به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، امام جعفر صادق(ع) پیشوایی بود که با نهضت عظیم علمی خود مدینه را به کانون تپنده دانش و معرفت بدل کرد. در روزگاری که غبار فتنه و تزویر چهره حقیقت را پوشانده بود، ایشان پرچم صدق و راستی را برافراشت. مکتب صادقیه تنها یک مدرسه فقهی نبود، بلکه تجلی عقلانیت و تبیین ناب توحید در برابر انحرافات بود. هزاران شاگرد در محضرش زانو زدند تا عطر دانش و فقه محمدی را به رگهای تاریخ تزریق کنند، اما افسوس که کینه حاکمان جور، این خورشید فروزان را برنتافت و با زهر جفا، جهان را از فیض حضورش محروم کرد. امروز بقیع، سوگوار مردی است که وارث حلم حسنی و حماسه حسینی بود و در سکوت، فریاد مظلومیت شد. غربت مزار بیچراغ ایشان، گویاترین سند برای حقانیت مسیری است که با خون دل و مجاهدت علمی بنا نهاد.
بنابر روایت ایکنا از خراسانرضوی با حجتالاسلام محمد نصیری، پژوهشگر دینی و عضو نخبگان تبلیغی مجمع خطبای خراسان گفتوگویی کرده است که در ادامه مشروح آنرا میخوانیم:
مهمترین ویژگی مکتب فکری امام صادق(ع) چه بود؟
نکته بسیار مهمی که در زندگی و سیره گفتاری و عملی امام جعفر صادق(ع) وجود دارد، تأکید فراوان ایشان بر پیروی از سیره رسول خدا(ص) است. امام صادق(ع) چه در گفتار و چه در رفتار، همواره سخنان، کردار و سبک زندگی ایمانی خود را به سیره پیامبر اکرم(ص) ارجاع میدادند و به همین دلیل، در عصر امام صادق(ع) آنچه که دانشمندان، اندیشمندان، اهل فضل و قلم نتوانستند انجام دهند، امام صادق(ع) با شباهت آشکاری که به رسول خدا(ص) داشتند، در بین بنیهاشم و اهل بیت(ع) برجسته کردند. بهطور نمونه، عمر بن ابی المقداد که از رجال برجسته اهل سنت و غیر شیعه است، میگوید هر وقت به جعفر بن محمد(امام صادق(ع)) نگاه میکردم، احساس میکردم که او از سلاله انبیاست که این سخن نشاندهنده شخصیت، منش و رفتار بسیار شبیه ایشان به پیامبران الهی است.
در نقل دیگری از ابن خلکان آمده است که یکی از ائمه اثنی عشر در مذهب امامیه و از سادات و اهل بیت رسالت، امام صادق(ع) بود و از آن جهت ایشان را صادق میگفتند که هرچه میگفت، درست بود و فضیلت ایشان مشهورتر از آن است که بیان شود. با توجه به این موارد، میتوان گفت یکی از مهمترین ویژگیهای مکتب جعفری و مکتب امام صادق(ع) نزدیکی آن به سیره، سخن و شخصیت رسول خدا(ص) است و این موضوع اهمیت ویژهای دارد و امام صادق(ع) در فرصتی که برای تأثیرگذاری علمی، اخلاقی و فکری بر جامعه مسلمانان یافتند، از این فرصت استفاده کردند تا این قرابت و نزدیکی را به مردم بشناسانند و دلیل این امر آن بود که دشمنان اهل بیت(ع) با ترفندهای مختلف، سعی در ایجاد فاصله بین اهل بیت(ع) و مکتب الهی و همچنین پیروان امیرالمؤمنین(ع) داشتند. این فاصلهاندازی از طریق شیطنتها، حیلههای رسانهای و مدیریت افکار عمومی به شکلی ناجوانمردانه صورت گرفته بود، اما حقیقت امر این است که هیچ فاصلهای بین مکتب اهل بیت(ع) و رسول خدا(ص) وجود ندارد و این موضوع را امام صادق(ع) به وضوح نشان دادند و حتی مخالفان خود را نیز به پذیرش این حقیقت واداشتند. حضرت امام صادق(ع) تلاش بسیاری داشتند که با گفتار و رفتار خود ثابت کنند مکتب اهل بیت(ع) نزدیکترین و شبیهترین مکتب فکری به رسول خدا(ص) است.
این مورد یکی از برجستهترین ویژگیهای مکتب فکری امام صادق(ع) بود و ایشان بر آن تأکید داشتند و موفق شدند این اعتراف را حتی از بزرگان غیر شیعه بگیرند که سیره ایشان، نزدیکترین و شبیهترین سیره به پیامبران و رسول خدا(ص) است. یکی دیگر از ویژگیهای برجسته مکتب امام صادق(ع) احیای معارف ناب قرآنی و نبوی است. واقعیت تلخ این است که فتنه، آشوبهای سیاسی، زورگیریها و بیعدالتیها در جامعه، در کنار جاهطلبیها، باعث شده بود مردم از سیره پیامبر اکرم(ص) فاصله بگیرند. اگر بخواهم بهطور جزئی مثال بزنیم، نه نماز مردم شبیه نماز پیامبر(ص) بود و نه عباداتشان و به لحاظ اخلاقی نیز جامعه فاصله بسیاری با خلق نبوی داشت. از نظر معرفتی و شناختی نیز مردم به شدت از قرآن دور شده بودند و یکی از آثار این دوری، حادثه کربلا بود. اگر جامعه اسلامی واقعاً پیرو قرآن و نزدیک به سیره پیامبر بود، چگونه خون امام حسین(ع) ریخته شد؟
کسانی که در مناصب دینی و حکومت اسلامی بودند، کاملاً افکار و روشهایشان در تقابل با قرآن و اهل بیت(ع) بود و به همین دلیل امام صادق(ع) تلاش فراوانی کردند تا معارف ناب اسلام را در حوزههای مختلف، بهویژه مباحث معرفتی، احیا کنند. ایشان فهم درست از دین را زنده کردند و این همان چیزی است که امروزه از آن بهعنوان فقه اسلامی یا فقه جعفری یاد میکنیم. فقه جعفری مجموعهای از دانشها است که امام صادق(ع) طراحی و ارائه کردند و به مسلمانان و شاگردانشان تعلیم دادند تلا امت اسلام به درک بهتر و دقیقتری از معارف اسلامی دست یابند.
احیای عقلانیت دینی نیز از جمله برنامههای امام صادق(ع) بود. ایشان میخواستند مردم به رشد عقلانی برسند و خردورزانه زندگی کنند. این امر را امام صادق(ع) احیا کردند، زیرا این جمله معروف وجود دارد که «آنچه عقل به آن حکم میکند، شرع نیز به آن حکم میکند.» اگر عقل مردم سالم باشد و درست فکر کنند و اسیر هوای نفس و وسوسههای شیطان نشوند، میتوانند درست اندیشه کنند. آنچه عقل سالم به آن حکم میکند، همان چیزی است، که شرع مقدس ارائه کرده است. هر آنچه را که عقل سالم، خرد خراب نشده و خرد اسیرِ شیطان و نفسانیات نشده به آن حکم کند، شرع مقدس نیز آن را تأیید میکند و بدین ترتیب، انسان دو بال برای حرکت و رشد دارد، عقل و احکام اسلامی. امام صادق(ع) تلاش بسیاری برای احیای خردورزی سالم کردند، همچنین، احیای اخلاقیات نیز از دیگر اقدامات ایشان بود، جامعه به شدت از اخلاق نبوی فاصله گرفته بود و امام صادق(ع) در مباحث اخلاقی سخنانی فرمودند و خودشان نیز در عمل، تمام مفاهیم و تعالیم اخلاقی را به مردم ارائه میدادند و مردم نیز به آنها عمل میکردند، بنابراین ویژگی دیگر مکتب امام صادق(ع)، احیای معارف قرآنی، دینی و نبوی در سه حوزه فقه اسلامی، عقلانیت و خردورزی و رشد اخلاقی جامعه بود.
شهادت امام صادق(ع) چه نسبتی با شرایط سیاسی و اجتماعی زمان ایشان دارد؟
ویژگیهایی که از امام صادق(ع) برشمردیم و به بخشی از آنها اشاره شد، باعث شد تا تأثیرگذاری ایشان بر آحاد مردم و بخشهای مختلف جامعه بسیار زیاد باشد. اندیشمندان، دانشمندان و فرهیختگان تحتتأثیر ایشان قرار گرفتند و تودههای مردم نیز از نظر اخلاقی و شخصیتی عمیقاً متأثر شدند. دشمنان، یعنی حاکمان ظالم وقت، این اثرگذاری را بر مردم احساس کردند و متوجه شدند که با وجود در دست داشتن قدرت، تأثیرگذارترین شخصیت در امت، امام صادق(ع) است و هرچند که ایشان ظاهراً در سیاست، حاکمیت و مسائل حکومتی هیچ دخالتی نداشتند و برنامهای ارائه نمیکردند، اما در عین حال به تأثیرگذارترین فرد در جامعه تبدیل شده بودند، هم از جهت سیاسی و اعتقادی و همچنین در سیره اجتماعی و اخلاقی مردم که این وضعیت خود به خود باعث شد دشمن حساس شود و این حساسیت منجر به جنایت علیه حضرت شود. واقعیت این بود که امام(ع) در بطن این حرکت علمی، رشد فکری، عقلی و رفتاری جامعه در حقیقت با حاکمان ظالم مبارزه میکردند. مبارزه امام صادق(ع) با جریانی بود که بنیعباس با ظلم و بیعدالتی در جامعه حاکم کرده بودند و میتوان گفت یک حکومت طاغوتی بود. امام صادق(ع) با رشد عقلانی جامعه، تربیت مردم و پرورش دانشمندان در حوزههای مختلف، مبارزهای فکری با جریان حاکم یعنی طاغوت زمان داشتند و به همین دلیل، دشمنان حساس شدند و دست به جنایت زده و امام صادق(ع) را به شهادت رساندند. شهادت حضرت به این دلیل رخ داد، که شرایط سیاسی و حکومتی حاکم بر جامعه، ایشان را بهعنوان یک تهدید تلقی کرده و تصمیم به شهادت ایشان گرفتند.
امروزه چه درسهایی از سیره امام صادق(ع) برای جامعه میتوان گرفت؟
تأثیرگذاری مکتبی و علمی امام جعفر صادق(ع) بهگونهای بود که ایشان را به نمادی برای مبارزه با طاغوت تبدیل کرد و این مبارزه در نهایت به شهادت ایشان انجامید. نکته مهم دیگر این است که رویارویی با طاغوت از ویژگیهای رشد یک جامعه محسوب میشود. اگر بخواهیم مسلمان واقعی و پیرو حقیقی امام صادق(ع) باشیم، نقطه اوج رشد فکری و تربیتی ما باید همان نقطه اوج ائمه(ع) باشد. این نقطه اوج، در جدال و تقابل با طاغوت تجلی مییابد، همانگونه که در واقعه کربلا، امام حسین(ع) فرمودند، «هیهات منا الذله» ذلت از ما دور است و اعلام کردند که هرگز با کسانی چون یزید بیعت نخواهند کرد.
نقطه اوج مکتب امام صادق(ع) آنجاست که باورهای فکری با بدن و عمل پیوند میخورد و منجر به کنشگری میشود. موقعیتی که امروز ملت، رهبری، دولت و نظام ما در آن قرار دارد، ترکیبی از قدرت، شجاعت و بصیرت است، عناصری که هر سه برای رویارویی با طاغوت ضروری هستند. ما نیز هم شجاعت لازم را داریم و همچنین توان و شایستگی آن را. این موقعیت نقطه اوج یک جامعه پویا و انقلابی است و اگر بخواهیم پیرو امام صادق(ع) و مکتب اهل بیت(ع) باشیم، باید شایستگی خود را در این موقعیت، یعنی جدال و رویارویی با طاغوت نشان دهیم.