری بالا میرود؛ اما اهرم هرمز، ایران را در موقعیتی قرار داده که میتواند تعدیل واقعی را بر امریکا تحمیل کند.
۲۱۳/۴۲