ه گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، به نقل از ایرنا، سازمانهای ایرانی در دهه اخیر با چالشی پیچیده، پرهزینه و در عین حال اجتنابناپذیر روبهرو شدهاند: حضور همزمان دو نسل کاملاً متفاوت در یک فضای کاری واحد. نسلی که با ایمیل، ساختارهای رسمی و ارزشهای سازمانمحور رشد کرده است، حالا با نسلی همکار شده که با تیکتاک، موبایل، فریلنس و انعطاف کامل وارد دنیای حرفهای شده است. این چالش فقط یک تضاد فرهنگی نیست؛ بلکه مسالهای عمیق در حوزه منابع انسانی، طراحی سازمانی، ارتباطات و بهرهوری است.
کتاب «وقتی کارمندان تیکتاک دارند و مدیران فکس!» با زبانی قابلفهم و دقیق، به بررسی شکاف فکری میان نسل زد که کارمند هستند و نسل ایکس یا اوایل نسل وای پرداخته است. این کتاب نه فقط یک اثر تئوریک، بلکه حاصل مشاهده میدانی، تحلیل عمیق و تجربه زیستهی نویسندگان در مواجهه با چالشهای واقعی مدیریت منابع انسانی در ایران است.
کتاب حاضر در میانه دو جریان فکری مهم ایستاده است: از یک سو، ادبیات کلاسیک مدیریت با تاکید بر نظم، ساختار و ارتباطات سلسلهمراتبی؛ و از سوی دیگر، واقعیتهای نوظهور نسل زد که خواهان شفافیت، سرعت، انعطاف و آزادی حرفهای است.
کتاب از ۱۰ فصل موضوعی ارتباطات و فناوری، محیط و سبک کار، اقتصاد و نگاه مالی، نگرش اجتماعی و فرهنگی، مدیریت، ساختار و سازماندهی، تحصیلات و رشد حرفهای، هویت و برند شخصی، ارزشها و انگیزههای بنیادین، راهکارها و پیشنهادات و مطالعات موردی تشکیل شده است.
قسمتی از متن کتاب
سیاستهای اداری و نسل زد؛ وقتی شفافیت جایگزین بازیهای پنهانی میشود
در محیطهای کار سنتی سیاستهای اداری بخش اجتنابناپذیر زندگی سازمانی بودند. بسیاری از مدیران و کارمندان قدیمی به خوبی آموخته بودند که چطور در «بازی اداری» حرکت کنند: چه زمانی سکوت کنند، چه زمانی حمایت نشان دهند، چگونه ائتلافهای داخلی بسازند یا چطور رفتار خود را با شرایط و چهرههای مختلف تطبیق دهند. این سیاستهای نانوشته در بسیاری از موارد تعین کنندهی مسیر پیشرفت یا ماندگاری در سازمان بود.
اما نسل زد با این فضا بسیار بیگانه است. این نسل که با شفافیت اطلاعات، فضای باز اینترنتی و فرهنگ صراحت رشد کرده، از سیاستهای مبهم اداری متنفر است. برای آنها، بازیهای پشت پرده، تعارفهای غیرواقعی، رقابتهای پنهان، یا تصمیمگیریهای غیرشفاف، چیزی بیشتر از اتلاف وقت و انرژی نیست. اگر احساس کنند محیط کاریشان گرفتار سیاستزدگی شده، معمولاً یا سریعاً خود را کنار میکشند، یا به دنبال تغییر محل کار میروند.
نسل زد انتظار دارد قوانین، انتظارات و روندها روشن، قابل فهم و منصفانه باشد. آنها دوست دارند بدانند بر چه اساسی ارتقاء میگیرند، حقوق و مزایا چطور محاسبه میشود، پروژهها به چه شکل واگذار میشوند و چه چیزی معیار موفقیت یا شکست است. «حرفهای درگوشی»، «گروهبندیهای پنهان»، یا «ارتقاء بر اساس روابط شخصی» چیزهایی هستند که در چشم آنها اعتبار سازمان را به شدت کاهش میدهند.(صفحه ۹۴و ۹۵)
کتاب «وقتی کارمندان تیکتاک دارند و مدیران فکس!» نوشته امیر شکری و محمدمانی شکری، در قطع رقعی، جلد شومیز، کاغذ تحریر، با ۱۷۰ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه، توسط انتشارات پهپاد در سال ۱۴۰۴ منتشر شد.
۲۱۶۲۱۶