به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، حتماً برایتان پیش آمده؛ لحظهای خوشحال هستید از چیزی که دارید، مثلاً خانهتان، ماشینتان یا حتی رابطه خوبی که در خانواده جریان دارد، اما همین که چشمتان به زندگی کسی دیگر میافتد، احساس کمبود میکنید. انگار شادیتان در یک لحظه دود میشود.
این حس همان «چشم و همچشمی» است؛ چیزی که خیلی بیصدا وارد زندگیمان میشود، اما میتواند بنیان رضایت و آرامش را بلرزد. با هم ببینیم از کجا میآید، چطور در خانواده اثر میگذارد، و چطور میشود از آن نجات پیدا کرد.
ریشه این حس از کجاست؟
قیاس و مقایسه، بخشی از طبیعت انسان است. از کودکی یاد میگیریم با نگاه به دیگران، خودمان را بسنجیم. اگر این کار درست انجام شود، باعث رشد میشود. اما اگر درست مدیریت نشود، تبدیل به حسادت و ناراحتی میشود.
یکی از ریشههای این حس، غریزه طبیعی انسان است. آدم وقتی موفقیت دیگری را میبیند، انگیزه میگیرد که پیشرفت کند؛ این خوب است. اما همین حس، حد خطر ی هم دارد. زمانی مشکل پدید میآید که ذهن ما به جای تمرکز روی رشد خودش، مشغول زندگی دیگران میشود.
قرآن یادآوری میکند که هر کس روزی مخصوص خودش را دارد. یعنی تلاش برای گرفتن آنچه مال دیگری است، نهتنها بیفایده است، بلکه نشانه نادانی نسبت به تقسیم حکیمانه الهی است.
وقتی همچشمی وارد خانواده میشود
در خانواده، رقابت یا مقایسه اگر درست جهتدهی نشود، آرام آرام تبدیل به فاصله و دلخوری میشود.
بین خواهر و برادر: اگر یکی احساس کند دیگری بیشتر مورد توجه است، حسادت میتواند رابطه را خراب کند.
میان زن و شوهر: اگر زندگی خود را با زوجهای دیگر مقایسه کنیم. مثل اینکه چه کسی سفر بیشتری رفته یا خانهاش بزرگتر است، احساس رضایت از زندگیمان کم میشود.
نتیجه نهایی این است که این نوع مقایسه باعث میشود انرژیای که باید صرف بهتر کردن زندگیمان شود، صرف نگرانی درباره زندگی دیگران شود.
از کِبر تا مقایسه؛ درس از داستان شیطان
در قرآن آمده که شیطان به دستور سجده به انسان، گفت: «من از او بهترم.» این جمله ریشه همه حسادتهاست. وقتی ما میگوییم «چرا او باید داشته باشد و من نه؟»، در واقع همان نگاه را در قالبی نرمتر تکرار میکنیم.
همچشمی باعث میشود داشتههای خود را کوچک ببینیم و نعمتهای واقعیمان را فراموش کنیم. درواقع فقدان شکرگزاری به درگاه خدا یکی از آثار این اخلاق است.
باید دقت شود که ما اغلب ظاهر زندگی دیگران را میبینیم، نه سختیها و هزینههایی که برای رسیدن به آن دادهاند. نتیجه اخلاقی این است که این نوع نگاه، تمرکز ما را از مسیر رشد شخصی به مسیر رقابت ظاهری میبرد و این رقابت، پایانی ندارد.
چطور میتوانیم از همچشمی آزاد شویم؟
کلید رهایی، تمرکز بر خود و تمرین رضایت است. رضایت یک حس نیست، بلکه مهارتی است که باید یاد گرفت و تقویت کرد.
در مرهله اول باید به تمرکز روی داشتهها دقت کنیم. به جای اینکه بگوییم «او چه دارد که من ندارم؟»، بپرسیم «با همین چیزهایی که دارم، چطور میتوانم زندگیام را بهتر کنم؟»
یادداشت شکرگزاری هم بسیار مهم است. هر روز سه چیز از داشتههایتان را بنویسید، چیزهایی که شاید دیگران ندارند. در عین حال مقایسه با دیروز بسیار مهم است. تنها مقایسه درست، با خودِ دیروزتان است. ببینید آیا امروز جوابگو، آرامتر یا دلسوزتر از قبل شدهاید؟ اگر بله، یعنی در مسیر رشد هستید.
چشم و همچشمی، دشمن آرامش درونی است. اگر یاد بگیریم نگاهمان را از زندگی دیگران برداریم و به داشتههای خودمان برگردانیم، نهتنها آرامتر زندگی میکنیم، بلکه با همان داشتهها میتوانیم دنیایی زیباتر بسازیم.
پادزهر حسادت در قرآن
این آیه پادزهر حسادت و مقایسه است. اگر شکرگزار باشیم، خداوند نعمت ما را بیشتر میکند و این تمرکز بر داشتهها، چشم ما را از نداشتهها و مقایسهها برمیدارد: «وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِن شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ» (سوره ابراهیم، آیه ۷)
و آنگاه که پروردگارتان اعلام کرد: «اگر مرا شکر و سپاس گویید، قطعاً نعمت شما را افزون میکنم؛ و اگر کفران کنید، به یقین عذاب من سخت است.