به گزارش خبرآنلاین، دیوید روزنبرگ در تحلیلی برای فارن پالیسی مینویسد: تحولات سالهای اخیر، بهویژه پس از فوریه ۲۰۲۶ و حمله به ایران، اسرائیل را در موقعیتی متناقض قرار داده است. در حالی که بنیامین نتانیاهو این نبردها را پیروزیهایی استراتژیک قلمداد میکند، واقعیتهای میدانی نشاندهنده فرسایش عمیق در پایههای اصلی قدرت اسرائیل یعنی نظامیگری، اقتصاد و اتحاد با ایالات متحده است.
حوزه نظامی: فرسودگی و بحران نیروی انسانی
به نوشته فارن پالیسی اگرچه ارتش اسرائیل توانسته ضرباتی فنی و تاکتیکی به بدنه نظامی ایران و متحدانش در منطقه آن وارد کند، اما این موفقیتها به بهای گزافی به دست آمده است. ارتش اسرائیل اکنون درگیر یک «جنگ ابدی» در چندین جبهه (غزه، جنوب لبنان، سوریه و کرانه باختری) شده که با توان انسانی آن همخوانی ندارد.
طبق هشدار مقامات ارشد نظامی، ارتش با کمبود دستکم ۱۵ هزار سرباز روبروست و در آستانه «فروپاشی از درون» قرار دارد. فشار بر نیروهای ذخیره به حد اشباع رسیده و امتناع از لغو معافیتهای مذهبی برای حریدیها، بحران مشروعیت و کمبود پرسنل را تشدید کرده است.
تداوم جنگ همچنین باعث فرسودگی شدید ادوات و کاهش نگرانکننده ذخایر موشکهای رهگیر شده است.
حوزه اقتصادی: پایان دوران تابآوری
اقتصاد اسرائیل که دههها به «انعطافپذیری در برابر جنگ» شهرت داشت، اکنون تحت فشار سیاستهای مالی نتانیاهو با تهدیدی ساختاری روبروست.
هزینههای مستقیم نظامی تنها تا پیش از جنگ ایران، حدود ۱۱۶ میلیارد دلار برآورد شده بود. حمله به ایران نیز میلیاردها دلار دیگر به این بار اضافه کرده است.
نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی (GDP) که پیشتر ۶۰ درصد بود، اکنون به بالای ۷۰ درصد جهش کرده است. اصرار بر افزایش ۱۱۶ میلیارد دلاری بودجه نظامی در دهه آینده (که هزینههای نظامی را به ۶ درصد از تولید ناخالص داخلی میرساند)، بدون افزایش مالیات یا کاهش خدمات رفاهی، عملاً اقتصاد را به سمت رکود و بدهیهای غیرقابل جبران سوق میدهد.
روابط با واشینگتن: شکاف در بدنه اتحاد
شاید حیاتیترین آسیب، در روابط استراتژیک با آمریکا رخ داده باشد. اگرچه در ظاهر حمایتهای مالی و نظامی همچنان ادامه دارد، اما نشانههای جدی از رسیدن این روابط به «نقطه افول» دیده میشود:
گزارشهایی مبنی بر اینکه نتانیاهو با فریبکاری، ترامپ را به جنگ با ایران کشانده، باعث شده تا در میان محافل جمهوریخواه و جنبش بازگشت عظمت آمریکا (MAGA)، اسرائیل به عنوان عامل هزینهتراش برای منافع آمریکا شناخته شود. این خطر وجود دارد که در صورت تداوم مشکلات اقتصادی و سیاسی در آمریکا، اسرائیل به «سپر بلا» برای شکستهای واشینگتن تبدیل شود.
نظرسنجیها نشاندهنده سقوط بیسابقه محبوبیت اسرائیل در میان مردم آمریکاست. نظرسنجیها نشان میدهد که ۶۰ درصد از شهروندان آمریکایی به اسرائیل نگاه منفی دارند. این مخالفت دیگر محدود به دموکراتها نیست و جوانان جمهوریخواه نیز بهشدت از سیاستهای جنگطلبانه اسرائیل رویگردان شدهاند.
نتانیاهو با نادیده گرفتن واقعیتهای اقتصادی و دیپلماتیک، همچنان بر طبل جنگ میکوبد. اما حقیقت تلخ برای تلآویو این است که «برتری نظامی مطلق» دیگر به معنای «پیروزی» نیست. حماس و حزبالله علیرغم خسارات سنگین، تسلیم نشدهاند و ایران همچنان توانایی تهدید منافع رژیم اسرائیل را دارد.
اسرائیل اکنون در دامی گرفتار شده که در آن منابعش رو به اتمام است، ارتشش فرسوده شده و مهمترین حامی بینالمللیاش در حال بازنگری در هزینه-فایده این اتحاد قدیمی است. ادامه این مسیر، اسرائیل را نه به سوی امنیت، بلکه به سوی آیندهای با جنگهای بیپایان و انزوای تدریجی هدایت میکند.
۴۲/۴۲