به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، کتاب «وحشت، عشق و شستشوی مغزی» اثر الکساندرا استاین، کاوشی جذاب از مکانیسمهای روانشناختی زیربنای فرقهها و رژیمهای توتالیتر است. استاین، یک روانشناس اجتماعی و عضو سابق فرقه، از تجربیات شخصی و تخصص آکادمیک خود استفاده میکند تا تحلیلی عمیق از چگونگی توضیح تئوری دلبستگی جذابیت و کنترل اعمال شده توسط این سازمانها ارائه دهد. این کتاب برای هرکسی که علاقهمند به درک پویایی کنترل اجباری و تأثیر روانی بر افراد در چنین محیطهایی است، کتابی بسیار مهم است.
الکساندرا استاین، محقق پیشگام در زمینه توتالیتاریسم، یک روانشناس اجتماعی و پژوهشگر مهمان در دانشگاه London South Bank است. او در مورد فرقه ها و توتالیتاریسم سخنرانی می کند و می نویسد. او نتیجه بیش از ۲۵ سال پژوهش خود را در کتاب وحشت، عشق و شستشوی مغزی آورده است. او در این کتاب با استفاده از نظریه دلبستگی و تحلیلی تکامل محور، خطرات ایدئولوژی ها، روابط منزوی کننده و تاثیرات وحشتناک نظام های اعتقادی بسته بر روی مغز افراد را تشریح می کنند؛ جایی که ارتباط بین تفکر و احساس قطع می شود و ساختارهای مربوطه در مغز از کار می افتند. او نشان می دهد که چگونه ترکیب وحشت و عشق، باعث می شود پیروان از خویشتن خود بیگانه شوند و تا جایی پیش بروند که به اراده رهبر به زندگی خود و دیگران پایان دهند.
هدف اصلی این کتاب، نشان دادن عناصر مشترک روانشناختی و ساختاری اجتماعی است که این موقعیتهای متنوع را به هم پیوند میدهند و در نتیجهی آنها، رهبران اقتدارگرا این فرصت را به دست میآورند که با شکل دادن به ذهن پیروان، توانایی آنها برای عمل در جهت بقای خود را بگیرند. این فعالیت برای شکلدهی ذهن را میتوان با عبارات مفیدی مانند شستشوی مغزی، کنترل اجباری یا اقناع اجباری توصیف کرد. گروه ها و حکومت های توتالیتر خطری مداوم و همیشگی هستند و از تروریسم سیاسی و مذهبی در سطح جهان تا وحشت درونی از روابط شخصی دونفرهی کنترلکننده را در برمیگیرند.
هیچ یک ما از ترکیب عشق و وحشت و فرایند شستشوی مغزی در امان نیستیم. با این همه تنها در مرحله پایانی شستشوی مغزی است که که پایانهای انفجاری و نتایج نهایی را میبینیم. پایان غریبهها، دشمنان، پیروان، فرزندان. نسلکشیهای تمامیتخواهان از هیتلر گرفته تا استالین و پل پوت. از بمب گذاران انتحاری گرفته تا عروس های جهادی سوریه یا فیلمهای تبلیغاتی که نشان میدهند یک جوان لندنی به جلاد داعش تبدیل شده است و گروگانها را در سوریه سر میبرد و کودکسربازانی که قربانی اراده رهبران میشوند.
اینکه چه فرآیندی به یک رهبر این امکان را میدهد تا چنان کنترلی بر پیروان خود به دست آورد که تا جایی پیش بروند که با کشتن خودشان و گاهی حتی قربانی کردن فرزندانشان از دستوراتش پیروی کنند، کانون تمرکز اصلی این کتاب به شمار می آید. بسیاری از ما بی آن که بدانیم توسط ایدئولوژی ها شسشتشوی مغزی می شویم. رویکرد اپستاین در این کتاب به عنوان یک مطالعه میان رشته ای عمیق، میتواند در فهم پدیده کنترل شدید و افراطی به ما کمک کند و کمک کند تا از شهروندانمان، خودمان، فرزندانمان و دیگرانی که دوستشان داریم، محافظت کنیم.
ترکیب وحشت، عشق و شستشوی مغزی
سایکالاجی تودی، مصاحبه جالبی با استاین در خصوص این کتاب داشته و از استاین خواسته تا چگونگی اثرگذاری این ترکیب وحشت، عشق و شستشوی مغزی را توضیح دهد. استاین در این مصاحبه جواب ساده و سرراستی به این پرسش داده است. بخش کوتاهی از این مصاحبه به شرح زیر است:
دقیقا همون الگویی که در خشونت های خانگی دیده می شه رو می تونید به فرقه ها و حکومت های تمامیت خواه تعمیم بدید. اول انسانی رو در نظر بگیرید که در دام یک فرد و یا یک گروه گرفتار می شه. بعد قربانی در معرض بمباران عشق قرار می گیره و میزان زیادی توجه دریافت می کنه، توجهی که خیلی وقت ها اغراق آمیز هست.
تزریق این میزان از عشق و علاقه ضروریست برای این که فرد احساس کنه پناهگاه امنش رو پیدا کرده. بعد که این احساس در او القا شد که مامن امنی داره حالا تلاش برای ازوله کردنش از جامعه دوستان و اطرافیانش شروع میشه.
نهایتا او باید از همه جا به جز گروه منزوی بشه. طبیعی هم هست فردی که در معرض افراد، عقاید و کتاب های مختلف و متفاوت قرار بگیره، شانس اندکی برای شستشوی مغزی داره.و حالا مرحله وحشت شروع میشه. حالا باید ترس رو در قربانی القا کرد. ترس از یک عامل خارجی مشخص، ترس از یک کشور دیگر، ترس از یک مکتب دیگر، این وحشتی است که ایدئولوژی گروه برای اون فرد تعیین می کنه. حالا که هر سه این مراحل با موفقیت سپری شده، فرد شستشوی مغزی شده تنها یک پناهگاه امن داره و اون رهبر فرقه و یا حکومت تاتوتالیتر هست.این همون چیزیست که دلبستگی به یک پناهگاه امن نامیده میشه.
۲۱۶۲۱۶