به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در قرآن کریم، مجموعهای از آیات تربیتی، اجتماعی و اعتقادی را در بر دارد که نقشه راهی برای ساختن فرد و جامعه ارائه میدهد. بخش مهمی از این آیات در آیات سوره اسراء و سوره کهف قرار دارد، آیاتی که به تعبیر علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، هم هشدار دهندهاند و هم راهگشا.
بنابر روایت فارس، در ادامه، نگاهی تحلیلی به این ۹ آیه کلیدی خواهیم داشت.
مرفهان بیدرد، جرقههای قهر الهی
خداوند در آیه ۱۶ اسراء میفرماید هنگامی که اراده هلاکت شهری را کند، «مترفین» آن را امر میکند اما آنان به فسق و فساد میپردازند و زمینه نابودی فراهم میشود. علامه طباطبایی توضیح میدهد که مقصود از «امر» در این آیه، امر تشریعی است، یعنی خدا راه هدایت را برای آنان باز میگذارد، اما طبقه مرفه و برخوردار، بهجای اصلاح، طغیان میکنند.
فساد این طبقه به دلیل نفوذ اجتماعیشان، به سرعت به بدنه جامعه سرایت میکند و سنت الهی بر نابودی چنین ساختاری جاری میشود. بنابراین خطر اصلی، صرف ثروت نیست، بلکه بیدردی و فساد ساختاری طبقه اثرگذار جامعه است.
نسخه قرآن برای اقتصاد بحرانزده جهان
آیه ۲۶ اسراء دستور میدهد حق خویشاوندان، فقرا و در راهماندگان ادا شود و از اسراف پرهیز شود. این آیه پیوندی میان عدالت اقتصادی و معنویت برقرار میکند.اسراف، صرفاً ریختوپاش مالی نیست، بلکه نوعی خروج از تعادل در بهرهبرداری از نعمتهاست. از سوی دیگر، پرداخت حقوق نیازمندان، لطف شخصی نیست، بلکه ادای «حق» است. در این نگاه، جامعه سالم، جامعهای است که جریان ثروت در آن متعادل و مسئولانه باشد.
در روزگاری که اقتصاد جهان با تورمهای افسارگسیخته، شکاف طبقاتی، بحران بدهی و فروپاشیهای ناگهانی بازارها دستوپنجه نرم میکند، بازخوانی آیات جزء پانزدهم، بهویژه در سوره اسراء، میتواند افقی متفاوت پیشروی سیاستگذاران و جوامع بگشاید.
قرآن در کنار هشدار نسبت به نقش ویرانگر «مترفین» بیدرد در سقوط تمدنها، بر یک اصل کلیدی تأکید میکند، یعنی تعادل. نه اسراف و مصرفزدگی افسارگسیخته را میپذیرد و نه بخل و انباشت ثروت بدون مسئولیت اجتماعی را.
بر اساس تحلیلهای تفسیر المیزان، اقتصاد مطلوب قرآنی بر سه پایه استوار است، عدالت در توزیع، مسئولیتپذیری اجتماعی و میانهروی در مصرف. پرداخت «حق» خویشاوندان و نیازمندان، لطف اختیاری نیست، بلکه بخشی از سازوکار سالم گردش ثروت است.
همچنین هشدار نسبت به اسراف، تنها توصیهای اخلاقی نیست؛ بلکه راهکاری پیشگیرانه برای جلوگیری از فروپاشی منابع و افزایش شکاف طبقاتی است.
در این نگاه، بحرانهای امروز بیش از آنکه صرفاً فنی و بانکی باشند، ریشه در بیتعادلی اخلاقی و اجتماعی دارند. نسخه قرآن، بازگرداندن اقتصاد به مدار عدالت، اعتدال و پاسخگویی است؛ اصولی که اگر جدی گرفته شوند، میتوانند از دل بحران، ثباتی پایدار بسازند.
بالهای محبت بر شانههای پدر و مادر
در آیه ۲۴ اسراء، تعبیر لطیف «واخفض لهما جناح الذل من الرحمة» آمده است، یعنی بال فروتنی را از سر رحمت بر آنان بگستر. این تعبیر استعارهای زیبا از تواضع عاشقانه است، نه ذلت تحقیرآمیز. فرزند باید در برابر والدین، از سر محبت و قدردانی فروتن باشد و برایشان دعا کند. المیزان تأکید میکند که این توصیه، صرفاً اخلاقی نیست، بلکه ریشه در نظام تکوینی دارد چرا که والدین مجرای فیض وجود انساناند.
نه خساست و نه ولخرجی، انفاق متعادل
آیه ۲۹ اسراء میگوید که «نه دستت را به گردنت زنجیر کن و نه آن را کاملاً بگشا.» این تعبیر کنایه از اعتدال اقتصادی دارد. اسلام نه با بخل سازگار است و نه با ولخرجی که انسان را از اداره زندگیاش ناتوان کند. معیار در انفاق، حکمت و مصلحت است، بهگونهای که هم نیاز نیازمند برطرف شود و هم بنیان زندگی فرد آسیب نبیند.
گوش و چشم هم بازخواست میشوند
خدا در آیه ۳۶ اسراء هشدار میدهد که «از آنچه بدان علم نداری پیروی مکن.» انسان در برابر ابزار ادراک خود مسئول است. گوش، چشم و قلب، ابزار شناختاند و هرگونه داوری یا اقدامی که بر پایه گمان بیدلیل باشد، انسان را در معرض بازخواست قرار میدهد. این آیه بنیان عقلانیت دینی را میگذارد، جامعهای که بر شایعه و ظن حرکت کند، از مسیر حق دور میشود.
اخلاق اجتماعی، سد راه نفوذ شیطان
در آیه ۵۳ اسراء، خداوند دستور میدهد بندگانش سخنی بگویند که «أحسن» باشد، زیرا شیطان میان آنان نزاع میافکند و بسیاری از دشمنیها از یک کلمه نسنجیده آغاز میشود.
شیطان از شکافهای رفتاری و گفتاری بهره میبرد تا پیوندهای اجتماعی را سست کند. بنابراین خوشرفتاری و گفتار نیک، فقط یک فضیلت فردی نیست، بلکه راهبردی برای امنیت اجتماعی است.
عاقبت کسی که در دنیا عمداً چشم بر حقیقت ببندد
آیه ۷۲ اسراء میفرماید: «وَ مَن کانَ فی هذِهِ أَعمی فَهُوَ فِی الآخِرَةِ أَعمی…». مقصود از کوری در این آیه، نابینایی ظاهری نیست، بلکه کوردلی و نادیده گرفتن آیات الهی است. کسی که در دنیا عمداً چشم بر حقیقت ببندد، در آخرت نیز از دیدن راه نجات محروم خواهد بود.
از منظر دشمنشناسی، این آیه هشداری جدی است: بزرگترین دشمن انسان، جهل انتخابشده و تغافل عامدانه است. وقتی جامعهای نشانههای حق، فساد، ظلم یا فریب را میبیند اما خود را به ندیدن میزند، در واقع مسیر محرومیت را هموار میکند. این «اعمی» بودن، نتیجه عملکرد خود انسان است، نه تحمیل الهی. بنابراین بصیرت، یک ضرورت حیاتی است؛ چه در عرصه فردی و چه در میدان اجتماعی و سیاسی.
خدا برایمان کافی است
آیه ۹۶ اسراء میفرماید: «کَفی بِاللَّهِ شَهیداً». علامه این آیه را ناظر به آرامش پیامبر در برابر تکذیبها میداند. وقتی خدا شاهد و آگاه به حال بندگان است، نیازی به تأیید یا تکذیب دیگران باقی نمیماند. توجه به علم و شهود الهی، انسان را از اضطراب افکار عمومی و قضاوتهای سطحی رها میکند.
«انشاءالله» اعتراف به حاکمین خدا در جهان
در آیات ۲۳ و ۲۴ سوره کهف، خداوند به پیامبر میآموزد که درباره آینده نگوید «فردا انجام میدهم» مگر آنکه «انشاءالله» بگوید. این دستور، صرف یک ذکر لفظی نیست، بلکه اعتراف عملی به حاکمیت اراده الهی بر عالم است. انسان مؤمن برنامهریزی میکند، اما خود را مستقل از مشیت خدا نمیبیند. این ادب توحیدی، انسان را از غرور و غفلت بازمیدارد.
این ۹ آیه از جزء پانزدهم، تصویری جامع از جامعه مطلوب قرآنی ارائه میدهد، یعنی جامعهای با عدالت اقتصادی، تکریم خانواده، عقلانیت در تصمیمگیری، اخلاق در گفتار، بصیرت در برابر دشمن و توکل بر خدا، همه این آموزهها در یک نقطه مشترکند، یعنی ساختن انسانی آگاه، مسئول و متعادل که هم خود را میسازد و هم جامعهاش را.