به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در تحلیل سخنرانی اخیر حجتالاسلام تراشیون با عنوان «خداوند، تربیت فرزندان را به پدر و مادر سپرده است»، به بررسی ابعاد مهمی از مسئولیت والدین در قبال نسل آینده پرداخته میشود. این سخنرانی که با استناد به مبانی قرآنی و روایی ایراد گردیده، دو محور اصلی را مورد توجه قرار میدهد: نخست، تأکید بر ضمانت الهی برای تأمین روزی فرزندان و دوم، اولویتبخشی به امر خطیر تربیت معنوی و اخلاقی آنان. متن پیش رو به تشریح این دیدگاه میپردازد که تقدیم علاقمندان میگردد.
بنابر روایت حوزه، پدران و مادران، واسطۀ رزق و روزی فرزندان خویشاند؛ اما مایلم خیالی آسوده به شما ببخشم: خداوند متعال روزیرسانی تمامی فرزندان شما را برعهده گرفته است؛ نه تنها فرزندان شما، بلکه روزی تمامی اهل عالم و حتی تمامی جنبندگان زمین.
در آن آیۀ شریفه، خداوند متعال میفرماید:
وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِی الأَرْضِ إِلاَّ عَلَی اللّهِ رِزْقُهَا
آگاه باشید که همانا اوست روزیرسانِ صاحبِ قوّتِ استوار.
آری، هیچ جنبندهای بر روی زمین نیست مگر آنکه روزیاش بر عهدۀ خداست؛ چه انسان باشد، چه حیوان. اگر تو تلاش کنی، از سوی او روزیات را دریافت خواهی کرد. پس آسوده خاطر باشید.
روایت شده است که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به جناب اباذار فرمودند:
«یا أبا ذَرّ، لَوْ أَنَّ ابْنَ آدَمَ فَرَّ مِنْ رِزْقِهِ کَمَا یَفِرُّ مِنَ الْمَوْتِ لَأَدْرَکَهُ رِزْقُهُ کَمَا یُدْرِکُهُ الْمَوْتُ.»
ترجمه
«ای اباذر! اگر فرزند آدم از روزیِ خویش بگریزد همانگونه که از مرگ میگریزد، روزیاش او را درمییابد همانگونه که مرگ او را درمییابد.»
ماجرایی نیز در این زمینه نقل شده است دربارۀ پیامبران الهی که چون هنگام مرگشان فرا میرسید، جبرئیل علیهالسلام حاضر میشد و میگفت: «آمادۀ کوچ باش، وقت رحیل فرا رسیده است.»
آن پیامبر اندکی ناراحت شد. جبرئیل به او فرمود: «غم و اندوه تو به خاطر آن است که میخواهی به خداوند ملحق شوی؛ در حالی که باید بدانی شیرینترین لحظه برای مؤمن، همان لحظۀ مرگ است که میخواهد به خدا بازگردد و به اصل خویش بپیوندد.
پیامبر گفت: «نگرانی من پسران و دختران و خانوادۀ من است. پس از مرگ من، سرنوشت آنان چه خواهد شد؟ روزیشان از کجا تأمین میشود؟»
البته وضعیت آن دوران با امروز تفاوت داشت؛ نه مستمری و بیمهای وجود داشت و نه امکاناتی نظیر یخچال و فریزر برای نگهداری مواد غذایی. تنها اندکی گوشت یا مرغ بود که باید مصرف میشد.
پس از آنکه از دنیا میرفت، دیگر باید به امید خدا همهچیز را به او میسپرد. از جانب خدا فرمان آمد که: «این عصایی را که در دست داری بر این رودخانه بزن.» عصا را زد و آب کنار رفت. ندا رسید: «چه میبینی؟»
در کف رودخانه تختهسنگی سیاه دید. دوباره ندا آمد: «عصا را بر آن سنگ بزن.»
هنگامی که عصا را زد، سنگ شکافته شد. ندا دوباره رسید: «اکنون چه میبینی؟»
دید درون آن تختهسنگ شیاری وجود دارد و در میان آن شیار کرمی هست که بر دهانش برگ کوچکی قرار دارد. خداوند به پیامبرش ندا فرستاد:
«ما آن کرم را در آن مکان دورافتاده فراموش نکردهایم و روزیاش را میرسانیم. تو نگران زن و فرزندان خود مباش.»
این روایت را از آن جهت بیان کردم که یادآور شوم هدایتِ مطلق در دست خداست، اما خداوند متعال تربیت فرزندان را بر عهدهی ما پدر و مادرها گذاشته و روزیِ آنان را خود ضمانت کرده است. با اینحال، امروز آنچنان که برای روزیِ فرزندانمان دغدغهمندیم، برای «تربیت» آنها دغدغه نداریم؛ در حالی که باید نگرانی و تلاش ما برای تربیت بسیار بیشتر باشد.
فرزندان، ارزشمندتر از هر داراییاند؛ اما اگر کودکی دچار آسیب تربیتی شود، جبران آن یا ممکن نیست، یا بسیار دشوار است. پس باید بدانیم که «تربیت»، مسئولیتی است سنگین و بیجایگزین.
برای شنیدن صوت کلیک کنید.