گروه اندیشه: جعفر گلابی در روزنامه اعتماد یادداشتی نوشته با تیتر «ایران و حیرت و شکوه». او در یادداشت خود تاکید می کند که ایران در نبردی ۴۰ روزه، با عبور از پنج لایه پدافندی ناتو و استقامتی حماسی در شهرهای موشکی، جهان را به تحسین واداشت. این پیروزی، نه فقط محصول موشکهای نقطهزن، بلکه ثمره پیوندِ ناگسستنی غیرتِ ملی و مدیریتِ خیرهکننده در پشت جبهههاست. این یادداشت را در ادامه می خوانید:
****
«حیرت» تنها حالت عقلانی است که در برابر ایران بزرگ قابل بروز است. بسان بسیاری از حکما و فلاسفه که جهان پرآشوب و پیشبینیناپذیر و آکنده از رمز و راز را دیدهاند و جز حیرتشان نیفزوده است. ۲ هفته پس از آغاز جنگ امریکا و اسراییل علیه بوم و بر کهن و پرآوازمان همین جا عرضه داشتم که تا همین لحظه فارغ از هر نتیجهای که مترتب جنگ شود، ایران پیروز شده و منصفان عالم در مقابلش تعظیم خواهند کرد.
پیرامون جنگ عنیف ۴۰ روزه روزنامهها و سایتها و هفتهنامهها و ماهنامهها کفایت نمیکنند، کتابها لازم است و نوشته خواهد شد و هزاران نکته باریکتر از مو شکافته خواهند شد. قلم در این عرصه به عجز مبتلاست و میان انتخاب انواع واقعیتها سرگردان. از کجا بگوییم و بنویسیم؟
از اوج مظلومیت و غربت یک ملت که طی سالها هدف هزاران فشار و توطئه و خباثت و خیانت و جنایت و حمله و حیله و نامردی و نامردمی و زور و ضربه و حتی نامهربانی طبیعت قرار گرفت و پهلوانانه نشکست و ماند و الگوی ماندن شد؟ از اقتدارش بنویسیم که ماندنی سرافرازانه و خیرهکننده را به نمایش گذاشت؟ از کدام غم و غرورش بگوییم؟ آیا تجمع و راهپیمایی زیر خطر بمب و موشک باورپذیر است؟
در جایی نوشتم زحمت تاریخنگاری این فصل را نکشید، فردا که دانشجویان تاریخ به این نقطه برسند حرف استاد را نمیپذیرند، خواهند گفت؛ استاد شعر میگویی؟ افسانه میبافی؟ آیا قصه اعجاز دانشمندان و مهندسان و نیروهای مسلح قابل باور است که در اوج تحریمها، موشکهای نقطهزن بسازند که همه کشورهای منطقه و ناتو و امریکا جمع شوند و هر کس هر چه دارد رو کند و این موشکها تازه به ۵ لایه دفاعی اسراییل برسند و شکوهمندانه عبور کنند و کودککشان نژادپرست را سیلی بزنند؟
شاید مردم کمتر بدانند که فرزندانشان در جبهههای نبرد چه کردهاند؟ سینه شهرهای موشکی که خود شهرهای عجایبند آماج صدها، بلکه هزاران انواع بمبهای هوشمند و سنگرشکن و چند تنی قرار گرفت و چون دیو سپیدمان دماوند ماندند و قلههای گیتی شدند.
بچههای گمنام موشکپران چون رستم تهمتن دلاوریها کردند: آستانه شهرها بیوقفه بمباران شد تا بلکه وقفهای در خشم و خروش قلندران پارسی به وجود آورند ولی آنان درنگ هم نکردند و راههای پرواز خرمشهرها و خیبرشکنها را باز کردند.
معجزهها در جبهههای مقدم اینگونه بود ولی پشت جبههها هر جا که مینگریستی، سلحشوری و پشتکار و عظمت تماشایی است؛ نیروهای امدادی چونان فرشتههای نجات کارستانی فوق تصور به وجود آوردند، مهندسان و کارکنان برق برای روشن ماندن چراغ خانهها جانانه جنگیدند، پرستاران و پزشکان در التیام زخمها حماسهها آفریدند، میدانداری و کارزار از رانندگان و گمرکیان تا پارکبانان و مغازهداران گسترش یافت و انصافا مسوولان دولتی مدیریت را جلایی خیرهکننده بخشیدند و...
آیا اندکی از این هزارها کافی نیست که عظمت تبلور یافته یک تمدن دیرین جهان ستایش شود؟ ای همه بشریت به سرزمین فردوسی خیره شو و بر خویش مباهات کن که دنیا ایران را دارد. با این همه ادامه کار همچنان به حیرتآفرینی ایرانیان نیازمند است. تا تثبیت دستاوردهای عینی ملت بزرگوار ایران راه پرپیچ خمی در پیش است.
برای پشت سر گذاشتن این راه با همان عزم و آگاهی و پشتکار و عیاری و صبر و سلامت و خلوص ۴۰ روزه در صحنه بمانیم و دوباره و صدباره ایران و شهدایش را فریاد کنیم تا ماندن دیگرگونهاش را جشن بگیریم.
۲۱۶۲۱۶