به اعتقاد بنده، ایشان شخصیتی کمنظیر بودند که قدر و منزلت واقعیشان پس از شهادت، بیش از پیش آشکار شد. از حیث علمی، نزد اهل علم، بهویژه اساتید فلسفه، جایگاهی مقبول داشتند و از نظر سیاسی نیز مورد احترام آیتالله سیستانی بودند. به یاد دارم در مجلسی که از ایشان یاد میشد، حضرت آیتالله سیستانی (حفظه الله تعالی) از ایشان به عنوان تحلیلگری دقیق و آگاه نسبت به مسائل ایران یاد کردند.
ارتباط بنده با مرحوم دکتر لاریجانی در سه عرصه پررنگتر بود: نخست در دوران طرح و ساخت بیمارستان نور، دوم در برنامهریزی و ایجاد کتابخانههای تخصصی، و سوم در زمینه ارتباطگیری با بیت رهبری و برخی مسئولان سیاسی.
آشنایی بنده با ایشان به بیش از دو تا سه دهه پیش بازمیگردد. در آن ایام، آقای دکتر بهتدریج به چهرهای شناختهشده بدل شده بودند؛ مدتی در وزارت ارشاد مسئولیت داشتند و سپس عهدهدار سازمان صداوسیما شدند. در همان روزگار، بنده مشغول ساخت یک مجتمع مسکونی بودم. روزی خبر دادند که مایلاند از اینجا بازدید کنند. تشریف آوردند و حدود یک تا دو ساعت در کنار هم نشستیم و گفتوگویی صمیمانه داشتیم. آن زمان یا در وزارت ارشاد بودند یا در صداوسیما، و این دیدار مربوط به پیش از دوران نمایندگی و ریاست مجلس ایشان است. حتی به یاد ندارم که محافظی همراه داشتند. فضای سادهای بود؛ امکانات پذیرایی منظمی هم فراهم نبود، اما همان دیدار کوتاه، سرآغاز رابطهای صمیمی شد. از آن پس، محبتها آغاز شد و ارادت ما به ایشان شکل گرفت و استمرار یافت. گاهوبیگاه به اینجا میآمدند و این ارتباط ادامه داشت تا زمانی که به ریاست مجلس رسیدند.
با گذر زمان، این محبت و صمیمیت ژرفتر شد. در یکی از سفرهای حج، که همراه دخترشان مشرف شده بودند، ابتدا در مکه بودند و سپس با بعثه رهبری ارتباط داشتند. به من اطلاع دادند که تمایل دارند برای وقوف در عرفات با کاروان ما همراه شوند، چراکه قصد داشتند صبح به عرفات حرکت کنند و نمیخواستند شب همراه بعثه بروند. ایشان به همراه دخترشان به کاروان ما آمدند. مقدمات فراهم شد و صبح روز عرفه، پس از صرف صبحانه، حرکت کردیم و ایشان در ادامه به بعثه رهبری ملحق شدند. این سطح از ارتباط، مربوط به سالها پیش است.
زمانی که قرار بود آقای دکتر برای ریاست مجلس کاندیدا شوند، جمعی از افراد، از جمله اعضای جامعه مدرسین و دیگران، به سراغ ما آمدند و درخواست حمایت کردند. بنده در پاسخ عرض کردم که با وجود علاقهای که به شخص ایشان دارم، روش من این است که در مسائل سیاسی دخالت نکنم. در آن مقطع، مرجعیت آیتالله سیستانی نیز برجستگی خاصی یافته بود و حضور بنده در این عرصه پررنگتر شده بود. با این حال، جلساتی شکل گرفت و ارتباطها ادامه یافت. ایشان به ریاست مجلس رسیدند و از آن پس، رابطه ما صمیمیتر شد. هر زمان که به قم میآمدند، یکی از مکانهایی که حتماً تشریف میآوردند همینجا بود و ما در خدمتشان بودیم و ایشان همواره با لطف و محبت رفتار میکردند.
از جمله برنامههای ایشان، برگزاری مراسمی در شب میلاد امام جواد علیهالسلام بود که حدود بیست سال پیش، در دوران ریاست مجلس برگزار میشد. ایشان نذری داشتند و به همین مناسبت، جمعی از سادات را دعوت میکردند؛ از شخصیتهای سیاسی مانند آقای رئیسی گرفته تا چهرههای علمی و غیرسیاسی همچون آیتالله آقا رضی شیرازی و آیتالله سیّد علی گلپایگانی.
بهتدریج، این رابطه عمق بیشتری یافت و رفتوآمدها افزایش پیدا کرد. کار به جایی رسید که در برخی امور، بهویژه در ارتباط با بیت رهبری، نقش آقای لاریجانی بسیار تعیینکننده شد. گاه برای انجام کاری یا هماهنگی دیداری، با ایشان تماس میگرفتم. بهعنوان نمونه، زمانی قصد ملاقات با آیتالله خامنهای را داشتم و دسترسی مستقیم میسر نبود. با ایشان تماس گرفتم و درخواست کمک کردم. ایشان نیز با بزرگواری پیگیری کردند و برای روز بعد، ساعت یازده در مشهد، هماهنگی ملاقات انجام شد.
در بسیاری از جلسات، ایشان با تأکید از جایگاه آیتالله سیستانی و دیگر شخصیتهای علمی سخن میگفتند. به یاد دارم روزی که آیتالله سیستانی بیمار بودند، آقای لاریجانی با بنده تماس گرفتند و احوال ایشان را جویا شدند. چند ساعت بعد، در اخبار دیدم که این تماس بهعنوان خبر منتشر شده است. اینگونه توجه، نشان از محبتی عمیق داشت؛ چراکه میتوانست به یک تماس ساده محدود بماند، اما بازتاب رسانهای آن، حامل پیامی از احترام و اهمیت بود.
در پروژههایی که ما پیگیری میکردیم، ایشان نهایت همراهی و حمایت را داشتند. در ماجرای ساخت بیمارستان، از همان ابتدای طرح، با مشورتهای دقیق و حمایتهای مستمر، نقش مهمی در پیشبرد کار ایفا کردند؛ حتی در تأمین تسهیلات بانکی نیز یاری رساندند. در ساخت کتابخانههای تخصصی نیز حمایتهای ایشان نقش تعیینکنندهای داشت. به صراحت عرض میکنم که این دو مجموعه، به برکت حمایتهای ایشان به این مرحله رسیدهاند و بدون این پشتیبانیها، رسیدن به چنین نقطهای بسیار دشوار بود.
در مراسم آغاز ساخت بیمارستان، برخلاف رویه معمول خود که در چنین برنامههایی شرکت نمیکردند، حضور یافتند و در سخنرانی خود فرمودند که معمولاً در مراسم کلنگزنی شرکت نمیکنند، زیرا در بسیاری موارد نتیجه مشخصی ندارد، اما چون مسئولیت این کار بر عهدۀ آقای شهرستانی است، اطمینان دارند که به نتیجه خواهد رسید. این سخن، هم مسئولیت بنده را سنگینتر کرد و هم اعتماد متقابل را استوارتر ساخت.
در سالهای اخیر، ارتباط ما همچنان ادامه داشت و حتی عمیقتر شد. در یکی از آخرین دیدارها، که پس از جنگ دوازده روزه صورت گرفت، ایشان به منزل تشریف آوردند. در آن دیدار، بسیار اظهار محبت کردند و بخشی از گفتوگو نیز به مسائل نجف اختصاص یافت. نکات مهمی را نیز متذکر شدند. این رابطه بهمرور زمان استحکام بیشتری یافته بود و بنده نیز ارادت ویژهای به ایشان داشتم.
در این میان، نقش آقای دکتر محمد جعفری نیز قابل توجه است. مرحوم آقای لاریجانی اعتماد عمیقی به روحانیت و مرجعیت داشتند و همین امر در تقویت ارتباط ایشان با مراجع مؤثر بود. بهویژه در برخی پروژهها، از جمله کتابخانه، نقش مهمی ایفا کردند. ایشان فردی مخلص، مثبت و مهربان بودند و محبت ویژهای نسبت به ما و نیز به آیتالله سیستانی داشتند.
در پی شهادت ایشان، افراد بسیاری با بنده تماس گرفتند؛ حتی کسانی که انتظار نمیرفت. همه با اندوهی عمیق تسلیت میگفتند. به باور بنده، پس از مقام معظم رهبری، ایشان از مهمترین شخصیتهایی بودند که فقدانشان ضربهای جدی به کشور وارد کرد. ایشان مورد احترام همه جریانها بودند و از چپ و راست، همگان برایشان حرمت قائل بودند. شاید در زمان حیات، آنگونه که باید قدر ایشان شناخته نشد، اما امروز خلأ حضورشان بهخوبی احساس میشود.
حقیقت آن است که فقدان مرحوم دکتر لاریجانی داغی سنگین بر دلها نهاد. معتقدم اگر ایشان در میان ما میماندند، میتوانستند خدمات بزرگی برای کشور رقم بزنند. بیتردید، دشمنان نیز چنین شخصیتهایی را شناسایی میکنند و در مسیر اثرگذاری آنان مانع ایجاد میکنند.
در یک جمعبندی، امروز بیش از هر زمان دیگری روشن شده است که آقای لاریجانی چه جایگاهی داشتند و چه نقشی ایفا میکردند. ایشان تجسم اعتدال، تبلور عقلانیت و پایبندی عملی به باورها بودند؛ هرچند در زمان حیات، آنگونه که باید قدر ایشان دانسته نشد.