شرایط این جنگ با جنگ ۱۲روزه و حتی جنگ ۸ ساله با رژیم بعثی به کلی متفاوت است. صف‌آرایی آشکار آمریکا و رژیم صهیونیستی به همراه پایگاه‌های منطقه‌ای، ایران را در مقابل جبهه‌ای بزرگ از دو لشکر مهیب و مستعمرات نهفته آن قرار داده است.

به گزارش خبرآنلاین روزنامه اطلاعات نوشت: اگرچه آسیب‌ها و صدمات به رهبری و فرماندهان و دولتمردان و مردم و کارخانجات و زیرساخت‌های مملکت، حتی دانشگاه‌ها و پل‌ها و راه‌آهن هم اتفاق افتاد، اما مقاومت نیروهای نظامی و فرزندان دلاور ایران چشمگیر بود و چشم همه را خیره کرد. دشمنان پرتعداد، به ویژه ابرقدرت پرمدعایی چون ایالات متحده و متحد بی‌رسم و اخلاق و بی‌قانونش رژیم صهیونیستی، انتظار چنین صلابتی را نداشتند، اما این امر تا جنگ رمضان و چهل روز مقاومت نظامی و حرکت مردمی در پشتیبانی از آن دلاوری‌ها و سپس بهره گرفتن از برگ استراتژیک تنگه هرمز به مثابه نمونه‌ای از توانایی جغرافیایی سیاسی و تاریخی و نظامی ایران به تمام متخاصمان و جهان نشان داده شد تا دیگر کسی به فکر تجاوز و تعدی به این آب‌وخاک نیفتد.

با این حال، باید به این اصل توجه داشته باشیم که دشمنان ما نیز بیکار ننشسته‌اند و به قول شیخ سعدی «دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد». اتفاقاً باید به دقت فضای موجود پس از آتش‌بس را مورد بررسی قرارداد و تحرکات داخل و خارج را به صورتی سامان داد که بیشترین آمادگی برای هر شرایط و بهترین بهره برای مردم و مملکت به دست آید.

می‌دانیم که پس از بستن تنگه هرمز و یک دور مذاکره در اسلام‌آباد میان هیئت ایرانی و هیئت آمریکایی، دور دوم مذاکرات برگزار نشده است. محاصره دریایی کشتی‌های مرتبط با ایران و حمله به یک کشتی باربری ایرانی توسط ناوها و نیروی دریایی آمریکا، در واقع نوعی زورگویی و فشار مضاعف برای وادارکردن ایران به قبول شرایط ایالات متحده بود. این محاصره تا امروز ادامه یافته و نیروی دریایی و نظامیان ایران نیز دست از بستن تنگه هرمز برنداشته‌اند. 

هر دو طرف، همچون جنگ چهل روزه، چشم به تاب‌آوری و قدرت پایدار و ایستادگی طرف مقابل دوخته‌اند. ایالات متحده فشار بسیار زیادی به ایران و اقتصاد و مردم ایران وارد خواهد کرد، اما تجربه‌های دو جنگ سابق و زیست در شرایط دشوار و تحریم، اجازه تسلیم به ما نخواهد داد. بر عکس، ایالات متحده و کشورهای عربی و اروپا و اقتصادهای شرق آسیا و حتی بخش‌های دیگری از جهان، تحت تاثیر مشکلات مضاعف قرار خواهند گرفت و به تدریج کمبود انرژی و دیگر اقلام مورد نیاز جهان که از خلیج‌فارس تامین می‌شد، اثرات خود را نمایان خواهد ساخت.


این تاب‌آوری یک فن صرفاً نظامی نیست و با توپ و بمب و موشک و نیروی دریایی و مین‌گذاری به تنهایی به نتیجه نخواهد رسید. باید سیاستگران با تجربه، با جهان تعامل کنند و اهمیت مسئله را به رهبران جهان گوشزد کرده، موضع بر حق ایران در دفاع از کشور را تشریح و تجاوزگر را محکوم کنند. کما اینکه بسیاری از کشورهای جهان در جنگ چهل روزه چنین کردند. 

نباید شرایط معکوس شود و فضای رسانه‌ای و تبلیغاتی به نقطه‌ای برسد که ایران را گروگان‌گیر اقتصاد جهانی و بی‌منطق نشان دهند. یعنی کشوری که از هر مذاکره و گفتگویی دوری می‌کند و منزوی و جدا افتاده از جهان در پی اهداف خاص خود می‌کوشد. این تبلیغات سال‌هاست از سوی دستگاه رسانه‌ای عظیم و جهانی صهیونیستی در سراسر جهان تبلیغ می‌شود و مسئله هسته‌ای هم به عنوان یک تهدید بالقوه و بلکه بالفعل بدان افزوده و به عنوان اهرم فشار مورد استفاده قرار گرفته است. 

رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی IAEA از دسامبر ۲۰۱۹ تاکنون که در این سمت قرار گرفته، یک‌سره در خدمت همین پروژه بوده و در جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه و تصویب بازگشت تحریم‌های سازمان ملل متحد در شورای امنیت، موسوم به مکانیسم ماشه، گزارش‌های کذب و تبلیغاتی او تاثیر به سزا برجای نهاد.

این نکات را گفتیم تا بدانیم به اندازه کافی دشمن داریم و نیازی نیست در داخل کشور برای خود دشمن‌تراشی و دودستگی و فرقه‌تراشی کنیم. در روزهای اخیر، کسانی با تفسیرهای ناصواب و مبهم و به قول علما «من عندی» به مذاکره‌کنندگان ایرانی در اسلام‌آباد می‌تازند و هرگونه گفتگو و مذاکره را زیر سوال می‌برند که باید فقط در میدان بود و بس! شگفت آن که به صورت مبهم و غریبی، سخنان خود را به رهبری هم منتسب کرده و از ایشان و نظراتشان به نحوی در سیما و صدا و برخی کرسی‌های خطابه سخن می‌گویند که گویی دارند جمله‌ای از ایشان مستقیماً نقل قول می‌کنند؟!

باید پذیرفت که دوران این رفتارها باید پایان یابد، زیرا ما یک بار در زمان جنگ با بعثیان و صدام جنایتکار از دیپلماسی و میدان به صورت هماهنگ بهره نبردیم و این دو را به صورت یک پیکر واحد ندیدیم، آن تجارب را هم نظامیان و هم سیاسیون ما امروز دارند. 

فرصت‌جویان و فرصت‌سوزانی که امروز فریادهای تبلیغاتی سر می‌دهند، هر نظری دارند، لطفاً از قول خود بیان کنند و منطق خود را هم ابراز کنند. ضمن آن که هنوز هم بر ما مکشوف نشده است چرا باید با وجود بودجه و هزینه تمام مردم فقط یک گروه و یک نگاه، در رسانه ملی دیده ‌شوند. 
واپسین سخن آن که این جنگ ممکن است جنگ سرنوشت برای آینده ایران، نظام، مردم و حتی منطقه باشد. سهل‌انگاری و تفرقه بدترین کاری است که ممکن است کسی در این برهه از زمان بدان دست زند. رقابت جناحی برای کسب قدرت را بگذارید برای بعد از جنگ، دشمن پشت دروازه‌های کشور نشسته و ما در حال مبارزه‌ای نفسگیر با بدترین خصم جهان هستیم.

17302