در یکی از همین روزها بود که ایشان مرا به دفتر خود فراخواند و درباره ابتکارهای مناسب به منظور مقابله با دشمن صهیونیستی رایزنی کرد و در میانۀ بحث گفت: «این نظام و انقلاب فرزند ما است و ما هیچگاه اجازه نخواهیم داد دشمن به فرزند ما تعرض کند» و سپس ادامه داد: «اگر شرایط اقتضا کند من آمادهام تا سلاح به دست بگیرم و از کیان نظام و انقلاب و کشور دفاع کنم». مشخص بود اظهارات او برآمده از عمق صداقت قلبی و شجاعت ذاتی و ارادۀ جدی است.
در طول جنگ تحمیلی دوم با وجود اینکه هیچ مسئولیت اجرایی نداشت، ولی از بامداد جمعه 23 خرداد با وجود همه تهدیدها و خطرها مردانه میدان دار تحولات متنوع آن دوران بود، و هیچ لحظهای از تلاش برای موفقیت جمهوری اسلامی در جنگ تحمیلی دوم فروگذاری نکرد، و بههمینجهت نیز پس از توقف آتش در این جنگ، تلاشهای جدی و مؤثری در عرصۀ سیاست خارجی داشت که یکی از برجستهترین آن تلاشها، سفر به روسیه و دیدار بسیار مهم و تعیینکننده با ولادیمیر پوتین در آن مقطع بود. هرچند پس از جنگ تحمیلی دوم ارتباط مستمری با ایشان نداشتم، ولی با مطالعۀ گزارشهای ایشان که به دستم میرسید از سیر تلاشهای مستمر ایشان مطلع میشدم.
انتصاب شهید لاریجانی بهعنوان نماینده مقام معظم رهبری و دبیر شورای عالی امنیت موجب امیدواری دستاندرکاران ساحت حکمرانی جمهوری اسلامی شد. من نیز به سهم خود در این امیدواری شریک بودم تا اینکه در یکی از روزهای آغازین مسئولیت، ایشان شخصاً و بدون اطلاع قبلی به دفتری که مشغول کار بودم مراجعه نمود، و با اشاره به دوران خوب همکاری با یکدیگر در جریان 12 روز جنگ، پیشنهاد معاونت خارجی دبیرخانه را مطرح نمود، و هنگامی که با استنکاف اینجانب مواجه شد، رودررو گفت: «دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی حیات خلوت نظام است، و باید افرادی در آن فعالیت کنند که مورد اعتماد کامل رهبر انقلاب باشند و من میخواهم خیال آقا از دبیرخانه راحت باشد» و به همین جهت بر پیشنهاد خود اصرار ورزید تا اینکه در نهایت پس از چند روز توفیق همکاری و همراهی با این شهید عزیز نصیبم گردید.
200 روز همکاری صمیمانه، همدلانه و نزدیک با شهید لاریجانی به من کمک کرد تا در نشیب و فراز تحولات و در کشاکش تهدیدها و حوادث با دیدگاهها و مواضع حکیمانه و انقلابی ایشان در ساحت امنیت ملی و نوع تفکر و سیاستورزی ایشان در عرصههای حکمرانی اشراف پیدا کنم و نیز به برشی واقع بینانه از عمق نگاه راهبردی و دوراندیشی شهید لاریجانی (دستکم به اندازه میزان درک و فهم خودم) دست یابم.
دغدغۀ اصلی او در این مقطع که بارها نیز در جلسههای دوجانبه در میان میگذاشت؛ «پیشرفت و توسعه ایران بود» و این عبارت عملا به آموزۀ راهبردی دبیرخانه شعام در طول دوره مسئولیت شهید لاریجانی تبدیل شده بود و همۀ بخشهای دبیرخانه ملزم بودند برای تمهید این رسالت بزرگ زمینهسازی میکردند.
در عرصۀ خارجی دبیرخانه که بهطور مستقیم درگیر مسائل و تحولات آن بودم، شهید لاریجانی با بینشی عمیق و با نگاهی نتیجه محور تلاش داشت تا از همه ظرفیتها برای تحقق اهداف راهبردی نظام بهرهگیری کند. در این میان توجه خاصی به تعامل برد_ برد با روسیه و چین که منافع مشترک راهبردی ایران و این دو کشور را عرصههای ژئوپولیتیک، نظامی، امنیتی، اقتصادی و بینالمللی درگیر میکرد، داشت و در این میان نه نگاه ساده اندیشانه مبتنی بر تمرکز صرف بر مطالبات یک جانبه، و نه نگاه منفعلانه مبتنی بر وادادگی، در رویکرد جامع و نتیجه محور او جایگاهی نداشت، بلکه تأکید داشت پایداری و ثبات همکاری در جبهه چندجانبهگرایی میان ایران با روسیه و چین، باید مبتنی بر جوانب راهبردی مشترک میان سه کشور و بر اساس روالی باشد که نقش و سهم هر بازیگر در آن به روشنی مشخص باشد و تصریح داشت که ما باید در این عرصه مبدع، مبتکر و پیشرو باشیم تا بتوانیم همراهی روسیه و چین را در مواجهه با یکجانبهگرایی وحشیانۀ آمریکا داشته باشیم.
در نگاه شهید لاریجانی کشورهای منطقه و بهویژه همسایگان جایگاه ویژهای داشتند و به همین جهت نیز در طول حدود 200 روز مسئولیت دبیری شعام، شهید لاریجانی فقط به کشورهای منطقه بهویژه همسایگان سفر نمود (روسیه، عمان، لبنان، عربستان، پاکستان، قطر و امارات).
در عرصۀ مذاکرات تلاش جدی داشت تا در این مسیر تحول ایجاد کند تا از تکرار تجربیات تلخ گذشته که در بروز دو جنگ تحمیلی در میانۀ مذاکرات بود، دوری گزیند و بپرهیزد. او در این زمینه ایدهها و ابتکارهای نوینی داشت که شهادت وی مهلت نداد تا اینها را عملیاتی نماید.
هرچند سیاست خارجی موضوعی است که در عرصۀ بیرون کشور دنبال شود، ولی تفکر سیاست خارجی باید مبتنی بر اهداف، ظرفیتها و توانمندیهای ملی اعم از اقتصادی، نظامی، امنیتی، اجتماعی، فرهنگی و ... باشد و مزیت شهید لاریجانی این بود که با توجه به نبوغ ذاتی و سابقه مدیریتی در عرصههای گوناگون و فهم راهبردی از نگاه و رویکرد رهبری انقلاب، به چنان پختگی رسیده بود که هر گزاره سیاسی او در عرصه سیاست خارجی، محصول پردازش همه زیرساخت های قدرت در کشور بود. لذا نگاه او به ساحت سیاست خارجی منحصر در نگاه یک دیپلمات صرف نبود، بلکه او با نگاهی جامع، پدیدهها در عرصۀ خارجی را رصد میکرد و با رویکردی حکیمانه مبادرت به تجویز در این عرصه مینمود.
از این رو اگر لاریجانی را فقط یک سیاستمدار برجسته یا یک دیپلمات متبحر بنامیم در حق او ظلم کردهایم. به واقع لاریجانی یک حکیم در عرصه سیاست خارجی بود که این حکمت از یک سو ریشه در عمق باورهای او به مبانی دینی و انقلابی و در یک کلمه اعتقاد راسخ به ولی امر و سیاستها و تدابیر او و اجرای آن داشت و از سوی دیگر نظر به حصول نتیجه در میدان و تأمین منافع ملی و تحقق پیشرفت و توسعه ملی داشت.
شهید لاریجانی «مقاومت» را نه باری بر دوش جمهوری اسلامی که بازویی برای پیشبرد تفکر انقلاب اسلامی و تحقق اهداف کشور در عرصۀ منطقهای میدانست و به همین جهت تعامل با همۀ اضلاع مقاومت را در طول دورۀ دبیری شعام با همۀ وجود دنبال میکرد. دیدارهای مستمر او با مسئولان مقاومت در تهران با وجود مشغله های متعدد حاکی از عمق باور او به مسئولیت ما در قبال اقتدار منطقهای انقلاب اسلامی و ظرفیت آنها برای مواجهه با تهدیدهای دشمن علیه ایران و منطقه بود.
سخن گفتن درباره شهید لاریجانی و مدیریت درخشان 200 روزۀ او در شورای عالی امنیت ملی زمان بیشتر و دقت افزونتری را میطلبد که آن را به وقت دیگر واگذار میکنم، اما 17 روز مجاهدت، مدیریت و پیگیری خالصانه و موجدانه او و تلاش نفس گیر و برای هماهنگی اضلاع سیاسی، نظامی، امنیتی، افتصادی، اجتماعی و رسانهای کشور، درخشانترین فصل زندگی شخصی و شخصیتی او و ماندگارترین دوران تاریخ انقلاب اسلامی و ایران اسلامی را رقم زد. با اطلاع شهادت میدهم که واحد سنجش مدت زمان استراحت لاریجانی طی این هفده روز را باید بر اساس دقیقه و نه حتی ساعت محاسبه کرد. گو اینکه او با آگاهی از زمان شهادتش درصدد بود تا هر کار باقی مانده را به سرانجام برساند تا با افتخار و سرفرازی حق سربازی ولایت را در عمل به جا آورده و سربلند و سرفراز در محضر مولایش آرام گیرد.
صبح روز 26 اسفند برای تشییع شهید محمدی الموتی از همکاران برجسته دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در قطعه 42 بهشت زهرا حضور یافتم. اواخر آیین تشییع این شهید عزیز بود که یکی از دوستان در تماس تلفنی از هدف قرار گرفتن محل اقامت دکتر لاریجانی خبر داد که از بهشت زهرا به طور مستقیم به سمت آن محل حرکت کردم. وقتی خبر شهادت دکتر لاریجانی قطعی شد فشار بسیار سنگینی را حس کردم و در همان حال با تمام وجود وارد شدن ضربه غیر قابل جبران را حس کردم.
تجربه، درایت و حکمت شهید لاریجانی در عرصه حکمرانی هرچند مهم و تأثیرگذار بود ولی آن چه از هر چیز دیگر بیشتر اهمیت داشت، پذیرش شخص و شخصیت شهید لاریجانی هم در نزد مردم و هم در میان مسئولان عالی کشور و هم توسط بدنه نخبگانی سرمایهای بود که لاریجانی را به پدیدهای فرید و شاخص در نظام اسلامی تبدیل کرده بوود. پژواک جنین شخصیتی در عرصه خارجی نیز بهطور برجستهای نمایان بود تا حدی که مقامهای دیگر کشورها نیز برای شان و منزلت شخصیت لاریجانی حساب ویژهای باز میکردند به عنوان نمونه در آخرین سفر دکتر لاریجانی به روسیه، مدت زمان درخواست برای دیدار با رییس جمهور این کشور تا تعیین زمان برای دیدار کمتر از یک ساعت به طول انجامید.
امروز که با هم سخن میگوییم شهید لاریجانی در میان ما نیست و حتماً مهمان شهدای عالی مقام دیگر از جمله رهبر شهید و شهید مطهری است، ولی راه او، مسیر او، سیره او و مدیریت و حکمت او در میان ما هست و باید آن را قدر دانست و از آن بهره گرفت، هرچند نگرانی درباره بیتوجهی به آن درایت و حکمت بیوجه نیست، ولی باید تلاش کنیم نخبگان، دانشگاهیان و مراکز پژوهشی مرتبط با دستگاه های راهبردی نظام، 200 روز حکمت و درایت شهید لاریجانی در مسئولیت دبیری شورای عالی امنیت ملی و ۷۱ روز مدیریت مجاهدانه او را که ماحصل بیش از چهار دهه مدیریت کلان و نقشآفرینی موثر در عرصه های مختلف حکمرانی است به عنوان ماحصل عمر سیاستورزی شهید لاریجانی مورد بررسی و مداقه قرار دهند تا مؤلفهها و ارکان راهبردی حکمت و درایت ایشان بیشتر شناخته شده و مورد استفاده قرار گیرد.
در پایان جا دارد از متانت، ادب، صفا، یک دلی، فهم عمیق، درک بالا، و خوشرویی شهید مرتضی لاریجانی نورچشمی خاندان شهیدان مطهری و لاریجانی یاد کنیم و شهادت هر دو عزیز را به جامعه علمی و سیاسی و نخبگانی و همۀ اقشار ملت عزیز ایران تبریک و تسلیت عرض نماییم.
*چاپ شده در کتاب «بنده خدا، یادنامه چهلمین روز عروج شهید دکتر علی لاریجانی» تالیف رسول جعفریان و محمدمهدی معراجی




نظر شما