به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، جاده ابریشم از مجموعهای از مسیرهای تجاری تشکیل میشد که بیش از ۱۵۰۰ سال مورد استفاده قرار گرفتند. در مجموع، این مسیرها حدود ۴۰۰۰ مایل از چانگآن (شیآن امروزی) در چین تا بنادر مدیترانه امتداد داشتند. این مسیر در امتداد دیوار بزرگ چین پیش میرفت، از صحرای «تکلهمکان» عبور نمیکرد بلکه آن را دور میزد، سپس از کوههای پامیر بالا میرفت و از افغانستان میگذشت. از آنجا، راه تا سرزمین شام (لِوانت) ادامه پیدا میکرد، جایی که کالاها میتوانستند از طریق دریای مدیترانه حمل شوند. جاده ابریشم از سال ۱۳۰ پیش از میلاد، زمانی که سلسله «هان» تجارت با غرب را آغاز کرد، بر جوامع مختلف و بر تاریخ جهانی تأثیر گذاشته است.
خاستگاه جاده ابریشم
مسیر تجاری جاده ابریشم در دوران گسترش سلسله هان پدید آمد و تا دهههای ۱۴۰۰ میلادی ادامه داشت؛ زمانی که تجارت دریایی به گزینهای محبوبتر تبدیل شد. اما این مسیر تنها برای تسهیل تجارت پارچه ایجاد نشده بود، بلکه به دلیل نیاز فوری به متحدان نظامی آغاز شد.
در سال ۱۳۸ پیش از میلاد، امپراتور وو هان فرستاده و افسر نظامیای به نام «ژانگ چیان» را در مأموریتی دیپلماتیک به غرب فرستاد. «هان»ها در میانه یک درگیری طولانی با «شیونگنو»، اتحادیهای قبیلهای و کوچنشین در شمال، قرار داشتند. مأموریت ژانگ چیان این بود که مردم «یؤژِی» را بیابد و با آنان اتحاد تشکیل دهد. اما در رویدادی هولناک، ژانگ و خدمتکارش «گانفو» به دست «شیونگنو»ها گرفتار شده و بیش از یک دهه در اسارت بودند. با این حال، بازگشت او به چین در سال ۱۲۶ پیش از میلاد، برای دربار امپراتوری چیزی فراتر از فرصت ایجاد یک پیمان نظامی به همراه داشت. ژانگ اطلاعات دقیق و ارزشمندی درباره تمدنهای آسیای مرکزی، ازجمله دره فرغانه (ازبکستان امروزی) و همچنین بازماندههای هلنیستی امپراتوری اسکندر مقدونی ارائه کرد.
اعتبار تصویر: از طریق ویکیمدیا کامنز
ژانگ گزارش داد که او «اسبهای آسمانی» را دیده است؛ اسبهایی فوقالعاده نیرومند که از تنشان خون عرق میکرد. او اشاره کرد که جثه این اسبها بسیار بزرگتر و نیرومندتر از اسبچههای کوچک دشتهای چین بود. تمایل شدید برای به دست آوردن این اسبها جهت مقابله با سوارهنظام شیونگنو، به گشایش رسمی مسیرهای جاده ابریشم منجر شد؛ به طوری که «اولین مایل» این مسیرها توسط ارتش پاکسازی و آماده شد. تا سال ۱۳۰ پیش از میلاد، سلسله هان گذرگاه گانسو را تحت کنترل خود درآورده بود. این کار شکاف میان شرق و شبکه تجارت فرا اوراسیایی را پر کرد.
اعتبار تصویر: ایگور زویوک، از طریق Shutterstock.com.
سامانههای پیکرسانی آسیای مرکزی
«هان»ها دروازه تجارت را گشودند و این دادوستد همچون یک نظام عظیم «رلهای» عمل میکرد. هیچ تاجری کل مسیر ۴۰۰۰ مایلی جاد ابریشم را طی نمیکرد. در عوض، کالاها دستکم دهها بار میان تاجران رد و بدل میشد و از امپراتوریهای کوشانی و اشکانی عبور میکرد؛ امپراتوریهایی که نقش «واسطه» را داشتند. این دولتها روند کلی جابهجایی کالا را مدیریت میکردند و از طریق مالیات و هزینههای حفاظت، ثروت به دست میآوردند.
امپراتوری کوشانی حلقه حیاتی میان شرق و غرب بود. کوشانیان دقیقاً در نقطه تلاقی نفوذ ایرانی، یونانی و هندی قرار داشتند و همین موقعیت، مرکزیتی چندفرهنگی ایجاد کرده بود. در دوران پادشاهی کانیشکا کبیر، کوشانیان به حامیان اصلی بودیسم تبدیل شدند. این حمایت، امنیت و منابع مالی لازم را برای راهبان فراهم میکرد تا همراه کاروانهای تجاری سفر کنند. کوشانیان همچنین سبک هنری «گندهارا» را پرورش دادند. این سبک، بوداییان را با ویژگیهای چهره یونانی و لباسهایی شبیه توگاهای رومی به تصویر میکشید. این تصاویر که «یونانی ـ بودایی» نامیده میشوند، به سمت شمال و شرق گسترش یافتند و برای یک هزاره به چهره تصویری دین در ژاپن، چین و کره تبدیل شدند.
وقتی کالاها بیشتر به سوی غرب و مدیترانه حرکت میکردند، وارد امپراتوری اشکانی میشدند که ایران امروزی است. اشکانیان مذاکرهکنندگان بسیار توانمندی بودند، بهویژه چون میدانستند موقعیت جغرافیاییشان بزرگترین دارایی آنها است. آنها به معنای واقعی کلمه دیواری میان روم و چین بودند. اشکانیان از نقش واسطهگری میان شرق و غرب سود میبردند و موقعیتشان اغلب باعث میشد تماس مستقیم میان چینِ «هان» و روم دشوار و محدود بماند. آنان میخواستند جایگاه خود را به عنوان واسطه (و قدرت چانهزنی همراه آن) حفظ کنند.
در سال ۹۷ میلادی، فرستادهای چینی به نام «گان یینگ» تمام تلاش خود را برای رسیدن به روم به کار گرفت. او به خلیجفارس رسید، جایی که دریانوردان اشکانی فوراً او را قانع کردند سفر دریایی پیش رو خطری مرگبار برایش به همراه خواهد داشت. گان یینگ با ترس بازگشت و این ارتباط مستقیم هرگز شکل نگرفت.
روم و مدیترانه
تا سده نخست پیش از میلاد، پس از الحاق مصر و سرزمین شام، روم به مقصدی مهم برای کالاهای لوکس شرقی تبدیل شد؛ کالاهایی که از صافی امپراتوریهای کوشانی و اشکانی عبور میکردند. روم همچنین به بادهای تجاری دریای سرخ دسترسی مستقیم یافت که امکان ورود کالاهای شرقی به امپراتوری را فراهم میکرد. شیفتگی امپراتوری روم به ابریشم در دوران آگوستوس به یک پدیده فرهنگی بدل شد. آن زمان، ابریشم چیزی بود که پیشتر هیچکس، بهویژه در مدیترانه، مانندش را ندیده بود. این پارچه سبک، براق و نیمهشفاف بود. خیلی زود نخبگان رومی آن را به نماد مطلق منزلت اجتماعی تبدیل کردند. با این حال، ابریشم همه را تحت تأثیر قرار نداد. «سِنِکای جوان»، فیلسوف رومی، لباسهای ابریشمی را به دلیل نپوشاندن کامل بدن و «تشویق به لذتگرایی» نکوهش میکرد.
فراتر از دغدغههای اخلاقی، این تجارت واقعیتی اقتصادی و دشوار نیز ایجاد کرد. «پلینیوسِ پیر» تاریخنگار رومی، ثبت کرده است که روم هر ساله نزدیک به ۱۰۰ میلیون سسترس به هند، چین و شبهجزیره عربستان برای پرداخت هزینه این کالاهای لوکس از دست میداد. سنای روم مجبور شد برای جلوگیری از کاهش ذخایر طلا و نقره برنامهریزی کند، پس تلاش کرد ابریشم را ممنوع کند یا دستکم با مالیاتهای سنگین آن را از بازار خارج کند. اما تقاضا بسیار بیشتر از آن بود که مهار شود. طلای روم چنان گسترده و پیوسته به سوی شرق جریان یافت که ثبات ثروت امپراتوری را برای سدههای طولانی تحت تأثیر قرار داد. در دوران معاصر، ظروف شیشهای رومی و سکههای طلای روم در مقبرههای «هان» کشف شدهاند که تأییدکننده جریان مداوم ثروت رومی به شرق است.
دین و فناوری
ابریشم شاید پُرزرقوبرقترین کالایی بود که در مسیرهای جاده ابریشم جابهجا میشد، اما این مسیر ۴۰۰۰ مایلی اهمیت بسیار بیشتری برای انتقال فناوری، باورهای دینی و ایدهها داشت. فراتر از بودیسم، جاده ابریشم به گسترش آیین زرتشتی، مانویت و مسیحیت نسطوری کمک کرد. شهرهای واحهایِ اطراف صحرای «تکلهمکان» ازجمله «دونهوانگ» شاهد بودند که جوامع مذهبی گوناگون در کنار هم با هماهنگی زندگی میکنند. ساخت غارهای «موگاو» (آغاز در سال ۳۶۶ میلادی) امکان حفظ هزاران نقاشی دیواری و دستنوشته را فراهم کرد؛ آثاری که آمیزهای از باورها را در قالب زیباییشناسی ایرانی، هندی و چینی به تصویر میکشند.
دانش مشترک، همراه با باورهای دینی، نیز بسیار حیاتی بود. اختراع کاغذ در چین، نظام ثبت و نگهداری اسناد را در برجهای دیدهبانی و مراکز اداری طول مسیر جاده ابریشم متحول کرد. چینیها همچنین روش کشت انگور و تولید شراب را از منطقه فرغانه فراگرفتند. در مقابل، چین درختان هلو و زردآلو را که زمانی بومی این سرزمین بودند، به غرب عرضه کرد. افزون بر این، فناوریهای تولید فولاد از دشتهای اوراسیا عبور کرد. این روشها تحت تأثیر قبایل کوچنشینی بودند که برای بقا به سلاحهای مناسب نیاز داشتند.
نخستین بیماریهای عالمگیر جهانی
متأسفانه ارتباطات و ثروتی که جاده ابریشم به همراه داشت، نتوانست مانع ویرانی مرگبار بیماریها شود. این مسیرها ناگزیر به پلهایی تبدیل شدند که به بیماریهای محلی امکان میداد در گسترهای وسیع پخش شوند. در سال ۱۶۵ میلادی، سربازان رومی که از جنگهای شرق بازمیگشتند، بیماری ویرانگری به نام «طاعون آنتونی» را با خود به امپراتوری روم آوردند. این بیماری طی پانزده سال آینده سراسر مدیترانه را درنوردید و تا ۱۰ میلیون نفر را به کام مرگ کشاند. این رقم در آن دوران بسیار عظیم بود و ارتش و پایه مالیاتی روم را بهشدت تضعیف کرد. با وجود بحثهای فراوان، برخی تاریخنگاران بر این باورند که این رویداد آغازگر روند آهسته سقوط امپراتوری روم غربی شد.
کوچنشینان استپ
درنهایت، برای شناخت عمیق تاریخ جاده ابریشم، باید مردمی را نیز در نظر گرفت که در سراسر این مسیرها زندگی میکردند. جاده ابریشم بدون قبایل کوچنشینی که در آن سکونت داشتند - مانند سغدیان - هرگز موفق نمیشد. سغدیان که از سمرقند برخاسته بودند، توانایی برجسته خود را در زبان و مدیریت کاروانها نشان دادند. آنان به زبان سغدی سخن میگفتند؛ زبانی از شاخه ایرانی میانه شرقی که به یکی از زبانهای میانجی مهم تجارت در جاده ابریشم تبدیل شد. چون سغدیان به یک امپراتوری واحد وابسته نبودند، میتوانستند با سهولت میان هان، کوشانیان و اشکانیان رفتوآمد کنند و با دانش خود از چشمههای بیابانی، کاروانها را زنده نگه دارند و در صورت نیاز، شتر فراهم کنند.
میراث ماندگار جاده ابریشم
جاده ابریشم برای قرنها یک مسیر اصلی برای تبادل کالا، فرهنگ و دانش باقی ماند و حدود سالهای ۷۰۰ تا ۹۰۰ میلادی به اوج قابلتوجهی رسید. این مسیر، دو امپراتوری قدرتمند دنیای کلاسیک - روم و چینِ هان ـ را به یکدیگر متصل کرد؛ هرچند این ارتباط عمدتاً از طریق دولتها و تاجران واسطه انجام میشد. این تعامل جهانی تا زمانهای مدرن ادامه یافت، بودیسم را به یک دین جهانی تبدیل کرد، مراکز اقتصادی جهان را دگرگون ساخت و نشان داد که کنجکاوی و سودآوری همیشه مرزها را پشت سر میگذارند. بدین ترتیب، جهان باستان مدتها پیش از قرون وسطی، به شکلی برگشتناپذیر به هم پیوند خورده بود.
منبع: www.worldatlas.com
۲۵۹