بیگمان برگزاری انتخاباتی سالم، رقابتی و مشارکتمحور هدف ارزشمند هر نظام مردمسالاری است، اما پرسش کلیدی اینجاست: آیا جامعه ایران در شرایط کنونی، از حیث اجتماعی و اقتصادی، ظرفیت برگزاری یک انتخابات پرشور و در عین حال آرام را در این بازه زمانی کوتاه دارد؟
در شرایطی که کشور با شرایط جنگی و مشکلات اقتصادی و معیشتی روبروست، هزینه های سنگین تبلیغاتی میتواند محل اختلاف و بروز نارضایتیها باشد. در شرایطی که بسیاری از خانوادهها برای تأمین حداقلهای زندگی با مشکل مواجهاند، هزینههای سنگین تبلیغات نامزدها، نه تنها یک مزیت رقابتی ناعادلانه ایجاد میکند، بلکه میتواند بستر نارضایتیها و بروز اتهامات را ایجاد کند که اصل رقابت سالم زیر سؤال میرود.
اما تلخترین و هشداردهندهترین بخش این ماجرا، تأثیر اختلافات لیستهای انتخاباتی بر همبستگی اجتماعی و نیروی مقاومت مردمی در #خیابان است. تجربه تلخ سالهای گذشته نشان داده است که رقابتهای شعاری و جناحی، به سرعت به دوقطبیهای نامتعارف در میان مردم عادی تبدیل میشود. این دوقطبیها، اتحاد اجتماعی و امنیت ملی را خدشهدار کرده و سرمایه گرانبهای مقاومت جانانه مردم در برابر تهدیدات خارجی را فرسایش میدهد. خیابان، جایی که این شبها به نماد اصلی و موثر وحدت و ایستادگی تبدیل شده نباید در ایام انتخابات به میدان درگیریهای کلامی و شعاری میان حامیان جریانهای مختلف بدل شود.
با توجه به موارد فوق، منطق حکم میکند که به جای اصرار بر برگزاری شتابزده انتخابات در کوتاهترین زمان، دولت و نهادهای متولی با درایت و دوراندیشی، زمان برگزاری انتخابات را حداقل ۶ ماه تا یک سال به تعویق بیندازند و در این فاصله زمانی تکالیف جاری شوراها به صورت موقت و با نظارت دقیق به وزارت کشور، استانداریها و فرمانداریها تفویض شود تا خللی در اداره شهرها ایجاد نشود و پس از فراهم شدن زمینههای اجتماعی و اقتصادی برای برگزاری انتخاباتی آرام و با نشاط شاهد انتخاباتی باشکوه باشیم
بابد بدانیم تعویق هوشمندانه، نشانه ضعف نیست؛ بلکه نشانه بلوغ سیاسی و توجه به مصالح پایدار کشور است و مسوولان با شنیدن صدای خرد جمعی تصمیماتی مبتنی بر اقتدار جمعی و همبستگی اجتماعی بگیرند.
۲۹۲۹