به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ازدواج در دوره صفویه با آداب و رسوم خاصی همراه بود. دختران از سن ۸ تا ۹ سالگی نامزد میشدند و زوجین قبل از ازدواج هرگز همدیگر را نمیدیدند. «تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران صفویه» جزئیات مراسم ازدواج در دوران صفویه را اینطور توصیف کرده است:
اطفال را از هشت، نه سالگی و گاهی زودتر نامزد میکردند. زن و شوهر قبل از ازدواج هرگز یکدیگر را نمیدیدند. (سفرنامه تاورینه، ص ۶۴۳) اگر جوانی قصد ازدواج با دختری داشت دو نفر از رفقای خود را به عنوان خواستگار نزد پدر دوشیزه مورد نظر میفرستاد. در این مرحله رسم بود که پدر و نزدیکان دختر در ابتدا با خواستگاران با روی گشاده و صمیمی برخورد نمیکردند، زیرا معتقد بودند که اگر جز این باشد معنایش آن است که پدر میخواهد هرچه زودتر از شر دختر آسوده شود. اگر پدر میپذیرفت که دختر خود را به این جوان بدهد، در این حال والدین پسر همراه دو خواستگار، اول به عنوان وکیل داماد درباره شیربها و مهریه که به عهده داماد بود صحبت میکردند. برای تعیین روز عروسی دیگر به ساعت سعد و نحس اهمیتی داده نمیشد. داماد یک روز پیش از مراسم برای عروسی گوشواره، دستبند و سایر زینتآلات و نیز مقداری خوراکی به خانه او میفرستاد. این خوراکیها برای مهمانانی بود که به مراسم دعوت میشدند. عروس و داماد اجازه نداشتند در این جشن حاضر شوند. (سفرنامه اولئاریوس، ترجمه بهپور، ص ۲۹۵-۲۹۴)
مراسم عقد در جایی که فقط داماد و نمایندگان دو طرف و یک روحانی معروف حضور داشتند، برگزار میشد. اگر خانواده عروس و داماد از افراد معمولی بودند، ملا یا فقیهی را دعوت میکردند. مجلس عروسی معمولا در خانه داماد، طی ده روز برپا بود. روز دهم، جهیزیه عروس را که خوانچه نامیده میشد به خانه داماد میبردند. این جهیزیه معمولا عبارت بود از جواهر، وسایل خانه، نوکر، خواجه، کلفت و... که البته نوع و مقدار آن بستگی به دارایی و نظام اجتماعی پدر عروس داشت.
جهاز عروس را بر روی چهارپا یا دوش حمال با ساز و نقاره به خانه داماد میبردند. اغلب با قیل و قال فراوان و طمطراق عروس را پیاده به خانه شوهر میبردند، در حالی که جماعتی از زنان شمعهای مومی روشن به دست گرفته او را همراهی میکردند و جمعی ساززن و نقارهچی هم پیشاپیش عروس میزدند و میرفتند تا به خانه داماد برسند. (سفرنامه تاورنیه، ص ۶۴۳)
پس از رسیدن به خانه داماد، عروس را به اتفاق چند زن در یک اتاق مینشاندند و مردان نیز در اتاق مجزای دیگری مینشستند و مدتی بعد عروس به حجله هدایت میشد. پس از پایان جشن عروسی اگر قرار بود که زوج جدید در خانه پدرشوهر اقامت کند، عروس اجازه نداشت که با چهره باز در برابر پدرشوهر خود ظاهر شود و مجاز نبود حتی یک کلمه با او صحبت کند، بلکه هنگام ضرورت باید با اشاره منظور خود را به او بفهماند. گاهی یک سال تمام طول میکشید تا پدرشوهر نطق عروس خود را بخرد که معمولا با هدیه کردن یک دست لباس نو یا مقداری وسایل این کار انجام میشد و پس از آن عروس میتوانست با پدرشوهر خود گفتوگو کند ولی اجازه نداشت صورت خود را به او بنمایاند. (سفرنامه اولئاریوس، ترجمه بهپور، ص ۲۹۵-۲۹۸)
منبع: دکتر عبدالحسین نوایی و دکتر عباسقلی غفاریفرد، «تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران صفویه»، تهران: سمت، چاپ ششم، پاییز ۱۳۸۹، صص ۳۸۶-۳۸۷.
۲۵۹