به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، موزه اتواشتات در کنار کارخانه فولکسواگن، بیش از آنکه یک نمایشگاه خودرو باشد، ویترینی از جاهطلبیهای بیپایان این گروه صنعتی است. بسیاری از پروژههایی که در دوران مدیریت فردیناند پیِش شکل گرفتند، هرگز به تولید انبوه نرسیدند؛ اما همین نمونههای تکساخت نشان میدهند تا چه اندازه مرزهای مهندسی جابهجا شده بود. یکی از خاصترین آنها، بوگاتی گالیبیه است؛ خودرویی که با موتور W۱۶ پرآوازه ویرون، اما در قالبی کاملا متفاوت متولد شد.
تولد یک بوگاتی متفاوت
گالیبیه نخستین بار در سال ۲۰۰۹ رونمایی شد؛ پروژهای که بر پایه شاسی بنتلی آرناژ شکل گرفته بود، اما تقریبا هیچ شباهتی به خودروی پایه نداشت. بدنه، کابین و مهمتر از همه پیشرانه، هویت کاملا مستقلی داشتند.
در حالی که آرناژ از موتورهای V۸ بهره میبرد، گالیبیه با جسارتی تمام تعداد سیلندرها را دو برابر کرد. این خودرو به نسخهای ۸٫۰ لیتری از موتور W۱۶ مجهز بود، اما برخلاف ویرون که از چهار توربوشارژر استفاده میکرد، در اینجا دو سوپرشارژر وظیفه تامین هوای فشرده را بر عهده داشتند. حتی امکان کار با سوخت اتانول نیز برای آن در نظر گرفته شده بود که نشانهای از نگاه آیندهنگرانه مهندسان به حساب میآمد.
هیولای موتور جلو با هزار اسب بخار قدرت
یکی از تفاوتهای مهم گالیبیه با ویرون، محل نصب موتور بود. این بار پیشرانه در جلو قرار داشت و زیر کاپوتی قرار میگرفت که به شکلی نمایشی از دو سمت باز میشد. خروجی این موتور حدود ۱۰۰۰ اسب بخار اعلام شده بود؛ رقمی چشمگیر که برای یک گرندتورر لوکس، بیش از حد کافی به نظر میرسید.
بوگاتی استفاده از سوپرشارژر را به دلیل پاسخدهی بهتر در دورهای پایین انتخاب کرده بود تا خودرو در رانندگی روزمره نرمتر و قابلکنترلتر باشد. هرچند وزن دقیق اعلام نشد، اما با توجه به ابعاد بزرگ، تجهیزات لوکس و ساختار مبتنی بر آرناژ، تقریبا قطعی است که گالیبیه از ویرون ۱۶.۴ با وزن ۱۸۸۸ کیلوگرم سنگینتر بوده است.
سدان یا لیفتبک؟
با وجود گذشت سالها از معرفی، طراحی گالیبیه همچنان تازه و چشمگیر به نظر میرسد. از نظر فنی، این خودرو بیشتر یک لیفتبک بود تا سدان کلاسیک؛ زیرا درِ عقب به همراه شیشه باز میشد و دسترسی به فضای بار را سادهتر میکرد.
جالب اینکه همان سال پورشه پانامرا نیز وارد بازار شد، اما گالیبیه قرار بود مفهوم لوکسگرایی و قدرت را به سطحی کاملا متفاوت ببرد؛ جایی که عملکرد یک ابرخودرو با راحتی یک لیموزین ترکیب شود.
کابینی غرق در چرم، چوب و فناوری
ویدئویی که اخیرا از این خودرو منتشر شده، نمایی کمنظیر از فضای داخلی آن ارائه میدهد. کابین با بهترین چرمهای قابلدسترس در آن زمان پوشیده شده و حجم گستردهای از چوب صیقلی، حس یک سالن مجلل را القا میکند.
برخلاف ویرون که تا حد ممکن از نمایشگرهای دیجیتال فاصله میگرفت، گالیبیه به فناوری آغوش باز نشان داده بود. پشت فرمان یک کیلومترشمار دیجیتال بزرگ دیده میشد و در بخش پایین کنسول مرکزی نیز نمایشگر لمسی تعبیه شده بود. در عقب هم نمایشگری با فشردن یک دکمه بالا میآمد و به سمت سرنشینان میچرخید.
این خودرو کاملا چهار نفره طراحی شده بود؛ دو صندلی مستقل در عقب که با یک کنسول چرمی بزرگ از هم جدا میشدند و حس سفری خصوصی و اشرافی را منتقل میکردند.
ساعتی که از داشبورد جدا میشد
در میان تمام تجملات، شاید جذابترین ویژگی گالیبیه نه موتور بود و نه نمایشگرها، بلکه یک ساعت مکانیکی ۱۰۰ هزار دلاری بود که از دل داشبورد بیرون میآمد. این ساعت را میشد جدا کرد و مانند یک ساعت مچی استفاده کرد؛ جزئیاتی که نشان میداد بوگاتی تا چه حد به مفهوم هنر در صنعت خودرو نزدیک شده است.
چرا گالیبیه هرگز به تولید نرسید؟
گالیبیه در ابتدا به عنوان پروژهای برای سنجش واکنش بازار معرفی شد. اما در نهایت بوگاتی تصمیم گرفت که آن را به تولید نرساند. مدیران برند نگران بودند که عرضه یک سدان لوکس، هویت بوگاتی را که با ویرون تعریف شده بود، کمرنگ کند.
فروش ۴۵۰ دستگاه ویرون حدود یک دهه زمان برد؛ بنابراین عرضه مدلی جدید و متفاوت در آن مقطع میتوانست ریسک بزرگی باشد. در نهایت، مسیر برند به سمت توسعه شیرون ادامه یافت و گالیبیه در حد یک رؤیا باقی ماند.
میراثی که شاید بازگردد
اگرچه گالیبیه هرگز به خیابانها راه نیافت، اما ایده یک بوگاتی چهاردر با پیشرانه عظیم همچنان جذاب است. امروز مدل توربیون با موتور V۱۶ پیشفروش شده و آینده برند روشن به نظر میرسد.
شاید در سالهای پیش رو، با پشتوانه موفقیت مدلهای جدید، مدیران بوگاتی دوباره به فکر احیای یک سدان فوقلوکس بیفتند. اگر چنین شود، روح گالیبیه میتواند در قالبی مدرنتر بازگردد؛ خودرویی که ترکیبی از شکوه، قدرت و جسارت مهندسی باشد.
منبع: motor۱
۵۸۳۲۲