به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از تابناک، امروز ۱۵ دی سالروز شهادت امیر جانباز خلبان علیرضا یاسینی است؛ خلبانی که از دید رهبر انقلاب میتوانست فرمانده نیروی هوایی شود و شهادتش فقدان بزرگی محسوب میشد. ایشان پس از سانحه سقوط هواپیمای حامل فرماندهان نیروی هوایی که شهید منصور ستاری فرمانده وقت نیروی هوایی هم در آن به شهادت رسید، درباره شهادت یاسینی گفتند: چارهای نیست. باید تحمل کرد. شهید یاسینی مردی مومن بود، پرتلاش بود، صادق بود، صمیمی بود و خود همینها موجب شده بود که به ایشان امیدوار باشم. در این حوادث سخت است که جوهر ما آشکار میشود و نیروها و توانایی درونی ما آشکار میشود.
معلمی و خلبانی آزمایشی هواپیمای فانتوم F۴، معاونت عملیات پایگاه سوم شکاری همدان، فرماندهی پایگاههای سوم، هفتم و دهم نیروی هوایی و معاون هماهنگکننده فرماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، موارد اندکی از کارنامه پربار این خلبان در بازه زمانی خدمتش در نیروی هوایی هستند.
او به خاطر حضور در عملیات «مروارید» و پروازهای جنگی زیادش از پایگاه بوشهر و همچنین به خاطر حضور فعال در پروازهای عملیات فتحالمبین، با پیشنهاد سپاه پاسداران نشان فتح ۲ را از دست رهبر انقلاب دریافت کرد.
در ادامه به بهانه سالگرد شهادت این خلبان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران مروری مختصر و گذرا بر زندگی او داریم:
علیرضا یاسینی متولد ۱۵ فروردین ۱۳۳۰ در آبادان بود؛ دومین فرزند خانوادهای کارگری و مذهبی که از نظر اقتصادی ضعیف بود و او، چهار خواهر و هفت برادر داشت. دو فرزند این خانواده در طول دفاع مقدس و پس از آن به شهادت رسیدند؛ یکی سیدرضا که در ۱۷ سالگی در تنگه چزابه به شهادت رسید. سیدعلیرضا نیز به عنوان خلبان شکاری فانتوم در طول دفاع مقدس خدمت کرد و پس از آن در هواپیمای فرماندهان نیروی هوایی به شهادت رسید. سیدعباس دیگر برادر اینخانواده هم در طول محاصره آبادان مجروح و جانباز شد.
شهید یاسینی، سال ۱۳۴۸ دیپلم ریاضی گرفت و با اطلاع از آگهی نیروی هوایی برای جذب خلبان، وارد مرکز استخدام نیروی هوایی شد و تحت معاینات پزشکی قرار گرفت و سپس آزمونهای معلومات عمومی، هوش و زبان انگلیسی را پشت سر گذاشت. اواسط آذر ۱۳۴۸ بود که لباس دانشجویان خلبانی را به تن کرد و ۳ ماه اول ورود به دانشکده را به آموختن فنون نظامیگری، شناخت اسلحه و تیراندازی گذراند و سردوشی گرفت. پس از آن کلاسهای نظری پرواز را پشت سر گذاشت و ۵ هفته را برای آموزش پرواز در فرودگاه قلعهمرغی طی کرد. در این مدت ۱۸ ساعت و ۱۵ دقیقه با هواپیمای پایپر پرواز کرد که این زمان پرواز در ۲۱ جلسه پشت سر گذاشته شد.
۲۱ آبان ۱۳۴۹ بود که یاسینی با دانشجویان دیگری چون منوچهر محققی، کامبیز آنت، حسنعلی مظاهری و... برای تکمیل دوره پرواز به آمریکا اعزام شد و در قدم اول به پایگاه لکلند در شهر سنآنتونیوی ایالت تگزاس منتقل شد. دیماه آن سال بود که کلاسهای زبان تخصصی و پیشرفته را به پایان رساند و با گرفتن دیپلم زبان به پایگاه لاریدو رفت و کلاسهای زمینی را شروع کرد. سپس پرواز مقدماتی با هواپیمای T۴۱ شروع کرد و این دوره را به مدت ۱۶ ساعت طی کرد. دوره بعدی، چتربازی و پرش با شبیهساز صندلی پران هواپیمای جت بود. سپس نوبت به آموزش پرواز با هواپیمای جت T۳۷ رسید. در ۹۰ ساعت پرواز آموزشی با این هواپیما، یاسینی ۱۸ ساعت پرواز مستقل را در شب و روز و هوای ابری انجام داد و وارد دوره پرواز با T۳۸ شد.
۱۲۰ ساعت پرواز ترانزیشن، پرواز جمع، پرواز کور با دستگاه، ناوبری و... که ۲۰ ساعت از این زمان، به پرواز مستقل اختصاص داشت، کارنامه یاسینی در دوره آموزشی T۳۸ بود. او اول اردیبهشت ۱۳۵۱ این دوره را با پایان رساند و با گرفتن وینگ خلبانی، به درجه ستواندومی رسید. این تاریخ به میلادی ۲۱ آوریل سال ۱۹۷۲ بود.
با گذشت ۲ روز از فارغالتحصیلی، یاسینی به ایران بازگشت و برای پرواز با هواپیمای فانتوم انتخاب شد. دوره پرواز در کابین عقب فانتوم ۱۵ اسفند ۱۳۵۱ به پایان رسید و یاسینی به پایگاه هفتم شکاری شیراز منتقل شد. او آبان ۱۳۵۲ با دخترعمهاش که ساکن شیراز بود ازدواج کرد که نتیجه این ازدواج ۳ پسر و یک دختر بود. دوره کابین جلویی فانتوم F۴ در پایگاه مهرآباد هم از اول خرداد ۱۳۵۳ شروع شد که یاسینی در آن، با ۱۶ خلبان دیگر ازجمله احمد سهیلی، علیرضا کرامتی، مرتضی قهرمانی و... همدوره بود. کلاس شناخت سامانههای فانتوم از ۱۱ خرداد تا ۱۸ تیر طول کشید و دوره کابین جلو در ۱۵ اسفند آنسال به پایان رسید.
اولین اجکت
یاسینی ابتدای سال ۱۳۵۴ به پایگاه سوم شکاری منتقل شد و آموزشهای تاکتیکی فانتوم را پشت سر گذاشت. او یکی از خلبانهایی است که در مانور مشترک میدلینگ با آمریکا در سال ۱۳۵۵ حضور داشتند. در یکی از پروازهای درگیری هوایی همین مانور بود که وقتی یاسینی در کابین عقب محمدرضا لبیبی نشسته و مشغول درگیری نزدیک با یک هواپیمای آمریکایی بودند، هواپیما از کنترل خارج شد و هر دو خلبان اقدام به خروج اضطراری کردند و مدتی بعد به پرواز برگشتند.
یاسینی اواخر سال ۱۳۵۵ از همدان به پایگاه بوشهر منتقل شد و تا شروع جنگ تحمیلی در سال ۱۳۵۹ فرمانده گردان ۶۱ شکاری بوشهر بود. او ۲۷ مرداد ۱۳۶۰ به درجه سرگردی موقت رسید و یک ماه بعد به فرماندهی گردان ۳۱ شکاری پایگاه همدان منصوب شد.
در عملیات مروارید
پایگاه بوشهر یکی از پایگاههای فعال ابتدای جنگ بود که خلبانانی چون علیرضا یاسینی، رضا سعیدی، محمود ضرابی، قربانعلی بختیاری، عباس دوران، حسین نظری و ... به عنوان خلبانهای کابین جلوی فانتوم در آن، در ماموریتهای برونمرزی شرکت کرده و در عملیات بزرگ و مشترک مروارید با نیروی دریایی ارتش، طی روزهای ۶ و ۷ آذر ۱۳۵۹ نیروی دریایی ارتش بعثی عراق را منهدم کردند. یاسینی پس از اینپروازها و ماموریتهای بوشهر، پروازهای جنگی را در پایگاه همدان ادامه داد.
پس از ورود دوباره به پایگاه همدان، یاسینی به سمت جانشینی محمود خضرایی فرمانده پایگاه منصوب شد. اول آذر ۱۳۶۰ هم به درجه سرهنگ دومی رسید.
دوم اجکت
جمعه ۲۵ تیر ۱۳۶۱ یاسینی مشغول پرواز گشت هوایی برای حفظ امنیت راهپیمایی روز قدس و نماز جمعه آن روز بود که از طریق رادار زمینی مطلع شد چند فروند شکاری دشمن به او نزدیک میشوند. کابین عقب یاسینی در این پرواز محمد گازرانی فراهانی بود. او برای درگیری با ۲ فروند هواپیمای دشمن به سمت آنها حرکت کرد. اما یک دسته دو فروندی دیگر از پشت سر به او حمله کرده و دسته ۲ فروندی سوم دشمن هم از ارتفاع پست به سمت فانتوم او حمله کرد که موشکی هم به سمت فانتوم یاسینی شلیک و موجب از کنترل خارج شدن هواپیما شد. درنتیجه دو خلبان اقدام به اجکت کرده و با چتر نجات به زمین رسیدند.
ماموریتهای دیگر
از آنجا که ادامه آموزش برخی از دانشجویان خلبانی در مقطعی از جنگ به دانشکده خلبانی پاکستان منتقل شد، یاسینی از اول فروردین ۱۳۶۴ به عنوان افسر رابط دانشجویان خلبانی ایران در پاکستان به خدمت پرداخت و ۵ ماه به درجه سرهنگ تمامی رسید. این ماموریت تا پایان خرداد ۱۳۶۵ طول کشید و یاسینی با پایان آن، به پایگاه دهم شکاری در چابهار شد و از ۲۵ مهر آن سال با حکم هوشنگ صدیق فرمانده وقت نیروی هوایی به فرماندهی این پایگاه منصوب شد. کمتر از یک سال بعد هم به پایگاه مهرآباد منتقل و نیمه دی ۱۳۶۶ دوباره به پایگاه بوشهر انتقال [داده] شد. از ۱۰ خرداد ۱۳۶۷ هم فرمانده این پایگاه شد. در همین مقطع و ضمن فرماندهی این پایگاه، دوره دانشکده فرماندهی و ستاد (دافوس) را پشت سر گذاشت.
گرفتن درجه سرتیپ دومی و انتقال به ستاد نیروی هوایی در تهران از دیگر اتفاقات کارنامه شهید یاسینی هستند. او از ۶ اسفند ۱۳۶۹ به عنوان مدیر جنگ الکترونیک (جنگال) در معاونت عملیات نیروی هوایی به ادامه خدمت پرداخت. گردش مشاغل شهیدیاسینی ادامه داشت تا اینکه در ۶ مرداد ۱۳۷۱ فرماندهی منطقه هوایی شیراز به او سپرده شد. او با هواپیماهای مختلف آموزشی نیروی هوایی مثل PC۷، افپنج A و B، میگ ۲۹ و اف ۷ هم پرواز کرد و ۷ ماه بعد به درجه سرتیپ تمامی موقت در جایگاه معاون هماهنگ کننده فرمانده نیروی هوایی یعنی شهید منصور ستاری رسید.
شهید یاسینی با ۵۵ درجه جانبازی، همچنان مشغول به فعالیت بود و علاقهاش به خودکفایی صنعت هوایی کشور، باعث اورهال یکفروند هواپیمای ترابری C۱۳۰ هرکولس شد. این اتفاق در تیپ ترابری شیراز افتاد و پرواز موفق این پرنده در خرداد ۱۳۷۳ باعث خوشحالی او و همکارانش در نیروی هوایی شد. فرمانده نیروی هوایی هم لوح افتخاری به او اعطا کرد.
این خلبان با ۹۰ ماموریت ویژه بمباران دشمن و پروازهای گشت رزمی و پوشش هوایی، در مجموع ۲ هزار و ۵۹۶ ساعت و ۵۵ دقیقه پرواز را در کارنامه خدمت خود ثبت کرده است. او روز ۱۵ دی ۱۳۷۳ در حالیکه همراه با منصور ستاری فرمانده نیروی هوایی و دیگر معاونتهای نهاجا ازجمله شهید مصطفی اردستانی، احمد شجاعی، حسن رزاقی و ... از جنوب به پایگاه اصفهان رفته و از آنجا با هواپیمای جتاستار به سمت تهران پرواز کرده بودند، دچار سانحه شده و سقوط کرده و به شهادت رسیدند.
شهید یاسینی درباره اولین پرواز جنگی خود در دفاع مقدس گفته است: اولین ماموریت جنگی را که پس از حمله گسترده عراقیها نصیبم شد، با سرعت کم و در ارتفاع بالا لیدری کردم. پروازمان دو فروندی بود و از پایگاه هوایی بوشهر بلند شده بودیم. هدف در جنوب عراق بود و دارای پدافند قوی. با آن وضعیت باید هر دوی ما را میزدند. البته این عمل ناشی از آن بود که تجربه جنگ نداشتیم. وقتی به لطف خدا سالم به پایگاه برگشتیم، همکاران را در مورد تصحیح تاکتیک و تکنیک حمله توجیه کردم و خودم هم در ماموریتهای بعدی روشهای دیگری به کار گرفتم و توانستم دهها ماموریت دیگر را بهطور موثر انجام دهم.
***
یکی از خلبانان فانتوم که در جلد اول کتاب «ستارههای نبرد هوایی» معرفی شده، مسعود اقدام است که یکی از خاطرات او مربوط به پرواز در ارتفاع بسیار پایین و نزدیک به آبهای خلیجفارس است که همراه با علیرضا یاسینی بوده و برای گذر از مرز، ارتفاع را تا چندمتری آب کم کرده بودند که ناگهان همهجا تیره و تار میشود. پس از لحظاتی بیهوشی، اقدام متوجه میشود با دستهای پرنده دریایی مواجه شده بودند که تعدادی از آنها داخل موتور هواپیما رفته و باعث اختلال در پرواز شدهاند؛ در سرعتی که یک گنجشک کوچک هم مانند یک گلوله ضدهوایی عمل میکند. درنتیجه چون یاسینی به عنوان خلبان کابین جلو از هوش رفته و قادر به کنترل هواپیما نبود، اقدام ناچار شد هدایت هواپیما را به عهده گرفته و آن را به سلامت بنشاند.
در این پرواز محمدهاشم آل آقا خلبان گشت رزمی F۱۴ با شنیدن صدای اقدام در رادیو، خود را برای پوشش به او میرساند و میگوید: «مواظب باش از صندلی پران استفاده نکنی. چون چتر صندلی باز شده و به قسمتی از بالای بدنه هواپیما گیر کرده. هواپیمایتان شبیه آواکس شده.»
اقدام میگوید پس از فرود وقتی به هواپیما نگاه کرده، آن را شبیه هواپیمایی دیده که گویی چندنفر با تبر به جانش افتاده باشند و موتور سمت راستش دیگر کارایی نداشته است. او میگوید فرود و رسیدنشان به زمین، واقعا یک امداد غیبی بوده است. چون موتورهای این فانتوم بهشدت آسیب دیده بودند و از رده عملیاتی خارج شده بودند. پرده گوش هر دو خلبان هم در نتیجه ایناتفاق پاره شد.
۲۵۹