به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در دهههای سی و چهل که هنوز شمار زیادی از مردم ایران سواد خواندن و نوشتن نداشتند، و ارتباط از راه دور جز از راه تلفن که انگشتشمار در خانههای مردم وجود داشت، از طریق نامه مهیا میشد، جلوی اداره پست تهران مملو بود از جمعیتی که صف کشیده بودند تا سر یکی از نامهنویسهای مستقر در آنجا خلوت شود و نامهشان را بنویسد. نامهنویسها اول شمارشان اندک بود اما به مرور بیشتر و بیشتر شدند به طوری که در فروردین ۱۳۴۳ به سیصد نفر رسیدند. آنها علاوه بر نوشتن نامه تمبر نیز به مشتریها میفروختند و گاه خود به جمع کردن کلکسیون تمبر میپرداختند. این شلوغی جلوی اداره پست چندان صحنه زیبایی خلق نمیکرد، و روسای اداره پست بارها کوشیدند نامهنویسان را از آنجا به محل دیگری کوچ دهند که با مقاومت شدید آنان مواجه شدند. با این حال روز پنجشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۴۳ رئیس اداره پست تهران صراحتا اعلام کرد که تصمیم گرفته بیش از ۳۰۰ نفر نامهنویسانی را که در اطراف اداره پست تهران اجتماع کردهاند به پارکشهر منتقل کند. روزنامه کیهان در همان روز با او و نیز چند تن از نامهنویسان به گفتوگو نشست، که مشروح آن را در پی میخوانید:
آقای رئیسی رئیس اداره پست تهران در این مورد گفت: «برای انتقال این عده هنوز تصمیمی اتخاذ نشده است. اما باید بگویم تعداد نامهنویسها که در آغاز در حدود ۴۰ تا ۵۰ نفر بودند اکنون به بیش از سیصد نفر رسیده است به طوری که نظم اداره پست را به هم زده و وضع بسیار بدی در اطراف اداره پست به وجود آوردهاند. این وضع از نظر مردم و خارجیهایی که به ایران میآیند اثر نامطلوبی دارد علاوه بر آن، این عده کارهایی میکنند که خلاف قانون است مثلا تمبر یک ریالی را به دو ریال و دو ریالی را بیشتر از قیمت تعیینشده میفروشند. کاغذ و پاکت را هم گران در دسترس مردم میگذارند و باعث نارضایی مردم میشوند. عدهای از اینها علاوه بر نامهنویسی به خرید و فروش تمبر و کلکسیون آن اشتغال دارند.»
وی درباره شعب پست گفت: «اداره پست تهران به چند ناحیه تقسیم میشود تا مردم بتوانند بهسهولت نامههای خود را به پست بیندازند و یا برای تهیه تمبر مراجعه کنند.»
وی در پایان مصاحبه اضافه کرد که: «در تمبرهای پست تغییراتی داده میشود تا نامهنویسها و دیگر کسانی که مقصودشان تقلب و استفاده از تمبرهای باطله است نتوانند مقصود خود را عملی کنند.»
اگر بخواهند ما را منتقل کنند، اداره پست را هم باید منتقل کنند
آقای محمد عظیمپور که میگوید مدت ۱۷ سال است مقابل اداره پست تهران به کار نوشتن نامه اشتغال دارد اظهار میداشت: «اگر بخواهند ما را به پارکشهر منتقل کنند اداره پست هم باید به پارکشهر منتقل شود. اگر ما را به پارکشهر منتقل کنند وزارت پست و تلگراف بزرگترین ظلم را در مورد ما روا داشته است، زیرا از نان خوردن میافتیم. تاکنون چند بار خواستند ما را به جای دیگر منتقل کنند ولی در اثر پافشاری ما نتوانستند این تصمیم را عملی سازند. از طرفی قول دادهاند که به ما باجه (کیوسک) بدهند و معلوم نیست که به قولشان عمل خواهند کرد یا نه.»
اگر مرا از اینجا بلند کنند باید سرقفلی بدهند!
نامهنویس دیگری که حاضر نشد نامش در روزنامه چاپ شود گفت: «از ۲۵ سال پیش این کار را شروع کردم و در همین نقطهای که الان میبینید نشستهام و نامهنویسی میکنم. اینجا سرقفلی دارد و اگر بخواهند مرا از اینجا بلند کنند باید سرقفلی بدهند.»
و در این موقع نامهای از جیب درآورد و در حالی که آن را به خبرنگار ما نشان میداد گفت: «طبق این نوشته من اجازه دارم در این نقطه نامهنویسی کنم و هیچکس قادر نیست مرا از این نقطه تکان بدهد.»
ما عضو لاینفک اداره پست هستیم
آقای باقری نامهنویس دیگر اظهار داشت: «هرجا ساختمان اداره پست باشد نامهنویسها هم باید همانجا مستقر شوند. ما عضو لاینفک اداره پست هستیم. من و فرزندانم ۱۶ سال است که از نامهنویسی نان میخوریم.»
آقای پوربحری نامهنویس دیگر اظهار داشت: «درآمد روزانهام بیش از ۵۰ ریال است، مدت ۲۴ سال است که در اینجا نامه مینویسم. روزی به ما گفتند همه نامهنویسها را به حیاط داخلی اداره پست منتقل میکنیم. فقط چند نفر از ماها هستند که اجازه نامهنویسی دارند یعنی میتوانند جلوی پستخانه نامهنویسی کنند ولی از شما میپرسم تکلیف ما که اجازه نداریم با زن و بچههایمان چه خواهد شد.»
۲۵۹