به گزارش خبرآنلاین روزنامه شرق روز 5شنبه 24 اردیبهشت نوشت: این دیدگاه بر این باور است که چین در سالهای گذشته با خرید نفت ارزان از روسیه و ایران، ذخایر عظیم راهبردی ایجاد کرده و اکنون با پشتوانه ذخایر عظیم خود، حتی در شرایط بحران، به بازیگری تعیینکننده در بازار انرژی آسیا تبدیل شده است. در حالی که بازار جهانی سوخت با نوسانات شدید مواجه است، پکن از انرژی بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار سیاسی و امنیتی استفاده میکند.
۱. نمونه بارز این سیاست در قبال کشورهای حوزه دریای چین جنوبی مشاهده میشود. کشورهایی مانند ویتنام و فیلیپین که در سالهای اخیر در برابر ادعاهای ارضی چین مواضع سختی داشتند، اکنون با بحران جدی در حملونقل هوایی و لجستیک روبهرو هستند. چین با محدودکردن دسترسی این کشورها به بازار آزاد سوخت و پیشنهاد قراردادهای دوجانبه، آنها را در موقعیتی قرار داده که برای تأمین نیازهای حیاتی خود ناچار به تعدیل رفتار امنیتی و کاهش سطح همکاری نظامی با آمریکا شوند. در این شرایط، انرژی دیگر صرفا یک کالای اقتصادی نیست، بلکه به ابزار نفوذ ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.
۲. رفتار چین در قبال هند نیز اهمیت فراوانی دارد. هند بهعنوان رقیب سنتی پکن، در شرایط جدید با فشارهای اقتصادی بیشتری مواجه شده است. چین با سیاست «تأخیر و تبعیض» در صادرات سوخت، هزینههای حملونقل و انرژی هند را افزایش داده، در حالی که متحدان نزدیک خود مانند پاکستان را با شرایط آسانتر حمایت میکند. این وضعیت میتواند در بلندمدت بر تصمیمات امنیتی و مرزی دهلینو نیز اثرگذار باشد.
۳. از سوی دیگر، بحران هرمز فرصتی برای چین فراهم کرده تا پروژه کاهش وابستگی جهان به دلار را سرعت ببخشد. پکن تلاش کرده فروش انرژی را به استفاده از یوآن پیوند بزند و کشورهایی را که نیاز فوری به انرژی دارند، به انجام معاملات خارج از نظام دلاری ترغیب کند. این روند، به تدریج وابستگی اقتصادی کشورها به ساختار مالی چین را افزایش میدهد.
۴. همزمان، چین از بحران جاری برای تسریع در توسعه انرژیهای پاک نیز بهره برده است. سرمایهگذاری در حوزه انرژی خورشیدی و بادی در ماههای اخیر بهشدت افزایش یافته و صادرات فناوریهای مرتبط با انرژی پاک از چین رشد درخور توجهی داشته است. بسیاری از کشورها نیز برای کاهش آسیبپذیری خود در برابر بحرانهای مشابه، به واردات فناوریهای چینی روی آوردهاند. به این ترتیب، بحران هرمز به ابزاری برای خودکفایی در انرژی و گسترش نفوذ اقتصادی و سلطه فناورانه چین تبدیل شده است.
بااینحال، تصور بهرهمندی کامل چین از بحران، تحلیلی ناقص خواهد بود. اقتصاد چین همچنان به ثبات تجارت جهانی و امنیت مسیرهای دریایی وابسته است. هرگونه بحران طولانیمدت که به رکود جهانی و اختلال در زنجیره تأمین منجر شود، در نهایت بر صادرات و رشد اقتصادی چین نیز اثر منفی خواهد گذاشت. علاوه بر آن، پکن هنوز توان کامل برای جایگزینی ساختار امنیتی آمریکا در حفاظت از تجارت جهانی انرژی را ندارد و همچنان در حوزه ائتلافسازی امنیتی با محدودیتهایی روبهروست.
آنچه بیان شد، تنها بخشی از پیچیدگیهای بحران هرمز و پیامدهای آن برای چین و جهان است. تحولات پساجنگ در هرمز بسیار پیچیدهتر از تحلیلهای ساده و تکعاملی بوده و به تدریج از سطح کنترل صرفا ملی و منطقهای عبور کرده است. امروز هرمز به نقطه عطف و تلاقی رقابتهای ژئوپلیتیکی، امنیت انرژی، جنگ اقتصادی و آینده موازنه قدرت در آسیا تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، شناخت دقیق واقعیتهای موجود نیازمند تحلیلی جامع و چندبعدی است؛ تحلیلی که بتواند همزمان روند و دینامیک ابعاد اقتصادی، سیاسی، امنیتی و فناورانه بحران را در نظر بگیرد. برای همه کشورها، شناخت روند تحولات و تأثیر آن بر منافع ملی و همچنین میزان بهرهمندی رقبا، اهمیت یافته است، اما این امر برای ایران و آینده آن نقش تاریخی و حیاتی دارد.
تجربه بحران اخیر نشان میدهد که هنر حفظ همیشگی هرمز تنها با اتکا بر قدرت میدانی و ابزار نظامی امکانپذیر نیست. پایداری نفوذ و مدیریت بحران، در کنار اقتدار میدانی، نیازمند تعامل مؤثر با شرکای راهبردی و تعریف منافع مشترک بلندمدت بهصورت نوآورانه و ابتکاری است؛ در غیر این صورت، حتی قدرتهای بزرگ همپیمان نیز ممکن است در برابر دینامیک پیچیده تحولات آینده با محدودیتهای پیشبینینشده روبهرو شده و براساس منافع ملی خود ترغیب به تغییر راهبرد شوند.
23302