خیلی وقت است که عده‌ای چه در لباس دولتمرد یا نماینده یا فعال حزبی یا هر اسم دیگر، وقت و سرمایه و فرصتهای مملکت را بر باد می‌دهند.

آدمهای نان به نرخ روز خور، در پوستین خلق افتادند. یکی با شعار انقلابیگری و دیگری با ژست لیبرال منشی، و سومی به اسم مردم‌خواهی بلایی به سر ایران آورده اند که نجات از آن، به سادگی ممکن نیست.

مطالبات اکنون مردم که در روزها و شبهای اخیر به خشونت گراییده ، ظاهر اقتصادی و معیشتی دارد. افزایش قیمت ارز و گرانی کالاهای اساسی ، بازار را کلافه و طاقت مردم را طاق کرده و اوضاع نابسامان تر از آن است که در تصور آید. می توان ساده لوحانه این وزیر و آن رئیس را مقصر قلمداد کرد و  به عنوان یک راهکار مبتذل امضای 170نماینده کج‌فهم را پای نامه سوال از رئیس جمهور انداخت یا چندمسئول را استیضاح کرد، حال آنکه یکی از مسئله های کشور همین نمایندگانند.

خشونت یک شبه ایجاد نمی‌شود و البته با مقابله‌امنیتی( که ضروری هم هست) و نیز چند تصمیم روبنایی از بین نمی‌رود. اگر برای مشکلات کشور فکر نشود، این آتش تا اطلاع ثانوی و به طور موقت زیر خاکستر نهان می شود.

مدتهاست کرامت انسانی ملت نادیده گرفته شده و لگدمال می شود. همان وقت که آن رئیس جمهور علیه ماعلیه، لفظ خس و خاشاک را به کار برد ؛ روزی که دانشجوی ستاره دار به عقده تبدیل شد؛ آن هنگام که به اسم"بانیان وضع موجود" مدیران کاربلد را لکه دار کردند ؛ دوره ای که مدافعان مذاکره عزتمدارانه در برجام، دستمال حیض شدند ؛ آن مواقعی که افراد به دردخور ردصلاحیت شدند و بی صلاحیتها قدر دیدند؛ و در خیلی از مقاطع دیگر به چشم مردم حاک پاشیده شد.

و در همان هنگام نانش را کسانی خوردند که دکمه بیخ حلق شان را می‌بستند و با تسبیح شاه مقصود تعداد ذکرهاشان را می‌شمردند و همزمان به اسم دورزدن تحریم، نفت را بالا می‌کشیدند و دلارش را به زخم تجارت شخصی شان می‌زدند و مقدار اندکی از ان را هم به عنوان صدقه به سفره ملت برمی‌گرداندند.

شنیده اید این روزها عده ای دجال وار، فریاد سرمی‌دهند که مشکل مردم معیشت است نه کنسرت و موسیقی پاپ و موتورسواری زنان ؟ رد اینها را بگیرید تا ببینید به کجا می رسد؟ اینها عمله همان کاسبان تحریم اند. با علم و کتل انقلابیگری و ارزشمداری راه افتاده اند تا اربابان شان را از تیررس نگاه مردم خارج کنند.

سخن به درازا نکشد. مشکل اصلی امروز معیشت است؟ خب چرا همین انقلابی نماهای پرمدعا، نمی گویند چه باید کرد؟ جز آن است که مشکل امروز اقتصاد، راه حل سیاسی دارد؟ هرکه مخالف است در واقع می خواهد تحریم ها به همین شکلی که هست ادامه یابد و کاسبان و دورزنندگان تحریم نان‌شان توی روغن بماند.

امروز مملکت به آدم مسئله حل کن نیاز دارد. اول در عرصه دیپلماسی و سپس در زمینه اقتصاد. بعد هم البته در حوزه فرهنگ و چیزهای دیگر. جماعتی که شلاق ارزشها را در دست گرفته‌اند و بر پیکر دیپلماسی و اقتصاد می نوازند در خوشبینانه ترین حالت، کارچاق کن های ترامپ و نتانیاهو هستند.

امروز باید با هر روش و حیله ممکن حق ایران را از  شیران قلدر و روباهان مکار عالم گرفت.  این کارمردانی لازم دارد که از پوسته سیاستهای اعلامی تا هسته سیاستهای اعمالی غواصی کنند و کشور را نجات دهند. مردانی که آبروی خود را برای کشور و ملت بگذارند و بپذیزند که هر بی کس و کاری، هر بدو بیراهی به انها بگوید. چاره ای نیست که ققنوس وار وارد اتش شوند و جان به خطر اندازند. 

این آدمها در کشور هستند. اما دست و بال شان بسته است. مدتهاست گوشه نشین‌اند. بعضی هاشان به تیغ نظارت استصوابی مجروح شده اند . عده ای از آنها با انواع تهمت و افترا از میدان خارج شده اند و...

اراده ای محکم لازم است تا آنان را احیا کند و پرقدرت پشت سرشان بایستد و تا آخر هم پشت شان خالی نشود. به دست اینها که مسئله حل‌کن های کشور هستند می‌شود گره های بزرگ را گشود و راه را هموارتر کرد. 

اگر اراده ای هست بسم الله و گرنه آش همین است و کاسه همین.