به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی ارائه شده است:
آیا استفاده از فنهایی مانند مدیتیشن یا انرژیدرمانی صرفاً برای رسیدن به تمرکز یا کاهش استرس، بدون اعتقاد به مفاهیمی چون چاکرا، مانترا یا موجودات ماورایی، ممکن است؟ یا این فنها بخشی از منظومه یک جهانبینی خاص تعریف میشوند؟
پاسخ:
امروزه روشهایی مانند یوگا، مدیتیشن و انرژیدرمانی بهعنوان ابزارهایی برای افزایش تمرکز، آرامش و کاهش استرس معرفی میشوند. بااینحال، آموزش این روشها معمولاً همراه است با طرح مفاهیمی چون چاکراها، مراکز انرژی بدن، اذکار مانترا و تأثیرات ماورایی که ریشه در نظام فکری و جهانبینی خاصی دارند. از همینرو، این پرسش پیش میآید که میان این فنها و مبانی اعتقادیِ نهفته در پسِ آنها چه رابطهای وجود دارد؟ آیا میتوان از فواید جسمی و روانی این روشها بهره برد، بیآنکه جهانبینی فلسفی یا معنوی همراهشان را بپذیریم؟
در ادامه، برای روشنتر شدن این موضوع، در چند نکته به بررسی نسبت این روشها با مبانی فکریشان و امکان استفادهی گزینشی و غیرعقیدتی از آنها خواهیم پرداخت.
نکته اول: منشأ و هدف روشها
ریشه یوگا، مدیتیشن و انرژیدرمانی، ادیان شرقی بهویژه هندوئیسم و بودیسم است. ازاینرو، مروجان این شیوهها نیز معمولاً به همین خاستگاه اشاره کرده و آثار جسمی و روانی آنها را بر اساس مبانی جهانشناختی همین مکاتب و ادیان توضیح میدهند.
البته هدف نهایی این تمرینها همیشه بهطور آشکار بیان نمیشود. گاه یوگا صرفاً نوعی ورزش یا روش درمانی برای کاهش استرس، ایجاد آرامش و افزایش تمرکز معرفی میشود، (1) اما در سطوح بالاتر، هدف آن «شناخت و بروز طبیعت برتر انسان» و «اتحاد با وجود کیهانی» دانسته میشود. (2) بهعبارتدیگر، این جنبشها با طرح نیازهای واقعی انسان ــ مانند آرامش یا رهایی از اضطراب ــ افراد را جذب میکنند، (3) درحالیکه هدف اصلیشان فراتر از این مسائل ظاهری است. (4) دستورالعملهای یوگا و مدیتیشن معمولاً بر مفاهیمی چون کندالینی، چاکراها و اذکار مانترا استوارند؛ عناصری که درواقع به باورهای معنوی و الوهی خاصی پیوند دارند. بر اساس همین مبانی گفته میشود مدیتیشن، راهی برای پیوند میان روان انسان و نیروی برتر یا ضمیر الهی جهان است. (5)
کتاب «یوگا راهی بهسوی کمال» مدیتیشن را به دو بخش مدیتیشن بدنی و مدیتیشن فکری تقسیم نموده و مدیتیشن بدنی را به معنای پرستش بدنی و مدیتیشن فکری را به معنای تسلیم در فکر معنا میکند. (6) در کتاب مدیتیشن (طریقت باطنی) نیز آمده است: «ممکن است مدیتیشن را نوعی آگاهی و هوشیاری دانست یا آن را بهعنوان روشی از زندگی نامید. همچنین ممکن است آن را راهی بهسوی روشنایی و یا نظم روحانی تلقی کرد». (7) همچنین در این کتاب منشأ مدیتیشن را هند باستان دانسته و میگوید: مدیتیشن زمانی به معبدها و صومعهها تعلق داشت و تنها یا عمدتاً در مراسم مذهبی رهبانان هندی با نام «اشرام» از آن استفاده میشد، ولی بهصورت تعجببرانگیزی با گذشت زمان وارد زندگی عادی و مادی شده است. (8)
بنابراین منشأ اینگونه فنها آیینهای هندوئیسم و بودیسم بوده و هدف آنها نیز طبق آموزههای ادیان هندی ترسیم شده است. به همین جهت برخی محققان یوگا به این نتیجه رسیدهاند که یوگا در حقیقت بخش عملی ادیان مشرکانه هندی است که بهصورت سرّی و سینهبهسینه منتقل شده و انجام آن بسیار خطرناک است. (9)
نکته دوم: تفکیک روش از مبانی
برخی به بیماران توصیه میکنند که بهصورت روزانه مدیتیشن انجام دهند تا خود را در مقابله با استرسها و فشارهای عصبی محافظت کنند. برخی از مروجان مدیتیشن ادعا میکنند لزومی ندارد که افراد با اعتقاد قلبی به کلاسهای مدیتیشن رویآورند تا به ادراکات و دریافتهایی نائل گردند، بلکه افراد کماعتقادی هم که بر سبیل کنجکاوی به این محافل روی میآورند به همین دستاوردها نائل میگردند. (10) ازاینرو، هرکسی با مدیتیشن به یک آرامش عمیق و مستمر جسمی و خَلق یک حالت روحی متفاوت میرسد. (11)
اما واقعیت چیز دیگری است. مدیتیشن، نه صرفاً یک روش موقت برای حصول آرامش، بلکه یک سبک زندگی خاص (12) با مبانی خاص شرقی است. (13) طرفداران مدیتیشن نیز یادآور شدهاند که اگر بخواهیم اجزاء روحانی مدیتیشن را از آن حذف کنیم و به آن سیمای دنیوی بدهیم، آنرا تا حد یک ورزش فکری پایین آوردهایم. (13) آنها بهدرستی بیان کردهاند که مدیتیشن تنها بهعنوان یک تمرین جسمانی طراحی نشده، بلکه یک سیستم روحی عظیمی را بهوجود میآورد که در آن برای افراد نتایج جسمی و روحی متعددی حاصل میشود. (14)
نتیجه:
فنهایی مانند یوگا، مدیتیشن و انرژیدرمانی در ظاهر با هدف آرامسازی ذهن و بدن، کاهش اضطراب و افزایش تمرکز معرفی میشوند، اما در حقیقت ریشه در نظامهای فکری و معنوی ادیان شرقی دارند. این روشها با مفاهیمی چون چاکرا، کندالینی و مانترا مرتبطاند که بیانگر نوعی جهانبینی خاص درباره انسان و هستی هستند. هرچند برخی میکوشند این تمرینها را از مبانی اعتقادیشان جدا کرده و بهعنوان راهی صرفاً رواندرمانی یا ورزشی معرفی کنند، اما درواقع چنین جدایی کاملی ممکن نیست. این فنها بر پایهی فلسفهای شکل گرفتهاند که هدف نهایی آن، «اتحاد انسان با نیروی برتر کیهانی» است، نه صرفاً ایجاد آرامش لحظهای؛ بنابراین، بهرهگیری از این روشها بدون شناخت دقیق و مرزبندی فکری، میتواند به پذیرش ناخودآگاه باورها و نمادهایی منجر شود که با مبانی توحیدی و الهی اسلام سازگار نیستند.
پینوشتها:
1. سوامی ساراسواتی، نیارانجاناندا، گنجینه اسرار یوگا، ترجمه و برگردان جلال موسوی نسب، تهران، انتشارات فردوس، 1380، چاپ اول، ص 36.
2. سوامی ساراسواتی، نیارانجاناندا، گنجینه اسرار یوگا، ترجمه و برگردان جلال موسوی نسب، تهران، انتشارات فردوس، 1380، چاپ اول، ص 38.
3. سوامی ساراسواتی، نیارانجاناندا، گنجینه اسرار یوگا، ترجمه و برگردان جلال موسوی نسب، تهران، انتشارات فردوس، 1380، چاپ اول، ص 35.
4. موسوی نسب، جلال، آموزش مراقبه (مدیتیشن)، تهران، انتشارات فراروان، 1377، ص 50.
5. هامفری، نائومی، مدیتیشن «طریقت باطنی»، ترجمه دکتر رضا جمالیان، تهران، انتشارات دُرسا، 1385، چاپ هشتم، ص 43.
6. شریف پور، خسرو، یوگا راهی بهسوی کمال، تهران، انتشارات رام، 1372، ج 1، ص 136.
7. شریف پور، خسرو، یوگا راهی بهسوی کمال، تهران، انتشارات رام، 1372، ج 1، ص 46.
8. شریف پور، خسرو، یوگا راهی بهسوی کمال، تهران، انتشارات رام، 1372، ج 1، ص 18.
9. مظاهری سیف، حمیدرضا، حقیقت یوگا، قم، صهبای یقین، 1394، ص 117.
10. مظاهری سیف، حمیدرضا، حقیقت یوگا، قم، صهبای یقین، 1394، ص 18.
11. مظاهری سیف، حمیدرضا، حقیقت یوگا، قم، صهبای یقین، 1394، ص 77.
12. مظاهری سیف، حمیدرضا، حقیقت یوگا، قم، صهبای یقین، 1394، ص 60.
13. مظاهری سیف، حمیدرضا، حقیقت یوگا، قم، صهبای یقین، 1394، ص 60.
14. مظاهری سیف، حمیدرضا، حقیقت یوگا، قم، صهبای یقین، 1394، ص 83.