به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، کتاب «یهودیت و کتاب مقدس عبری در نوشتههای مسلمانان از ابن ربن طبری تا ابن حزم اندلسی» تالیف کامیلا آدانگ و ترجمه منصور معتمدی و فاطمه پژوم از سوی انتشارات حکمت به بازار کتاب آمد.
کتاب «یهودیت و کتاب مقدس عبری در نوشتههای مسلمانان» نوشته کامیلا آدانگ که در سال ۱۹۹۶ توسط انتشارات ای. جی. بریل در مجموعه «فلسفه، الهیات و علوم اسلامی» منتشر شده، یکی از جامعترین پژوهشهای دانشگاهی درباره نحوه مواجهه متفکران مسلمان قرون میانی با یهودیت و متون مقدس عبری است. آدانگ در این اثر، با بررسی نُه اندیشمند برجسته از دورههای مختلف، نشان میدهد که چگونه سنت اسلامی از همان سدههای نخست، با جدّیتی تحلیلی و در عین حال جدلی به کتاب مقدس عبری نزدیک شده و آن را نه صرفاً موضوعی برای رد، بلکه منبعی برای استدلالهای الهیاتی و تاریخی خود قرار داده است. نویسندگانی چون ابن ربان طبری، ابن قتیبه، یعقوبی، طبری، مسعودی، مقدسی، باقلانی، بیرونی و در رأس همه، ابن حزم، در کانون مطالعه او قرار دارند؛ چهرههایی که هر یک با مقاصد، روشها و جهانبینی خاص خود به یهودیت پرداختهاند و حاصل این مواجهه، تصویری چندلایه از رابطه فکری مسلمانان و یهودیان در سدههای میانه ارائه میدهد.
کامیلا آدانگ، دانشیار هلندی مطالعات اسلامی در دانشگاه تلآویو در تلآویو، اسرائیل است. او کتاب خود را با شرح زمینه کلی دریافت متون کتاب مقدس در میان روشنفکران مسلمان آغاز میکند و توضیح میدهد که چرا این متون برای الهیات اسلامی جذاب و در عین حال مسئلهساز بودند. سپس با ارائه زندگینامه تحلیلی هر نویسنده، جایگاه فکری و تاریخی او را روشن میسازد و از خلال آثارشان سه محور اصلی جدال مسلمانان با یهودیان را استخراج میکند: پیشگویی آمدن محمد در تورات، بحث نسخ شریعت موسی و از همه مهمتر مسئله تحریف.
یکی از یافتههای مهم کتاب این است که متفکران مسلمان همواره یکصدا نبودهاند: برخی بر تحریف معنا تأکید کردهاند و برخی دیگر، مانند ابن حزم، تحریف لفظی و ساختاری تورات را مطرح کردهاند. آدانگ نشان میدهد که ابن حزم، برخلاف پیشینیان، مستقیماً متن عبری را مبنای استدلال قرار میدهد، به گونهای که نقد او گاه تحت تأثیر جدالهای درونی سنت یهودی-بهویژه قرائیم- قرار میگیرد و شدتی استثنایی مییابد. کتاب علاوه بر تحلیل تاریخی، از منظر روششناختی نیز ارزشمند است؛ زیرا نشان میدهد که این نویسندگان مسلمان تنها برای ابطال یهودیت نمینوشتند، بلکه از دل مواجهه با آن، هویت الهیاتی اسلام را بازتعریف و تحکیم میکردند. استفاده از نقلقولهای کتاب مقدس برای اثبات نبوت محمد (ص)، تدوین استدلالهایی برای اثبات نسخ شریعت موسوی و تلاش برای تشخیص مرز میان تفسیر و تحریف، همه بخشی از این پروژه گسترده هویتسازی هستند.
آدانگ با مقایسه رویکردها، سنتی فکری را آشکار میکند که غالباً در مطالعات اسلامی کمتر دیده شده است. از نقاط قوت کتاب، جامعیت و دقت علمی آن است؛ بهویژه گنجاندن ترجمه برخی متون نایاب ابن قتیبه و مقدسی که دسترسی محققان غیرعربزبان را به منابع اولیه ممکن میسازد. با این حال، آکادمیک بودن زبان و تراکم مباحث ممکن است برای خوانندگان غیردانشگاهی دشوار باشد. با این وجود، کتاب آدانگ امروز یک اثر مرجع در حوزه الهیات تطبیقی و بررسی روابط مسلمانان و یهودیان محسوب میشود و نشان میدهد که چگونه گفتوگوی فکری- حتا وقتی بحثبرانگیز است- میتواند راهی برای فهم عمیقتر میان سنتها ایجاد کند.
کتاب «یهودیت و کتاب مقدس عبری در نوشتههای مسلمانان از ابن ربن طبری تا ابن حزم اندلسی» علاوه بر مقدمه در هفت فصل به موضوعاتی از جمله «دسترسی مسلمانان به مطالب کتاب مقدس در صدر اسلام»، «نویسندگان و آثارشان»، «اعتقادات و اعمال یهودیان»، «استفاده از مطالب کتاب مقدس و موضوعات مرتبط با آن»، «دلایل نبوت»، «نسخ شریعت موسی» و مسئله اعتبار متون مقدس یهودیان میپردازد.
نویسنده در این کتاب در ذیل «باقلانی» آورده است: «در آثار باقلانی، به ندرت به شواهد و مستنداتی برمیخوریم که نشاندهنده اطلاعاتی واقعی از اعمال و اعتقادات یهودیان باشد. او در کتاب التمهید خویش میگوید که یهودیان در اصل به دو فرقه تقسیم شدهاند: «شمعنیه» و «عنانیه». همانطور که دیدیم، نویسندگان مسلمان معمولاً اصطلاح عنانیه را در مورد قرائیان به کار میبردند، هر چند غیر از خود جریان اصلی قرائی، فرقهای خاص به همین نام عنانیه نیز مدتی وجود داشته است. به نظر میرسد اصطلاح شمعنیه در التمهید باقلانی مانند اشمعثیه در کتاب مَقدسی، گونهای دیگر از نامی باشد که مسعودی برای ربانیها به کار میبرد، یعنی اشمعث.
باقلانی آرای هر دو گروه را بررسی میکند. اما در این راه، موضوعات را بیش از حد ساده میانگارد و اظهار میدارد که شمعنیه منکر امکان نسخ عملی توراتند، حال آنکه عنانیه حتی امکان بطلان نظری آن را نیز نمیپذیرد.
در این مجال، کافی است بگوییم که اختلاف این دو فرقه درباره مسئله نسخ، اصلاً به اندازه که باقلانی به ما میقبولاند روشن نیست. او هیچکدام از موضوعات واقعی را که سبب تفرق این دو گروه شد، ذکر نمیکند، نه لزوماً به دلیل بیخبری از آنها بلکه صرفاً به این سبب که این موضوعات هیچ نقشی در بحثهای وی ایفا نمیکند.
اطلاعات وی از سامریان کمی درستتر است. میگوید که در میان یهودیان، سامریان نبوت موسی [ع]، هارون و یوشعبن نون را میپذیرند، اما نبوت سایر پیامبرانی که پس از آنها مبعوث گشتهاند مانند سلیمان، داوود، الیسع، حزقیال و دیگران را رد میکنند. اما گویا این اطلاعات را تنها به خاطر نقشی که در بحث نسخ شریعت دارند در ذیل مباحث خویش آورده است.
چهارمین گروهی که نامشان بر قلم باقلانی جاری میشود، گروهی است موسوم به «عیساویه» که پیروان ابوعیسی اصفهانیاند. متمایزترین عقیده ایشان این است که محمد [ص] و عیسی [ع] هر دو پیامبرانی راستیناند، اما هر کدام تنها به سوی امت خویش گسیل گشتهاند و شریعت پیشینیان- یعنی یهودیان- را نسخ نمیکنند. باقلانی نخستین نویسنده از نویسندگان مورد نظر ماست که این عقیده ایشان را با همه جزئیاتش مورد بحث قرار میدهد. او خشنود از آن است که فرقهای از یهودیان را یافته که حاضر به تصدیق وجود پیامبرانی پس از موسی شدهاند که شریعت الهی بدانها نیز ارزانی گشته است. از سوی دیگر، به این خاطر که تماماً بر پذیرش اسلام گردن ننهادند، آنها را مینکوهد.»
در پایان کتاب نیز سه پیوست «توصیف مَقدسی از یهودیت»، «آیات کتاب مقدس که به عنوان گواهیهای ظهور محمد (ص) بدانها استناد شده است» و از دلائل النبوه ابنقتیبه، منابع مولف منابع مورد استفاده در ترجمه، نمایهها و فهرست ارجاعات به قرآن کریم، فهرست ارجاعات به کتاب مقدس و فهرست اعلام و کتابها قرار گرفته است که راهنمای خوبی برای خوانندگان علاقهمند به موضوع مورد بحث هستند.
کتاب «یهودیت و کتاب مقدس عبری در نوشتههای مسلمانان از ابن ربن طبری تا ابن حزم اندلسی» تالیف کامیلا آدانگ و ترجمه منصور معتمدی و فاطمه پژوم از سوی انتشارات حکمت منتشر شد.
۲۱۶۲۱۶