چهارشنبه‌سوری، در عین ارزنده بودن، مورد مخالفت و نهی علنی یا ضمنی مدیران شهر و کشور است؛ چرا، و چه باید کرد؟

برای ما ایرانیان، چهارشنبه‌سوری پیش‌درآمدی است بر نوروز، بهار، نوزایی طبیعت، و آسودگی موقت از کار ملال‌آور همیشگی. به گفته‌ی هاشم رضی (در کتاب گاه‌شماری و جشن‌های ایران باستان) چهارشنبه‌سوری آیینی است با ریشه‌های بس کهن؛ این رسم، بسیار پیش از اسلام، آن گاه که ایرانیان چیزی به نام هفته نداشتند، نیز برقرار بوده و پس از اسلام (به‌ویژه با تشیع‌گرایی ایرانیان) تنفیذ شده است.

شاخصه‌ی این جشن، آتش‌افروزی است که از چند دهه پیش، تیراندازی و ترقه‌بازی و به کار بردن انواع لوازم آتش‌بازی دست‌ساز و کارخانه‌ای هم به آن اضافه شده و بلکه بر اصل آتش چیره گشته است. شگفت‌آور است که رسمی چنین دیرپا و پر طرفدار و شاد، با مقاومت و انکاری لجوجانه از سوی "بزرگ"ترهای جامعه روبرو بوده و هست! در پنج دهه از زندگی خودم، پیوسته دیده‌ام که در ماه آخر سال، از یک سو بچه‌ها و جوانان با ذوق و شوق به پیشواز چهارشنبه‌سوری می‌روند، و از سوی دیگر، پدر و مادرها می‌کوشند که بچه‌ها را از آتش‌بازی بترسانند یا منع‌شان کنند. دولتیان نیز (چه پیش از انقلاب، و چه پس از آن) یک‌سره به نفی آتش‌بازی پرداخته و حداکثر، در نمایش همگامی با جوانان، کوشیده‌اند که با برنامه‌های تلویزیونی ساز و آواز و فیلم، خود را دوستدار این رسم نشان دهند، اما در واقع خواسته‌اند که جوهر اصلی آن را نفی یا نهی کنند.

چهارشنبه‌سوری امسال هم البته بی حادثه نبود؛ چند ده زخمی، و گویا سه کشته. اما آیا می‌توان به این بهانه، ارزش‌های آن را که به‌ویژه در شادی آفرینی و دور شدن از کسالت و قید و بندهای  روزمره نمود می‌یابد، منکر شد؟ به راستی مقام‌های مسوول، به خاطر حفظ سلامت مردم، درباره‌ی چهارشنبه‌سوری این همه منفی‌بافی می‌کنند؟! باور این امر، در سرزمینی که هر روز بیست سی نفر بر اثر رانندگی می‌میرند و چندین نفر دیگر بر اثر آلودگی هوا، سخت است!

بیاییم واقعیت چهارشنبه‌سوری را (که با بدگویی از آن، یا جعل اصطلاح نادرست "چهارشنبه‌ی آخر سال" کم‌رنگ نمی‌شود) به رسمیت بشناسیم. با این کار، هم خودمان در شادی این شب با بچه‌ها شریک می‌شویم، هم احساس ترس از ارتکاب کاری خطا را از میان می‌بریم، و هم می‌توانیم کم کم در جهت اصلاح و ارتقای این رسم کارهایی بکنیم. در مورد این آخری، برای مثال یادآور می‌شوم که رسم آوردن بوته‌های خودرو به کوی و برزن و سوزاندن آن‌ها (که تا همین چند دهه پیش در تهران هم رواج داشت) به کلی با گرایه‌های زیست‌محیطی ناهمخوان است؛ یا روشن کردن بی ضابطه و گسترده‌ی آتش در هر کوی و برزن، آسیب‌رسان به هوا است.

آن‌چه که می‌تواند مشکلات چهارشنبه‌سوری را کم‌تر کند، این است که مدیران و مسوولان، رودر بایستی را کنار بگذارند و خود در تدارک و برگزاری این جشن کهن و دادن رهنمودهای مثبت پیشگام شوند. اجرای مدیریت شده و دسته‌جمعی آتش‌بازی (یا بهتر از آن: نورپردازی)، برگزاری کنسرت‌های موسیقی در بوستان‌ها و میدان‌ها، و اجرای برنامه‌های شاد دیگر در محیط‌های باز، هم می‌تواند همبستگی اجتماعی را تقویت کند و هم تا حد زیادی آسیب‌های وارده به افراد و محیط زیست را کم کند.