به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی، متنی که در ادامه میآید، ترجمه و بازنشر گزارشی از باب وودوارد، روزنامهنگار برجسته آمریکایی و از نویسندگان شناختهشده روزنامه واشنگتنپست است؛ گزارشی که در تاریخ یکشنبه ۲ ژانویه ۱۹۷۷ (۱۲ دی ۱۳۵۵) منتشر شده و به یکی از تاریکترین و در عین حال ناشناختهترین پروژههای امنیتی ـ نظامی رژیم پهلوی میپردازد: پروژه آیبکس [IBEX] وودوارد در این گزارش، با تکیه بر منابع رسمی و غیررسمی دولت ایالات متحده، به ترور سه کارمند شرکت آمریکایی «راکول» در تهران میپردازد؛ تروری که در ظاهر به «تروریستهای مسلمان» نسبت داده شد، اما در پشت پرده، به یک پروژه فوقمحرمانه اطلاعاتی گره میخورد.
پروژه آیبکس، سامانهای پیشرفته و پرهزینه برای شنود و نظارت الکترونیک بر مرزهای ایران و کشورهای همسایه بود؛ طرحی که با حمایت مستقیم محمدرضا پهلوی و در چارچوب سیاست فروش گسترده تسلیحات و فناوریهای امنیتی آمریکا به ایران اجرا میشد. اهمیت این گزارش، تنها در افشای یک پروژه اطلاعاتی نیست، بلکه در نشان دادن ابعاد وابستگی امنیتی رژیم پهلوی به ایالات متحده، فساد ساختاری در معاملات تسلیحاتی، و مخاطرات سیاسی و انسانی چنین پروژههایی است. «آیبکس» در روایت وودوارد، به نمادی بدل میشود از پیوند میان سرکوب، جاسوسی، و سیاستهای مداخلهگرانهای که در نهایت، یکی از زمینههای نارضایتی عمیق و فروپاشی نظام شاهنشاهی را فراهم کرد.
در ۲۸ اوت ۱۹۷۶ [۶ شهریور ۱۳۵۵] سه تن از کارکنان شرکت بینالمللی راکوِل در تهران، پایتخت ایران به ضرب گلوله کشته شدند.
ریچارد م. هلمز که سفیر وقت آمریکا در ایران بود و سابقه ریاست سیا را نیز در کارنامه داشت، سه روز پیش در مکالمهای خصوصی با یک آمریکایی دیگر پرده از این قتل برداشت:
«اتومبیل قرمز رنگی پیچید جلوی خودروی حامل کارکنان راکول و یک مینیبوس هم کوبید به پشت خودرو. سه چهار مرد از پشت دیوار درآمدند. یکی رفت جلوی ماشین و به راننده گفت سرش را ببرد پایین. راننده سرش را بالا آورد و باز به او گفتند برود پایین. بعدش آن مرد از جلو شلیک کرد و کاتول [یکی از کارکنان] را که از خودرو بیرون افتاده و دستش را تکان داده بود، به قتل رساند. یکی از مردها آمد و از نزدیک به صورتش شلیک کرد. پس از اینکه به دو نفر صندلی عقب از شیشه عقب شلیک کردند، یکیشان با پیستول رفت نزدیک ماشین و به صورت هر دو شلیک کرد. صورت هر سه نفر در اثر احتراق باروت سوخت.
یکی از پیستولها را از واحد کمکی ارتش ایالات متحده دزدیده بودند و آن یکی گویا از نوع کارتریج برونینگ بوده. آن مردها مسلح بودند به مسلسل دستی لهستانی. حدود ۴۳ پوکه گلوله روی زمین ریخته بود. آنها با خودروی سوم فرار کردند. این عملیات بسیار حرفهای بوده که پیشتر هم نمونههایش را دیده بودیم.»
روزنامهها این توضیح رسمی را گزارش دادند: مسئول این کشتار تروریستهای مسلمان بودند.
اما سه روز بعد شاه ایران روایتی متفاوت را به آمریکاییای که ساعت یازده صبح به مدت ۴۵ دقیقه به ملاقات او در کاخ تابستانی مجللش رفته بود ارائه داد. شاه به مهمانش گفت: «روسها پشت این اتفاق بودهاند، مثل همان عملیات نظامی قبلی.»
دو ساعت بعد هلمز به همان آمریکایی گفته بود با نظر شاه موافق است. سه قربانی این حمله تروریستی داشتند روی یک پروژه سری در مقیاس باک راجرز به اسم آیبکس (IBEX) کار میکردند. اسم این پروژه فقط یک بار در اخبار آمده و بعد دود شده و هوا رفته بود.
آیبکس
آیبکس اسم رمز یک سیستم نظارتی ۵۰۰ میلیون دلاری برای مرزهای ایران است. اما همچنین سمبل خطرات و مشکلات و فسادهایی است که دامنگیر برنامه فروش تسلیحات ایالات متحده به ایران و سایر بخشهای جهان است. آیبکس دو سال پیش کلید خورد، به عنوان تلاشی برای اعمال بهترین فناوری آمریکا مطابق میل شاه برای جمعآوری اطلاعات درباره همسایگانش از طریق نظارت الکترونیک و تصویری.
از قرار معلوم این پروژه میتوانست یک معامله تجاری مستقیم میان راکول و شاه باشد. اما با جلو رفتن برنامهها، نقشهها نقش بر آب شده و شاید حتی به بنبست بخورد.
۲۵۹