به گزارش خبرآنلاین روزنامه ایران نوشت: نگهبان خانه که از افراد معتمد صاحبخانه بود به مأموران پلیس گفت: «ساعت حدود 11 صبح بود که مردی شیکپوش با یک خودروی گرانقیمت زنگ خانه را زد. من در را باز کردم و او خودش را بیژن معرفی کرد و گفت از دوستان صاحبخانه است و با ایشان قرار ملاقات دارد. من گفتم خسروخان نیستند اما او از من خواست تا اجازه دهم در خانه منتظر بماند من هم فکر کردم راست میگوید بنابراین او را به سالن پذیرایی بردم و خودم به باغ رفتم اما نیم ساعت بعد وقتی دوباره به داخل سالن برگشتم دیدم نیست و در اتاق شخصی خسروخان باز است.»
در حالی که کارآگاهان به دنبال سرنخی از متهم بودند این بار دختر جوانی با مراجعه به آگاهی مدعی شد مقدار زیادی جواهرات نایاب و طلاهایش به ارزش 5 میلیارد تومان از خانهاش در زعفرانیه سرقت شده است.
وی به پلیس گفت: «چند سال پیش پدرم که کارخانهدار بود فوت شد و مادرم به آمریکا مهاجرت کرد. اموال پدرم به من که تکفرزند بودم رسید و من به تنهایی زندگی میکردم تا اینکه چند ماه قبل با مرد شیک پوشی که خودش را تاجر معرفی کرده بود آشنا شدم او به من ابراز علاقه کرد اما من نتوانستم به او اعتماد کنم و رابطهام را ادامه ندادم. شاید او نقشی در این سرقتها داشته باشد.»
در بررسی مشخصات مرد شیکپوش دریافتند که وی همان سارق خانه قبلی است.
در حالی که مأموران به دنبال ردی از مرد شیکپوش بودند مرد جوانی گزارش سرقت جواهراتش را به پلیس اعلام کرد. او در توضیح ماجرا گفت: «باغ ویلایی 3 هزار متری در خیابان ایرانزمین دارم. صبح از خانه خارج شدم و عصر که برگشتم نگهبان خانهام گفت مردی به نام بیژن که از دوستان شما بود به سراغتان آمد و نیمساعتی هم منتظرتان ماند اما وقتی نیامدید و تلفنتان را هم جواب ندادید، رفت. از آنجا که با کسی قرار نداشتم مشکوک شدم و به اتاق گاوصندوقها رفتم و دیدم همه طلا و جواهرات خاصی که داشتم سرقت شده است.»
این سرقتها ادامه داشت و 8 مالباخته دیگر هم که اموالشان به طور تقریبی هرکدام بیش از یک میلیارد تومان بود به جمع مالباختهها اضافه شدند.
در تحقیقات از هر 11 مالباخته مشخص شد که آنها جواهراتشان را از یک جواهرفروشی خریداری کردهاند. با تجمیع اطلاعات مشخص شد که نقشه سرقتها از درون همان جواهرفروشی طراحی شده است. به این ترتیب کارآگاهان با تلاشهای شبانهروزی توانستند بیژن را ردیابی و بازداشت کنند و او به سرقتها با همدستی دو جواهرفروش به نامهای فرهاد و کسری و دو زن به نامهای سمیرا و مریم اعتراف کرد.
با این اعتراف 4 عضو دیگر این باند دستگیر شدند و اتهامشان را پذیرفتند.
فرهاد در توضیح ماجرا گفت: «هر 5 نفر ما ثروتمند هستیم و مشکل مالی نداریم. من و کسری مشتریهای ثروتمندمان را شناسایی میکردیم و به آنها نزدیک میشدیم تا اطلاعات خصوصیشان را به دست آوریم بعد هم نقشه سرقت را میکشیدیم. بیژن سرقتها را انجام میداد و سمیرا و مریم هم کار فروش و تقسیم اموال را انجام میدادند.»
با تکمیل تحقیقات پرونده برای رسیدگی به شعبه 5 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در دادگاه چه گذشت؟
در این جلسه 11 شاکی پرونده درخواست اشد مجازات برای 5 متهم را مطرح کردند و خواستار دریافت اموالشان شدند.
پس از آن هر 5 متهم با ابراز ندامت از مالباختهها خواستند تا آنها را ببخشند و قول دادند تا اموال سرقت شده را برگردانند.
در پایان جلسه قضات متهمان را به حبسهای بلندمدت و ردمال محکوم کردند.
پس از صدور رأی، متهمان با تلاش فراوان توانستند رضایت 10 نفر از مالباختهها را جلب کنند و اموالشان را برگردانند اما یکی از شاکیها عنوان کرد تا زمانی که عتیقههایم را برنگردانند رضایت نمیدهم.
او در توضیح بیشتر گفت: «عتیقههایی که از من سرقت شده خیلی خاص هستند و فقط چند نفر میتوانند آنها را بفروشند. متهمان میگویند عتیقهها را فروختهاند اما مطمئن هستم میخواهند با پرداخت چند 10 میلیارد رضایتم را بگیرند و بعد هم اقدام به فروش عتیقههایم کنند. ارزش آن عتیقهها بسیار بیشتر از این حرفهاست. اگر فروخته شوند من اولین نفری هستم که میفهمم پس مطمئنم سارقان آن را در جایی مخفی کردهاند.»
با اظهارات این شاکی، متهمان درخواست اعسار دادند و مدعی شدند با توجه به افزایش قیمتها توان پرداخت خسارت این مالباخته را ندارند.
با پذیرش این درخواست پرونده برای رسیدگی به شعبه 3 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و قضات پس از بررسی درخواست متهمان و مستندات پرونده برای صدور رای وارد شور شدند.
17302