به گزارش خبرآنلاین روزنامه ایران نوشت: تحقیقات و اظهارات شاهدان نشان میداد که درگیری در جریان یک تصادف سطحی رخ داده و متهم نیز پس از ارتکاب جرم فرار کرده است.
با مشخص شدن موضوع، شناسایی عامل قتل در دستور کار پلیس قرار گرفت و مأموران در بازبینی دوربینهای مداربسته اطراف محل جنایت پلاک خودروی متهم را به دست آوردند و هویت راننده شناسایی شد.
در ادامه مأموران برای دستگیری متهم وارد عمل شدند اما مشخص شد که وی از کشور خارج شده و به اربیل عراق گریخته است.
با صدور اعلان قرمز علیه متهم فراری سرانجام مأموران کنسولگری در عراق او را بازداشت و به زندان عراق منتقل کردند اما تلاشها برای استرداد متهم به کشور بینتیجه ماند.
تا اینکه پدر متهم خبر داد توانسته با وساطت چند نفر از نیکوکاران رضایت اولیای دم را جلب کند. بدین ترتیب وی با تلاش بسیار موفق شد فرزندش را از طریق کشور ترکیه تحویل بگیرد و به ایران بازگرداند.
متهم بعد از 5 ماه اسارت در زندان عراق، راهی ایران شد و تحت بازجویی قرار گرفت و گفت: «روز حادثه در حال رانندگی بودم که با خودروی مقتول تصادف کردم و همین تصادف باعث شد که هر دو از خودرو پیاده شویم. جر و بحث لفظی ما به درگیری منتهی شد و ناخواسته دست به چاقو شدم و یک ضربه به قفسه سینهاش زدم.»
وی درباره اینکه بعد از قتل چگونه از ایران خارج شده بود، گفت: «از ترسم با یک قاچاقبر تماس گرفتم و با کمک او به اربیل عراق رفتم. قصد داشتم به یکی از کشورهای اروپایی بروم اما پاسپورت نداشتم. بعد از آن به سراغ یک جاعل رفتم تا برایم پاسپورت درست کند اما در آنجا از سوی پلیس عراق دستگیر شدیم و به زندان افتادم. دوماه در انفرادی و 3 ماه در بخش عمومی در زندان عراق بودم. در آن مدت مدام با پدر و مادرم تماس میگرفتم تا کمکم کنند. در نهایت هم پدرم خیلی هزینه کرد تا من را به ترکیه منتقل کردند و از آنجا به ایران آمدم. البته از ترکیه میتوانستم به اروپا بروم اما دیگر از وضعیتم خسته شده بودم و میخواستم برگردم.»
با اظهارات متهم و تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در دادگاه چه گذشت؟
در ابتدای این جلسه که از جنبه عمومی جرم برگزار شده بود متهم به جایگاه رفت و گفت: «روز حادثه با دختر مورد علاقهام سوار بر خودرو در ترافیک اتوبان کردستان بودیم. مقتول از پشت سر مدام بوق و چراغ میزد که کنار بروم. اما واقعاً نمیتوانستم کنار بروم چون خیلی شلوغ بود تا اینکه در یک لحظه شاهرخ از خودرواش بیرون آمد و شروع به جروبحث کرد و با هم دست به یقه شدیم. با وساطت چند راننده از هم جدا شدیم و به حرکت ادامه دادیم اما به یکباره شاهرخ از پشت به ماشین من زد. خیلی عصبانی شدم وقتی پایین آمدم که ببینم ماشینم چقدر خسارت دیده همان موقع متوجه شدم که او با چاقویی در دست از ماشین پیاده شد و من هم بلافاصله از داخل ماشینم چاقوی کوهنوردیام را برداشتم و به سمتش پرتاب کردم که چاقو به قفسه سینهاش خورد. شاهرخ روی زمین افتاد و در حالی که مردم جمع شده بودند، با اورژانس تماس گرفتم و گفتم یک نفر در اتوبان چاقو خورده و چند دقیقه بعد هم فرار کردم.»
وی در پایان دفاعیاتش گفت: «حالا هم از کاری که انجام دادهام، پشیمانم.»
با پایان اظهارات متهم، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.
23302