به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، نشست روایت ایران در عصر گذار به همت رسانه فکرت در سه بخش برگزار شد؛ بخش نخست این نشست به بررسی ابعاد شخصیتی و راهبردی رهبری شهید اختصاص داشت. سخنران این بخش،موسی حقانی، پژوهشگر تاریخ معاصر، سخنان خود را با اشاره به دشواری مقایسه شخصیت رهبری با چهرههای تاریخی آغاز کرد و گفت: «اگر بخواهیم در تاریخ معاصر ایران شخصیتی را پیدا کنیم که بتوان او را با رهبری شهید مقایسه کرد، کار بسیار دشواری پیش رو داریم. در واقع باید بگویم که من در تاریخ معاصر ایران نمونهای با چنین ترکیب شخصیتی سراغ ندارم».
بنابر روایت تسنیم، وی تأکید کرد: آنچه این شخصیت را متمایز میکند، جمع شدن چندین ساحت متفاوت در یک فرد است. به گفته وی، رهبری شهید صرفاً یک سیاستمدار نبود، بلکه همزمان شخصیتی فرهنگی، تاریخی و راهبردی به شمار میرفت. حقانی افزود: «ایشان هم سیاستمدار بودند، هم اهل فرهنگ، هم تاریخ را عمیق میشناختند، هم نگاه آیندهپژوهانه داشتند و در عین حال دغدغهای مستمر درباره ایران قدرتمند، مستقل و پیشرفته داشتند. این مجموعه ویژگیها کمتر در یک شخصیت واحد جمع میشود».
حقانی با اشاره به نوع روایت رهبری از وضعیت کشور افزود: «روایت ایشان از ایران، نه روایت سیاهنمایانه بود و نه روایت خوشبینانه غیرواقعی. ایشان هم نقاط ضعف را بیان میکردند و هم ظرفیتها را. در واقع نوعی واقعبینی امیدوارانه در سخنانشان دیده میشد.» به گفته وی: یکی از ویژگیهای مهم در نگاه رهبری شهید، فاصله گرفتن از دستهبندیهای جناحی بود. «ایشان بارها گفته بودند که از خدا خواستهاند از هرگونه وابستگی جناحی دور باشند. این مسئله در عمل هم دیده میشد؛ یعنی تلاش میکردند فراتر از دعواهای سیاسی روز حرکت کنند.»
وی سپس به شناخت تاریخی رهبری از غرب اشاره کرد و گفت: «رهبری شهید معتقد بودند که غرب طی دو قرن گذشته سیاستی نسبتاً ثابت درباره ایران دنبال کرده است؛ سیاستی که هدف آن جلوگیری از تبدیل شدن ایران به یک قدرت مستقل است.» به گفته این پژوهشگر، از نگاه رهبری شهید، این سیاست در قالب چند راهبرد مشخص دنبال میشد: جلوگیری از پیشرفت علمی و صنعتی ایران، تحریک گسلهای قومی و منطقهای، نفوذ در ساختارهای تصمیمگیری، تضعیف بنیانهای قدرت ملی و حفظ وابستگی اقتصادی و فناورانه کشور.
وی در ادامه به نقش رهبری در احیای برخی ظرفیتهای ملی اشاره کرد و گفت: یکی از مهمترین اقدامات ایشان بازسازی توان دفاعی و علمی کشور بود. در دورهای که بسیاری تصور میکردند ایران نمیتواند در این حوزهها پیشرفت جدی داشته باشد، ایشان بر توسعه دانش بومی و توان داخلی تأکید کردند.»
حقانی افزود: به اعتقاد من، یکی دیگر از ابزارهای رهبری برای جهتدهی اجتماعی، نامگذاری سالها بود: «نامگذاری سالها در ظاهر یک اقدام نمادین به نظر میرسد، اما در واقع نوعی سازوکار سیاستگذاری نرم است؛ یعنی جهتدهی به گفتمان عمومی و تمرکز دادن جامعه و نهادها بر یک مسئله کلیدی.»
این پژوهشگر در ادامه با اشاره به مفهوم «پیچ تاریخی» در ادبیات رهبری گفت: «از نگاه ایشان، ایران امروز در یکی از پیچهای مهم تاریخی خود قرار دارد. عبور از چنین پیچهایی نیازمند همبستگی اجتماعی، خودباوری ملی و نگاه بلندمدت است». وی در پایان سخنان خود به مفهوم «بعثت مردم» اشاره کرد و آن را یکی از مهمترین تحولات اجتماعی سالهای اخیر دانست: «بعثت مردم یعنی اینکه جامعه از حالت تماشاگر خارج شود و خود را بازیگر اصلی تاریخ بداند. این همان چیزی است که در سالهای اخیر به تدریج در جامعه ایرانی شکل گرفته است.»
بخش دوم نشست به موضوع آیندهپردازی در نگاه رهبری شهید اختصاص داشت. دکتر مصطفی زمانیان، پژوهشگر سیاستگذاری عمومی، در این بخش تلاش کرد چارچوب نظری نگاه رهبری به آینده را توضیح دهد. وی سخنان خود را با طرح یک تمایز در ادبیات آیندهپژوهی آغاز کرد و گفت: «در مطالعات آیندهپژوهی معمولاً از دو نوع آینده صحبت میشود: آینده پیشفرض و آینده خلقشده.»
به گفته وی: آینده پیشفرض همان مسیری است که اگر روندهای موجود ادامه پیدا کنند، احتمالاً به آن خواهیم رسید، اما آینده خلقشده متفاوت است؛ در اینجا آینده نتیجه تصمیمها، ارادهها و کنشهای جمعی است. زمانیان با اشاره به اینکه معتقد است رهبری شهید بهوضوح در دسته دوم قرار میگرفت، گفت: «ایشان آینده را چیزی نمیدانستند که صرفاً اتفاق میافتد؛ بلکه آن را چیزی میدانستند که باید ساخته شود.»
وی توضیح داد : بسیاری از موارد، رهبری شهید گویی در نقطهای از آینده ایستاده و از آنجا به زمان حال نگاه میکردند و افزود: «به همین دلیل گاهی تحلیلهای ایشان برای برخی نخبگان عجیب به نظر میرسید، زیرا آنها از دل وضعیت موجود تحلیل میکردند، اما رهبری از افق آینده سخن میگفت.» زمانیان با تأکید بر اینکه به اعتقاد او، بزرگترین دستاورد رهبری شهید ایجاد نوعی «دستگاه تفکر ملی» بوده است گفت: «این دستگاه تفکر، جامعه را دعوت میکند که درباره آینده ایران فکر کند و برای آن برنامه داشته باشد.»
وی افزود: «وقتی از پیشرفت علمی، اقتصاد مقاومتی یا تمدن نوین اسلامی صحبت میشود، در واقع مجموعهای از مفاهیم شکل میگیرد که جهت حرکت جامعه را مشخص میکند.» زمانیان با اشاره به اینکه بسیاری از اختلافات میان نخبگان و رهبری ناشی از تفاوت در افق زمانی تحلیل بوده است عنوان کرد :«نخبگان معمولاً در چارچوب مسائل روز تحلیل میکنند، اما رهبری تلاش میکردند روندهای بلندمدت را ببینند.»
وی سپس به مسئله یأس در میان بخشی از نخبگان اشاره کرد و گفت: «این یأس علل مختلفی دارد. یکی از مهمترین آنها چیزی است که میتوان آن را اقتصاد توجه نامید.» به گفته وی، در فضای رسانهای و فرهنگی امروز، محتوای منفی و ناامیدکننده بیشتر دیده میشود و بیشتر توجه جلب میکند: «در چنین فضایی طبیعی است که روایتهای امیدوارانه کمتر دیده شوند.»
عامل دوم از نگاه وی، تهی شدن برخی نشانههای گفتمانی است: «وقتی مفاهیم کلیدی یک گفتمان به اندازه کافی بازتولید نشوند یا برای نسل جدید توضیح داده نشوند، به تدریج معنا و اثرگذاری خود را از دست میدهند.» عامل سوم نیز به رابطه نخبگان و ساختار حکمرانی مربوط میشود: «اگر نخبگان احساس کنند که نقش و اثرگذاری آنها دیده نمیشود، طبیعی است که دچار سرخوردگی شوند.»
زمانیان در بخش پایانی سخنان خود به تحولات اجتماعی هفتههای اخیر اشاره کرد و گفت: «آنچه در این مدت دیدیم، نمونهای از همان آینده خلقشده بود. مردم به شکل گسترده وارد میدان شدند و نشان دادند که هنوز ظرفیتهای اجتماعی بسیار بزرگی در جامعه ایرانی وجود دارد.»
بخش سوم این نشست به تحلیل جامعهشناختی تحولات اخیر اختصاص داشت. دکتر تینا امین، پژوهشگر حوزه جامعه و فرهنگ، در این بخش از مفهومی با عنوان «میدان خیابان» سخن گفت. وی با بیان اینکه هفتههای اخیر نوعی میدان اجتماعی جدید در جامعه ایران شکل گرفته است گفت: «این میدان با میدانهای قبلی تفاوت دارد. نه میدان جنگ است، نه میدان انتخابات و نه میدان رقابتهای سیاسی.»
به گفته وی، میدان خیابان نوعی میدان اجتماعی خودجوش است که در آن مردم بدون سازماندهی رسمی در کنار یکدیگر قرار میگیرند: «این میدان تقویمی نیست، یعنی از پیش تعیین نشده بود. همچنین قطبی هم نبود؛ افراد با گرایشهای مختلف در آن حضور داشتند.»
امین با اشاره به اینکه، یکی از مهمترین پیامدهای این میدان، بازسازی احساس «ما» در جامعه بوده است افزود:«در سالهای اخیر گاهی احساس میشد که نوعی فاصله و گسست اجتماعی شکل گرفته است، اما در این میدان دوباره یک هویت جمعی خود را نشان داد.» وی همچنین به مسئله شجاعت اجتماعی اشاره کرد و گفت: «شجاعتی که در این روزها دیده شد صرفاً شجاعت فردی نبود. این یک تجربه جمعی بود که در دل شرایط بحرانی شکل گرفت.» به گفته وی: چنین تجربههایی میتواند در بلندمدت بر اعتماد اجتماعی و سرمایه اجتماعی تأثیر بگذارد.
امین در ادامه به موضوع «روایت ایران» پرداخت و با تأکید بر اینکه روایت درست از تحولات کشور نیازمند چند لایه مختلف است گفت: «نخست باید میان حماسه و واقعگرایی تعادل برقرار کرد. اگر روایت فقط حماسی باشد، ممکن است غیرواقعی به نظر برسد و اگر فقط واقعگرایانه باشد، قدرت بسیجکنندگی خود را از دست میدهد.» وی افزود : در روایت دستاوردها نیز باید سه لایه مشخص وجود داشته باشد: مسئله، مسیر و نتیجه. «اگر فقط از نتیجه صحبت کنیم، مخاطب نمیفهمد که این دستاورد چگونه حاصل شده است.»
امین همچنین بر اهمیت «قهرمان افقی» در روایتهای اجتماعی تأکید کرد و افزود: «قهرمان افقی یعنی شخصیتی که مردم احساس کنند میتوانند شبیه او باشند. این نوع قهرمانها قابل تکثیر هستند و در روایت اجتماعی بسیار اثرگذارند.» در نهایت او بر اصل صداقت در روایت تأکید کرد و گفت: «صداقت به این معناست که هم موفقیتها و هم مشکلات بیان شود، اما بدون آنکه سیگنال ناتوانی به جامعه ارسال شود.»
وی با هشدار اینکه سرمایه اجتماعی شکلگرفته در جامعه نیازمند مراقبت است گفت: «اگر در ارتباط با مردم دچار خطا شویم یا پیامهای متناقض صادر شود، این انسجام اجتماعی ممکن است آسیب ببیند.» به گفته وی: انسجامی که در هفتههای اخیر دیده شد حاصل تابآوری مردم بوده است و حفظ آن نیازمند گفتوگوی صادقانه میان جامعه و حاکمیت است.