خبرآنلاین - کلاید راسل، تحلیلگر انرژی در یادداشتی در رویترز نوشت: این یک توهم است که هر دولتی تصور خودش یا هر کشور دیگری میتواند به عنوان برنده از درگیری خاورمیانه، بیرون بیاید.
واقعیت این است که حتی با وجود آتشبس و احتمال از سرگیری تردد کشتیها از طریق تنگه هرمز (در صورت توافق ایران و آمریکا)، بحران انرژی برای اقتصاد جهانی قطعی و اجتنابناپذیر است. آنچه برای جلوگیری از بدتر شدن این وضعیت ناگوار لازم است، تفکر روشن و منطقی از سوی دولتها، شرکتها و مصرفکنندگان است.
چهار توهم خطرناک در سایه بحران
اولین توهم این است که فکر کنیم بازگشایی تنگه هرمز مشکلات فعلی مربوط به تامین نفت خام، محصولات پالایششده و گاز طبیعی مایع را حل خواهد کرد.
دومین توهم این است که تصور کنیم دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده و دولت او عقلانی عمل میکنند، تصمیمات سنجیدهای میگیرند و کاملاً با آسیبهای اقتصادی وارد شده به متحدان پیشین خود در خلیج فارس، اروپا و آسیا همگام و آگاه هستند.
سومین توهم این است که فکر کنیم این صرفاً بحران قیمت نفت خام است، در حالی که در واقع یک وضعیت اضطراری بر سر تامین محصولات پالایششده، به ویژه برای کشورهای واردکننده سوخت محسوب میشود.
در نهایت، چهارمین توهم این است که فکر کنید سیاستهای کوتاهمدت مبتنی بر منافع شخصی، کشور شما را از بدترین پیامدهای این بحران نجات خواهد داد.
واکنشهای جهانی و شوک عرضه
پایان دادن به صادرات سوخت تصفیهشده توسط چین ممکن است تامین منابع داخلی این کشور را تضمین کند، اما اگر همسایگان آسیایی چین هم به دلیل کمبودها مجبور شوند بخش عمدهای از اقتصاد خود را تعطیل کنند، چقدر طول میکشد تا این موضوع گریبانگیر صنایع صادراتی خود چین شود؟
نشانههای دلگرمکنندهای وجود دارد که دولتها در حال درک ابعاد این بحران هستند؛ به عنوان مثال استرالیا واردات سوخت از تامینکنندگانی مانند ژاپن و سنگاپور را در ازای تعهد به ادامه تامین زغالسنگ و گاز طبیعی مایع تضمین کرده است.
با این حال، این سوال همچنان باقی است که جهان تا چه حد برای مقابله با از دست رفتن مداوم حدود ۱۲ میلیون بشکه در روز از نفت خام و محصولات پالایششده، که بیش از ده درصد از تقاضای روزانه است، آمادگی دارد؟
در طول همهگیری کرونا، با جلوگیری قرنطینههای جهانی از سفر و مصرف مردم، قیمتها و تقاضا سقوط کرد. اما شوک کنونی، یک مشکل نگرانکنندهتر در بخش عرضه است که باعث افزایش شدید قیمتها شده است؛ به طوری که قیمت محصولات فیزیکی مانند سوخت جت در سنگاپور بیش از دو برابر شده است.
در این میان دو عامل اساسی وجود دارد که به سادگی نمیتوان آنها را نادیده گرفت. نخست آنکه تنگه هرمز عملاً به روی کشتیها بسته مانده است و دوم اینکه هرگونه مذاکره برای پایان دادن به درگیری و بازگشایی این تنگه تاکنون با شکست مواجه شده است.
خطرات فراوان و سناریوهای پیشرو
اگرچه ممکن است هنوز راه خروجی از تشدید تهدیدآمیز اوضاع وجود داشته باشد، اما همچنان این خطر باقی است که تاسیسات بیشتری در خلیج فارس مورد حمله قرار گرفته و آسیب ببینند.
ایران تاکنون موفق شده است به کارخانههای گاز طبیعی مایع و تبدیل گاز به مایع قطر و همچنین پالایشگاهها و زیرساختها در امارات متحده عربی، کویت، بحرین و عربستان سعودی ضربه بزند.
تنگه هرمز برای اکثر مالکان کشتی بسیار پرخطرتر از آن است که به عبور از آن فکر کنند.
در این شرایط، ترامپ عملاً سه گزینه پیش رو دارد. گزینه اول این است که از آشفتگیای که ایجاد کرده است دور شود و در عین حال تلاش کند درگیری را به عنوان یک پیروزی جلوه دهد.
گزینه دوم تشدید شدید اوضاع است که خطر یک درگیری طولانی با آسیبهای عظیم به زیرساختهای انرژی خلیج فارس و در نتیجه بحران شدید انرژی جهانی و رکود اقتصادی را به جان میخرد.
گزینه سوم نیز پذیرش یک راهحل مبتنی بر مذاکره است که احتمالاً نسبت به آنچه قبل از شروع درگیری در ۲۸ فوریه وجود داشت، بیشتر به نفع ایران خواهد بود. این گزینه احتمالاً کمترین آسیب را به اقتصاد جهانی وارد خواهد کرد، اما با توجه به اظهارات و اقدامات طرفهای درگیر، کماحتمالترین گزینه به نظر میرسد.
چشمانداز تاریک اقتصاد جهانی
وادار شدن کشورها به کاهش تقاضای جهانی نفت خام و محصولات پالایششده به میزان حدود ده درصد از سطوح فعلی، به طور مساوی در سراسر جهان اتفاق نخواهد افتاد و به یکباره نیز رخ نخواهد داد. کشورهای فقیرتر در آسیا و آفریقا اولین ضربهها را متحمل خواهند شد، زیرا آنها هم در تامین و هم در پرداخت هزینه محصولات پالایششده با مشکل مواجه میشوند. دولتها در سراسر جهان به جای اینکه به درون خود پناه ببرند، باید برای عبور از این بحران با یکدیگر همکاری کنند، اما پیش از آن باید وخامت اوضاع را به درستی درک کنند.
به نظر میرسد دولت ایالات متحده و رئیسجمهور آن از واقعیت جدا شدهاند و اکنون به گونهای عمل میکنند که به منافع متحدان سنتی آسیب میرساند. تاثیرات اصلی این بحران احتمالاً در ماه مه احساس خواهد شد، زمانی که پالایشگاهها، به ویژه در آسیا، برای تامین نفت خام به تکاپو میافتند. اثرات دور دوم مانند تورم بالاتر، کاهش تجارت جهانی، از دست دادن مشاغل و ناآرامیهای اجتماعی نیز احتمالاً در نیمه دوم سال پدیدار خواهند شد.
۴۲/۴۲