وضعیت ثبات، آن شرایطی است که سازوکارهای اجتماعی با نظم کموبیش پیشبینیپذیر به پیش روند. در نظام طبیعت هم چنین است؛ زیستِ گونههای گیاهی و جانوری و جامعهها و زیستبومهای آنها مطابق قانونهای نانوشته اما محکم پیش میرود، مگر آن که انسان که قدرت قاهره و خوی سلطهگر دارد، نظم طبیعت را بر هم زند.
جامعهی ایران در پنج دههی گذشته دستخوشِ بیثباتی ناشی از بینظمیِ انسانساخت بوده است. از این بیثباتیها میشد دوری کرد، اگر مدیران کشور، پس از واژگونی رژیم سیاسی پیشین، نظم نوین و پایداری را برقرار میکردند.
مؤلفههای اصلی این نظم نوین، با توجه به خواستههای انبوه مردمی که در براندازی نظام پیشین مشارکت داشتند، میتوانست اینها باشد: محو فساد اقتصادی، جلوگیری از ریختوپاش درآمدهای ملی، گسترش عدالت اقتصادی با فراهمسازی فرصت رشد و امکان اشتغال آبرومندانه برای همگان، تأمین اجتماعی با مهار تورم و ایجاد پوشش بیمهای معنادار و مؤثر برای دورهی بازنشستگی یا ازکارافتادگی، فراهم کردن فرصت تحصیل رایگان در همهی مقاطع تحصیلی برای همهی قشرها، گسترش آزادی برای رسانهها و اهل رسانه، تعمیق احترام به اعتقادها و قومیتهای پرشمار کشور، حفظ رابطهی سیاسی دوستانه با همهی کشورها بهمنظور برقرار ماندن فعالیتهای بازرگانی و سفر، …. و البته حفاظت درست از محیط زیست که بستر زندگی همهی ما است. این خواستهها، در جریان انقلاب، غالباً و بهویژه در نیمهی دوم سال ۱۳۵۷ در قالب شعارهای مذهبی مطرح میشد و فرض بر این بود که پایبندی به شعایر مذهبی هم افزایش یابد. داوری در این زمینه که تا چه حد به این هدفها رسیدهایم، بر عهدهی خواننده.
اگر امروزه در جامعه نارضایتی و اعتراضهای بسیار میبینیم و حتی مردانی که هر کدام سالهای بسیار مصدر امور بودهاند در مقاطعی مانند انتخابات زبان به انتقاد تند از وضع موجود میگشایند، علت را باید در این جُست که مدیران گوش خود را به نقدهای دیگران بستهاند و بر شیوههای پرخطای گذشته پافشاری میکنند. البته منظور از نشنیدن نقدها این نیست که آقایان پای صحبت منتقدان نمینشینند؛ آنان جلسههای هماندیشی و سمینارهای آسیبشناسی پرشماری هم برگزار میکنند و حتی خود در مقام منتقد برمیآیند! اما ظاهراً این نشستها هدف هستند و بخشی از کارهای مرسوم اداری و نه وسیلهای در خدمت حل مشکلات!
در تأیید این مدعا که مسئولان شنوای فعال نقدها نیستند، به یکی دو تجربهی زیستهی خودم اشاره میکنم:
من چند دهه است که در حد بضاعت در زمینهی کوهنوردیِ مسئولیتپذیر و حفاظت محیطهای کوهستانی فعالیت میکنم. ضمن پیمایش کوهستانهای پرشمار کشور، متوجه چند عامل اصلی که سبب تخریب و آلودگی این محیطهای ارزشمند میشوند، شدهام: چرای بیرویهی دام، ساختوساز (شامل ساختِ بیملاحظهی راه، سد، ویلا، اقامتگاه، پناهگاه…)، معدنکاری، و گردشگری و کوهپیمایی ولنگارانه. در اینجا، برای نمونه فقط اشارهی کوتاهی میکنم به فعالیتهای مربوط به کوه دماوند که نماد طبیعی و فرهنگی سرزمین ایران است، و کوهستان کرکس که زندگیبخش یک ناحیهی مهم در مرکز کشور است، و نقدهای نشنیدهماندهی مربوط به این دو کوهستان.
حدود سی سال است که مینویسیم و به دستگاههای اداری مختلف مراجعه میکنیم و استدلال میکنیم که جادهای که بدون مجوز تا ارتفاع ۳۱۰۰ متری جنوب دماوند (گوسفندسرای احسان) کشیده شده، باید مسدود گردد و مسیرِ تخریبشده به وضع طبیعی بازگردانده شود. این جاده سبب ریزش و رانش دامنهها، برخاستن گردوغبار، آسیبدیدگی پوشش گیاهی، آسیب دیدن زنبورداری و دامداری، زشت شدن سیمای دماوند، و آمدورفت خارج از ظرفیت تحمل محیط حساس دماوند شده است. بسته شدن این راه، در پی نشستهای پرشمار کوهنوردانِ مدافع محیط زیست با مسئولان، چند بار در نهادهایی مانند فرمانداری آمل یا کمیتهی صیانت از دماوند (متشکل از نمایندگان چند نهاد) تصویب شده، اما به اجرا در نیامده است. وقتی که یک کار کموبیش ساده مانند این به نتیجه نمیرسد، آیا جای اعتراض و عصبیت نیست؟!
در کرکس، از حدود سه دهه پیش گوشهوکنار این کوهستان که آبخیزی بسیار مهم برای دشت نطنز، و بستر میراثهای پرارزش طبیعی و فرهنگی است، میدان ترکتازی معدنکارانی شده که غالباً از محدودههای تعیینشده برای برداشت هم تجاوز کردهاند.
گرد و غبار نفس مردم و درختان را بریده، منابع آب سخت آسیب دیده، خاک گرانقدر کوهستان فرسوده شده، و سیمای باشکوه کوهستان و چشمانداز آثار فرهنگیِ صدها ساله در بسیاری نقاط مخدوش شده… اما مسئولان به صدها مورد اعتراض و تجمع و نامهنگاری اهالی منطقه بیاعتنا بوده و فقط گهگاه وعدههایی دادهاند که تقریباً هیچیک عملی نشده است. در این شرایط، آیا جای اعتراض و عصبیت نیست؟!
از اینگونه بیاعتناییها یا خودسریهای مدیران در برابر مردم، دهها و صدها مورد دیگر در زمینههای محیط زیست، مشکلات معیشتی، محدودیتهای اجتماعی، و گرفتاریهای فرهنگی میشود ردیف کرد. اما، همچنان گوشی برای «شنیدن به قصد اصلاح» وجود ندارد…!
۲۳۳۲۳۳