به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، خسرو محمدی؛ نویسنده و محقق در ایبنا نوشت: در پهنه تاریخ بشریت، کمتر انسانهایی یافت میشوند که ردپای حضورشان فراتر از عمر کوتاهشان باقی بماند و همچون ستارگانی راهنما، نسلهای پس از خود را در مسیر سازندگی و تعالی رهنمون سازد.
خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی با اندیشه ژرف یکی از همین معدود چهرههای درخشان است که کارنامه حیات او، آمیزهای از اخلاق و منش رفتاری است که مراحل تحول فکری و تأثیرگذاریهای او نهتنها شرحی بر زندگی او ارائه میدهد، بلکه میتواند ریشههای الهامبخشی میراث گرانبهای او را برای جامعه امروز ترسیم کند.
خواجه رشید بزرگترین نیکوکار جهان است. از او یک وقفنامه ۳۰۰ صفحهای با قدمت ۷۲۷ سال باقیمانده که به ثبت جهانی رسیده است. موقوفهی او بزرگترین موقوفه جهان بوده و با آن مختصات تاکنون هیچکس نتوانسته موسسات خیریه ایجاد کند به طوری که وقفنامه ربع رشیدی به دست خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی وزیر بزرگ دوران ایلخانی نوشته شد.
با توجه به اهمیت جهانی این وقفنامه و اینکه دهها کتاب و مقاله درخصوص آن و واقف مشهورش نوشته شده باید گفت این وقفنامه ارزشمند موقوفات قابل توجهی در تبریز، یزد و کرمان و… داشته که جزء به جزء به ذکر موقع رقبات و نیات واقف پرداخته و درباره همدان هم به وجود یک ابواب البر (خانه نیکوکاری / خیریه)، یک دارالشفاء و زمینهای وقفی منطقه شراء پرداخته است.
خواجه رشید برای دارالشفایی که در زادگاهش همدان ساخته بوده منابع مالی مشخصی قرار داد و دوستش را که ملکالاطباء ابن مهدی نام داشت متولی آن قرار داد.
قرنها بعد و پس از فراموشی موقوفات خواجه رشید در دوران قاجار بخشی از آن زمینها در دشت شراء توسط خسروخان بیات وقف شد.
درباره خواجه رشیدالدین همدانی
رشیدالدین فضلالله پسر ابوالخیر بن عالی یا غالی از همدان بود. رشیدالدین فضلالله در سال ۶۴۸ یا ۶۴۵ ه.ق در همدان به دنیا آمد و در همانجا مشغول تحصیل علوم شد و بهزودی به عنوان طبیب آباقاخان وارد دربار شد. شغل او پزشکی و کارهای دیوانی بوده و از پدر پزشکی را آموخته بود. در دوران چهار شاه ایلخان وزیر بود اما عمده فعالیتهای او مانند ایجاد موقوفه ربع رشیدی در دوران غازانخان انجام شد.
پدرش ابوالخیر ملقب به عمادالدوله و عمادالدین و جدش عالی یا غالی ملقب به موفقالدوله بوده است و این میرساند که خانواده او ثروت و نفوذ داشتهاند. لقب فضلالله را در کتب عربی غالباً رشیدالدوله و در فارسی رشیدالدین مینویسند. در کتاب «تاریخ وصاف» که در دوران خود او نوشته شده لقبش رشیدالحق والدنیا والدین، و هم رشیدالدوله والدین، ضبط شده و به خاطر رقابت با تاجالدین علیشاه و به تهمت کوتاهی در مداوای سلطان محمد خدابنده که به مرگ او منجر شده به همراه پسر ۱۶ سالهاش مقتول و اموالش را ضبط کردند و او در موقع وفات هفتادساله بوده است.
براساس نوشته اکثر منابع رشیدالدین فضلالله از اخلاف خاندان یهودی همدان بود که در شغل طبابت گذران امور میکردند. موفقالدوله نیای او به همراه برادرش رئیسالدوله جزء طبیبان و نزدیکان خواجه نصیرالدین طوسی بودند که بعد از تسلیم رکنالدوله خورشاه، حاکم قلاع اسماعیلی قهستان به هلاکو، آنها همراه با پسر رکنالدین به هلاکو پیوستند و جزء ملازمان ایلخان قرار گرفتند.
بنابراین ورود به دستگاه مغول از این زمان برای این خاندان میسر میشود. اینکه او خود به دین اسلام گروید و یا به پیروی از پدر به اسلام روی آورد معلوم نیست؛ اما در منابع آورده شده که در زمان ورود او به دربار آباقاخان، در حدود سی سالگی، به اسلام تشرف یافته بود و لقب او که قبلاً رشیدالدوله بوده به رشیدالدین بدل شد.
در زمان غازانخان ازجمله دوستان و نزدیکان ایلخان بود؛ به حدی که به وزارت و صدارت سلطان رسید. و این قرابت بود که موجب نگارش بهترین و بزرگترین اثر تاریخ مغول در آن زمان شده است. او در دستگاه چندین ایلخان مغول (۴ ایلخان) مشغول به کارهای دولتی و دیوانی بود (او تقریباً تمام دوره مغول را از اواسط دوران هولاکوخان تا ابوسعید درک کرده است)؛ یا در نقش طبیب خاص و یا در نقش دیوانی و وزیر، به هر حال او در شرایط تاریخی خاص امکان تحقیق جامعتری نسبت به همعصرانش در تاریخ دوران خود داشته است.
او در سال ۷۱۸ مورد غضب ایلخان ابوسعید قرار گرفت و به مرگ محکوم شد؛ سرنوشتی که تقریباً برای بیشتر وزرای دوران ایلخانان رقم خورده بود.
کتاب «جامع التواریخ» طرح کلی یک تاریخ عمومی جهان برای دوران خود به شمار میرود. جلد اول آن شامل تواریخ غازانی است و به نام «تاریخ مبارکه غازانی» شهرت دارد. بخش دوم کتاب مربوط به تاریخ عمومی جهان است؛ که به اولجایتو تقدیم شده؛ و بخش سوم هم که در حال حاضر اثری از آن نیست مربوط به جغرافیای ملل بود است. فواید کتابی چون جامعالتواریخ، علاوه بر ایجاد سبک نوین در تاریخنگاری، از یک سو، شناسایی مغولان و آداب و رسوم، اعتقادات، زندگی اجتماعی و سیستم سیاسی و معیشت اقتصادی آنها را موجب می شود و از سوی دیگر، آشنایی با اقوام دیگر را که برای ایلخانان ضروری شمرده میشد، باعث میشود.
در عین حال این کتاب بیانکننده اوضاع داخلی ایران در عهد حمله مغول و پس از آن و زمان فروپاشی در قدرت بزرگ خلافت عباسی و اسماعیلیان نزاری ایران، توسط مغولان است در ضمن جامعالتواریخ خود اولین ترجمه از تاریخ سری مغولان و تواریخ چینی و مغولی دیگر به شمار میرود.
پس از حمله مغول آبادانیهای ایران بهکلی خراب شد، تعداد کشتهها، بر اثر جنگ و گرسنگی و بیماری، آمار وحشتناکی نشان میدهد.
شهرهای بزرگی چون مرو که چندین بار مورد هجوم واقع شده بودند محو شده و میتوان گفت دیگر رونق سابق را پیدا نکردند. خسارت جبرانناپذیری به ایران وارد شد که تلاش مستمر و برنامه سریع و حسابشدهای را میطلبید؛ و آن تنها در دوران آرامشی که بعد از هولاکو به وجود آمد میسر بود.
پس از هولاکو، دیگر کشورگشایی مغولان در غرب پایان گرفت و دوران تثبیت حکومت توسط جانشینان فرا رسید. بعد از روی کار آمدن غازانخان به دلیل آرامش نسبی که او ایجاد کرد و قدرت بالنسبه خوبی که داشت و به علت برخورداری از فکر روشن و به کمک وزیر دانشمند خود رشیدالدین فضلالله کار رسیدگی به امور داخلی ایران شروع شد.
غازانخان ابتدا اقدام به جایگزینی یک قانون جدید به جای یاسای چنگیز کرد به نام یاسای غازانخانی. در قانون جدید سربازان و ماموران اخذ مالیات مغول محدودتر از قبل شده، موظف به دریافت وجه مشخص و انجام امور در حیطه وظیفه خود شدند. امور اداری و دیوانی به کمک خواجه رشید منظم و دارای حساب و کتاب شد. کار دربار سامان گرفت و فرمانها و اسناد، حتماً در دیوان مهر مخصوص میخورد، درنتیجه دیگر جعل سند از سوی مغولان حریص و دیگر افراد سودجو امکانپذیر نبود.
به امور اردوها و وجوه پرداختی به آنها که همیشه مشکلساز بود، رسیدگی شد و براساس تمام این اقدامات اعتماد مردم برای بازگشت به شهر و دیار خود و پرداختن به کشاورزی و آبادانی زمینها جلب شد. صنایع بار دیگر رونق گرفت، دستگاه قضایی بر مبنای اصول قبلی حکومتهای ایران استوار شد، اوضاع اجتماعی تا حدودی بهبود یافت و این همه به کمک تلاش پیگیر و برنامههای رشیدالدین فضلالله به ثمر رسید. برای مثال زمانی که غازانخان روی کار آمد خزانه خالی بود. رشوهگیری در دستگاه دیوانی بیداد میکرد. حکام تمام ولایات مالیات پرداختی به خزانه پرداخت نمیکردند.
ماموران مالیاتی هر آنچه مردم داشتند از آنها میگرفتند و حد حدودی برای اخذ مالیات نبود. اما ایلخان و وزیرش توانستند مالیات مشخصی را ابلاغ کنند که دریافت بیش از آن ماموران را با یاسای ایلخان طرف میکرد. با این اقدام دست حکام و مامورین از ظلم به مردم کوتاه شد و اوضاع خزانه بهبود یافت.
از لحاظ سیاسی نیز رشیدالدین خود کاردان بود و توانست با کشورهای همسایه و دولتهای کوچک اروپایی ارتباط برقرار کند. اوضاع دریانوردی که در این زمان به خاطر ارتباط با چین با اروپا تا حدودی رونق داشت موجب شد که سهم کوچکی از تجارت دریایی نیز نصیب ایران شود.
بنا به تفاسیر بالا هر لحظه به این استدلال نزدیک میشویم، که دورانهای طلایی در تاریخ ایران زمانی رخ میدهد که رجال نامی در رسیدگی به امور دولت حضور داشتند. هیچگاه نباید تصور کرد که اگر یکی از این دو تن نبودند، باز این نتیجه حاصل میشد. غازانخان به عنوان یک حاکم درستنهاد و خواجه رشیدالدین به عنوان یک وزیر پرکار و با کیاست در کنار هم نخبگان آن عصر را میساختند.
خواجه رشید که خود زمینهای زیادی را آباد کرد و از مکنت خوبی برخوردار بود؛ پس از غازانخان نیز همچنان به وظیفه خود عمل کرده و به ساختن بناها و مدارس پرداخت. او در تبریز محلهای را به نام «ربع رشیدی» ساخت که بنا به نقل منابع دارای مسجد، مدرسه، دارالشفاء، دارالسیاده، گنبدی جهت مدفن خودش، کتابخانه همراه با کتب نفیس بوده است.
همین اقدامات بود که حسادت حسودان را برانگیخت و پس از کشتن او بارها به جان این مکان افتادند. شاید اگر تلاشهای رشیدالدین برای حفظ کتب خود نبود اکنون اثری از کتاب «جامعالتواریخ» نیز باقی نمانده بود.
او آثار نوشتاری دیگر نیز از خود به جا گذاشت ازجمله: التوضیحات در تفسیر قرآن کریم، طب اهل خطا درباره پزشکی چینی، بیانالحقایق در کلام، احیاءالاثار در باب کشاورزی و دامپروری و بالاخره مکاتیب رشیدی که بعدها جمعآوری شد که مجموعهای از فرامین و نامههای اوست و دارای ارزش ادبی و تحقیقی است.
وقفنامه جهانی خواجه رشید
اهمیت این وقفنامه را باید در اعلام رجال این موقوفه و یکیک کسانی که این وقفنامه را به خط و مهر خویش تسجیل کردهاند و طبعاً همه از اعیان، فقها و علماء زمان بودهاند مانند علامه حلی شناخت. رشیدالدین با علامه حلی مرتبط بوده و رسالهای هم در باب عقاید علامه در مورد زیارت نوشته است. در این سجلات نام چند تن از خاندان عبیدی آمده است (مسعود ابن فضلالله بن عبدالرحیم و لطفالله بن عبدالله بن عبیدالله) که ذکرشان در صریحالملک نیز دیده میشود.
املاک موقوفه در نواحی مختلف ایران و خارج از ایران فعلی قرار داشته؛ قسمت قابلی از وقفنامه را واقف به خط خویش نوشته بوده و مابقی را به خط حاکم شرع تبریز نوشته بوده که عمده عایدی املاک موقوفه از برای پرداخت مصارف لازم به منظور نگهداری تأسیساتی مثل مدرسه و بیمارستان و دارالایتام و سایر این قبیل مجموعههای عامالمنفعه تعیین شده و عمده اهمیت این وقفنامه از این لحاظ است.
خریداری نسخه وقفنامهای با این خصوصیات متعلق به بیش از ۷۰۰ سال که پیش از این در اختیار یکی از خاندانهای تبریز بود، توسط انجمن آثار ملی انجام شد.
در آبانماه سال ۱۳۴۸ مجلسی علمی و تحقیقی برای بحث درباره خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی طبیب و وزیر در تهران و تبریز تشکیل شد، در یکی از جلساتی که در تبریز منعقد شده بود، دکتر منوچهر مرتضوی ترتیبی فراهم کرد که این وقفنامه را یکی دو تن از افراد خاندان سراج میر که آن را در اختیار داشتند به دانشکده ادبیات تبریز آوردند و آنجا به نظر شرکتکنندگان آن مجلس رسید.
به مناسبت اهمیتی که برای این نسخه قائل شدند در پیشنهادهای نهایی مجمع گنجانده شد که یکی از دستگاههای ملی و عمومی کشور آن را خریداری کند تا از تصرف روزگار در امان بماند به طوری که تا آن زمان تنها اطلاعی که از این وقفنامه در دست بود این بود که اولاً نسخهای از روی آن نوشته شده بوده و آن نسخه در کتابخانه ملی ملک در تهران محفوظ است.
گویا آقای محمود عرفان نسخه اصل را در تبریز نزد مرحوم سراج میر دیده بود و بعضی از عبارات و مضامین آن را به تلخیص نقل و یادداشت کرده بود و در مقالهای با عنوان «بزرگترین بنیاد خیر در ایران» گنجانده بوده است.
پیشنهاد مجلس علمی و تحقیقی سابقالذکر دائر بر اینکه این وقفنامه باید خریداری شده و به ملکیت ملت ایران سپرده شود به مراجع علمی و فرهنگی وقت کشور عرضه شد. از آن میان انجمن آثار ملی به موضوع توجه کردند و ترتیبی دادند که نسخه پس از مدتهای مدید که در اختیار خانواده سراج میر بود در اختیار انجمن آثار ملی قرار گرفت.
ابعاد نسخه ۲۹ در ۳۲ سانتیمتر است ولی اوراق آن بزرگتر بوده است و بخشی از کنارههای آن بریده شده است. از قراری که از همین وقفنامه برمیآید پنج نسخه از آن نوشته بودهاند و ازقضا همانطور که مقداری از اوراق نسخه اصل مفقود شده است، تعدادی هم از اوراق دو سه نسخه دیگر ضمیمه اوراق موجود نسخه اصلی شده است.
چنانکه مشخص است به صورت کتابی مجلد بوده و نام آن در صفحه ۴۷ (ورق ۳۳ از اوراق اصلی) به خط ثلث و بطلا «الوقفیه الرشیدیه بخط الواقف فی بیان امور الوقف و المصارف» نوشته شده است.
بعدها دیگران در بعضی مواضع نسخه اصل چیزهایی نوشتهاند. نسخه اصل توسط خود خواجه رشیدالدین مقابله شده بوده است و در ورق ۱۰۴ عبارت «بلغت المقابله» به خط خود او دیده میشود. محتویات وقفنامه به طور کلی عبارت است از:
۱- قسمتی که رشیدالدین خود در متن بدان اشاره کرده و در ابتدای وقفنامه (به اصطلاح خودش «در بالای وقفیه») قرار داده، مطالبی است کلی در فایده خیرات و مبرات و اهمیت آن، و نیز دستورهایی درباره نوشتن تالیفات او از جمله مجموعه الرشیدیه.
۲- سجلات متعدد از علما و قضات و ارباب دیوان از قبیل محمد بن عبدالسلام بن عبدالمجید بن عبدالحمید جربادقانی، و محمود بن محمد بن یوسف فخر همدانی، و مسعود بن سعد بن محمد یزدی، و حسن ابن قاسم نیلی و عدهای دیگر از سالهای ۷۰۹ به بعد و نیز گواهیهایی از سالهای ۷۵۰ و ۷۸۵ در آن هست.
۳- متن قسمت اساسی وقفنامه که حدود و شرایط و وظایف است به خط رشیدالدین، و در آغاز صفحهای تذهیبشده دارد حاوی نام وقفنامه با سه شمسه.
این اثر هم اکنون در کتابخانه مرکزی تبریز نگهداری میشود و در سال ۱۳۸۶ در حافظه جهانی یونسکو به عنوان میراث مکتوب جهانی به ثبت رسیده است.
موقوفه خواجه رشید
در مورد آباد کردن باغهای رشیدآباد و فتحآباد اطلاعی از تاریخ اولجایتو ابوالقاسم کاشانی به دست میآید. در کتاب مذکور آمده است که: «و نیز قریب سیصد سر گاو دیوهیکل عفاریتمنظر با چند نفر گاو بنده یزدی به تبریز آورده است تا جمله قاذورات و مستقبحات شهر بر پشت ایشان به باغ فتحآباد و رشیدآباد و غیرهما کشند که فتحآباد به ایام سابق کوههای خشک بود و اکنون هریک بهشتی آراسته به انهار و اشجار و انوار و اثمار پیراسته». نام اشخاصی نیز در این وقفنامه هست ازجمله: جمال الدولهی نصرانی، صفی الملک یزدی، خاندان رضی یزد که رشیدالدین با آنها مناسبات داشته است.
تنی چند از آنها طبیب و مشهور بودهاند و همچنین سادات حسینی و علوی یزد از موقوفه او در یزد ۵۶۴ رقبه وقفی مربوط به ۵۰ آبادی وجود داشته. همچنین مکاتبات رشیدی مربوط به یادداشتهای خواجه رشید توسط آ. فالینا به روسی ترجمه شده است.
سرگذشت وقفنامه
املاک و اراضی موقوفه متعلق به خود رشیدالدین بوده و در ایران و خارج از ایران فعلی قرار داشتهاند. او برای مصرف درآمدهای موقوفهاش نوشته: «محصول و عایدات به مصارف معینی برسد.» عمده عایدی املاک موقوفه از برای پرداخت مصارف لازم به منظور نگهداری تاسیساتی مثل مدرسه و بیمارستان و دارالایتام و سایر این قبیل دستگاههای عام المنفعه تعیین شده و عمده اهمیت این وقفنامه از این لحاظ است.
خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی وزیر و پزشک بزرگ دوران ایلخانی بزرگترین نیکوکار و واقف جهان است و این لقب را به دلیل وقفنامه عجیب و مفصل او که به ثبت جهانی رسیده به او دادهاند.
۲۵۹