محسن حدادی - در اینکه جوایز فرهنگی – هنری در کشور ما کاملا قبیلهای است و حزبی اداره و اجرا میشود، حرفی نیست؛ به هر حال بخش دولتی و خصوصی هرکدام حرفی دارند و میخواهند رفقای خود را تحویل بگیرند اما اینکه در جوایز خود نام مشاهیر کشور را به خوش نامی اجاره کنیم، اما درست برخلاف آن رفتار کنیم نه تنها قابل قبول نیست بلکه تهوع آور است. تهوع آور به این علت که نام جوانمرد آزاداندیشی چون جلال آل احمد بر سینه جایزهای میخورد که در آن طی پروسه ای مبهم، کاملا سفارشی به بررسی آثار و انتخاب آن می پردازند!
امسال هیئت داوران با همراهی دستور مدیران بالادستی آنقدر داستان را شور کرده که باز هم نه برگزیده ای وجود دارد و نه آنها که قرار است تقدیر شوند، واقعا تقدیری هستند. ضمن اینکه چند اثر فوق العاده در حوزههای مختلف، یا اصلا دیده نشده و یا به طرز شگفتی، از داوری کنار گذاشته شده است.
برای نمونه 5جلدی «گزارش روزانه جنگ» تدوین احمد دهقان، مجموعه اسناد تدوین شده توسط شهید حسن باقری که اثری بینظیر در تاریخ جنگ تحمیلی محسوب میشود. این اثر با توصیههای جالبی از داوری جشنواره حذف شده است! مشخص نیست که اسناد شهید حسن باقری - فرمانده جوان و خوشقریحه اطلاعات جنگ با آن وسعت آموزشی و فنی - مستندتر است یا مثلا این آثار راه یافته به داوری نهایی: «پایی که جاماند» تالیف سیدناصر حسینیپور، «در وادی عشق» نوشته عبدالرحیم اباذری، «سفیر هزار7 روزه» تالیف حسین روحانیصدر، «خاطرات و اسناد فیروزیان» نوشته رحیم نیکبخت، «شیخالمعاونین ما کجاست؟» نوشته حسین روحانیصدر، «نورالدین پسر ایران» تالیف معصومه سپهری و «خاطرات و ملاحظات» نوشته سیدعلی محمد دولتآبادی؟
با عرض تاسف باید گفت برخی از این اسامی که اصلا در حد مرحله دوم داوری نیستند و باقی هم هرگز و تا ابد در طراز کار شهید عزیز حسن باقری نخواهند بود. آیا هیئت داوران و مدیران و مدبران جایزه بنده خدا(!) جلال آل احمد توان این را دارند که توضیح بدهند چطور آن اثر 5 جلدی فاخر با نگارش دلچسب احمد دهقان - نویسندهای چیره دست و کارکشته، صاحب چندین رمان پرفروش و پرفروغ – حتی نامی در میان آثار نهایی ندارد اما آثاری که روایتهای شخصی و استثنایی از ایام جنگ است، هم تشریف دارند و هم تقدیر میشوند؟ تناقض بزرگ مصلحت اندیشی دوستان درست همین جاست که کدام اثر برای ماندگاری در تاریخ ادبیات این سرزمین مستعدتر است، اسناد فرمانده اطلاعات جنگ یا...؟!
این البته همه ماجرا نیست، کتابهای دیگری هم در این دوره «حذف» و یا «نادیدهگرفته» شدند که در صورت عدم واکنش صادقانه به این مطلب، آن را نیز مینویسم. و اما نکته مهمتر؛ یکی از وجوه اصلی جوایز ادبی در هر کشوری، ایجاد انگیزه و تاثیر مستقیم بر خوانده شدن آن کتاب است، به جز کشور ما ایران. که مبنای انتخابها، چون سیاسی و محافظهکارانه است، این میشود:
در دوره اول جایزه جلال، در حوزه ادبیات داستانی برگزیدهای وجود نداشت؛ چند اثر تقدیر شدند.
در دوره دوم هم برگزیدهای وجود نداشت و چند اثر مستند نگاری تقدیر شدند.
در دوره سوم هم آثاری تنها جهت شایستگی برای تقدیر از سوی هیئت داوران معرفی شد.
در دوره چهارم که یک اثر نیمه کاره و 4 جلدی به عنوان برگزیده شناخته شد که اصولا تا امروز شاید کمتر کسی آن را خوانده و یا دربارهاش خبری داشته باشد!
حالا هم دروه پنجم است و...
آیا بهتر نیست این جایزه ویترینی و بیخاصیت را جمع کنیم و پز سکههایش را ندهیم؟ وقتی نه جایزه تاثیری در فروش و یا شناخته شدن اثر دارد و نه تاثیری در فضای ادبی و شناخت چهره های کارآمد ادبیات...مثلا جایزه جلال آل احمد است و باید معرفی اثر داستانی، در اولویت برگزیدگان باشد اما 6 سال از تاسیس جایزه میگذرد و هنوز یک اثر داستانی برگزیده در کشور نداشتهایم!
6060