به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن و ماهی که شب قدر در آن چون قلبی تپنده میدرخشد، فرصتی است تا از دریچهای تازه به عمق قرآن کریم بنگریم. سوره مبارکه یس که پیامبر(ص) آن را قلب قرآن نامیدهاند، نهتنها راهنمای ما در مسیر ایمان و هدایت است، بلکه هر آیهاش پنجرهای بهسوی رازهای توحید، معاد و رحمت الهی میگشاید.
بنابر روایت ایکنا، در سلسلهگفتوگوهایی بهمناسبت این ماه با علیاکبر توحیدیان، پژوهشگر قرآنی و دکترای علوم قرآن و حدیث، در شماره هفدهم به بررسی حرکت تدریجی و گامبهگام شیطان در انحراف انسان، راههای نفوذ شیطان در زندگی فردی و اجتماعی و راهکارهای قرآنی برای مقابله با وسوسههای شیطان براساس تفسیر حجتالاسلام والمسلمین محسن قرائتی میپردازد. این مجموعه ۳۰ قسمتی، ما را با پیوند عمیق مفاهیم هدایت، انذار، تقدیر و سبل السلام در قرآن و همچنین رازهای نهفته در آیات سورههای یس و قدر آشنا میکند.
در شماره پیش درباره مسئولیت انسان و شیوه مواجهه او با وسوسههای شیطانی و نسبت میان اختیار انسان و تأثیرگذاری وسوسههای شیطان صحبت کردیم. اکنون توضیح دهید که سیاست شیطان برای فریب انسان بر چه مبنایی است؟
در ادامه تفسیر آیات ۶۰ تا ۶۲ سوره مبارکه یس که خداوند متعال میفرماید: «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ، وَأَنِ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ، وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنْکُمْ جِبِلًّا کَثِیرًا أَفَلَمْ تَکُونُوا تَعْقِلُونَ»، بر ضرورت شیطانشناسی، یکی از عالیترین مصادیق دشمنشناسی تأکید میشود، چراکه شیطان(علیهاللّعنه) دشمن آشکار انسان معرفی شده و هدف اصلی او، دور کردن انسان از مسیر عبودیت و صراط مستقیم الهی است.
قرآن با هشدار نسبت به فریبهای شیطان، نقش او را در انحراف فکری، اخلاقی و رفتاری انسان تبیین میکند و نشان میدهد که شیطان با بهرهگیری از روشها و تکنیکهایی همچون وسوسه تدریجی، زیبا جلوه دادن گناه، ایجاد توجیهات ظاهراً عقلانی و بهرهبرداری از ضعفهای نفسانی انسان، زمینه سقوط او را فراهم میکند. از اینرو، شناخت شیوههای نفوذ شیطان و تقویت بصیرت و تعقل، شرط اساسی حفظ انسان در مسیر هدایت الهی است.
در قرآن بارها با عبارت «خطوات الشیطان» مواجه شدهایم. سیاست شیطان، حرکت گامبهگام است؛ ابتدا نگاه، سپس فکر و در نهایت اقدام عملی. این روند از شوخیها شروع میشود و به مسائل جدی میرسد. بنابراین، انسان باید از همان ابتدا هوشیار باشد.
برای نمونه، بسیار توصیه شده است که انسان در بعضی موقعیتها با نامحرم در یک محیط قرار نگیرد. در ادارات، کارمندان مرد و زن در کنار هم کار میکنند و این یکی از مواضعی است که شیطان بهراحتی میتواند در آن نفوذ کند. در همین ادارات، از ابتدای انقلاب تاکنون، متأسفانه این مسئله وجود داشته و روزبهروز گسترش پیدا کرده است، تا جایی که اکنون آمار قبولی دانشجویان در دانشگاهها برای بانوان، ۶۵ درصد و برای آقایان، ۳۵ درصد است.
مفهوم این آمار چیست؟ مفهوم آن صرفاً علمی نیست. ۶۵ درصدی که وارد دانشگاه میشوند، در آینده فارغالتحصیل خواهند شد و خواهان شغل خواهند بود. بسیار کم پیش میآید که افراد صرفاً برای علمآموزی درس بخوانند؛ تقریباً همه برای اشتغال تحصیل میکنند.
این مسئله شاید در نگاه اول جزئی به نظر برسد، اما بهتدریج گسترش مییابد. در جمهوری اسلامی مشاهده میکنیم، مدارس ابتدایی و راهنمایی که دانشآموزان در آن سنین هنوز به بلوغ نرسیدهاند و کمتر در معرض مسائل شهوانی قرار دارند، بهصورت جداگانه اداره میشوند؛ اما هنگامی که وارد دانشگاه میشوند، در یک کلاس و آزمایشگاه حضور دارند، پروژههای گروهی مشترک انجام میدهند و جزوه رد و بدل میکنند. این تغییر، نوعی طراحی حسابشده به نظر میرسد.
در خطبه هفتم نهجالبلاغه، امیرالمؤمنین(ع) بیانی دارند که این مسئله را بسیار زیبا تبیین میکند. این خطبه کوتاه است و پنج یا شش سطر بیشتر نیست. حضرت میفرمایند شیطان ابتدا تخمگذاری میکند: «فَبَاضَ وَ فَرَّخَ فِی صُدُورِهِمْ وَ دَبَّ وَ دَرَجَ فِی حُجُورِهِمْ.»
کلمه «باض» از «بیضه» گرفته شده است؛ یعنی شیطان در سینههای آنان تخمگذاری میکند. سپس از این تخمها جوجه بیرون میآید؛ یعنی وسوسهای که در دل کاشته شده است، در مراحل بعدی رشد میکند. جوجهای که از تخم بیرون میآید، بهتدریج حرکت میکند. حضرت میفرمایند اثر وسوسه شیطان کمکم در وجود فرد نفوذ میکند، بهگونهای که چشم، گوش و قلب انسان در اختیار شیطان قرار میگیرد و اراده مستقل خود را از دست میدهد. این خطبه بهزیبایی حرکت تدریجی شیطان را از مسئلهای کوچک تا اقدام عملی نشان میدهد.
راههای نفوذ شیطان کدامند؟
راههای نفوذ شیطان شامل لقمه حرام، شراب، قمار، شایعات، تفرقه، همنشینی با نااهلان، عجب و غرور، حسد، آرزوهای نابجا، تبلیغات سوء و زرق و برق طاغوتهاست. چشم، گوش، زبان و شهوت از ورودیهای شیطان محسوب میشوند. در روایتی آمده است، هفت دری که برای جهنم ذکر شده، در حقیقت هفت درب در وجود انسان است: دو چشم، دو گوش، زبان، شهوت و شکم. پاسخ به این پرسش درواقع تبیین شیوه ورود شیطان است و نشان میدهد که انسان باید از ابتدا مراقب باشد.
نخستین راه نفوذ شیطان، زمانی است که انسان قصد کمک مالی به دیگران را دارد. هنگامی که فرد میخواهد به مستمندی انفاق کند، شیطان او را به فقر آینده تهدید و القا میکند که اگر پول بدهی، خودت فقیر خواهی شد. گاهی دست انسان به جیب میرود، اما دوباره بیرون میآید؛ آنچه دست را به جیب میبرد، فطرت پاک الهی است و آنچه آن را بازمیگرداند، وسوسه شیطان است. قرآن کریم میفرماید: «الشَّیطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ» (سوره بقره، آیه ۲۶۸)؛ یعنی شیطان شما را به فقر وعده میدهد تا از انفاق جلوگیری کند.
دومین راه نفوذ، زمانی است که میان دو نفر علاقه وجود دارد. شیطان آنان را به قمار میکشاند و این علاقه را به کینه و دشمنی تبدیل میکند. قرآن میفرماید: «إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ...» (سوره مائده، آیه ۹۱). یکی از دلایل حرمت قمار همین مسئله است. در قمار، بازنده کینه به دل میگیرد و برای جبران، دوباره قمار میکند و این روند ادامه مییابد.
متأسفانه شطرنج نیز رواج پیدا کرده است و با سوءاستفاده از بخشی از فتوای حضرت امام(ره)، برای آن فدراسیون تشکیل شد. اصل فتوا این بود که اگر شطرنج با عنوان ورزش مطرح شود، اشکالی ندارد. شخصاً مدتی شطرنج بازی میکردم و تجربه کردهام که شکست در آن، کینه و انسداد فکری ایجاد میکند.
بنابراین، در ورزش بودن شطرنج، اختلاف نظر وجود دارد. به نظر این حقیر، شطرنج ورزش محسوب نمیشود؛ نه ورزش بدنی و نه ورزش فکری، پس باید به آن فتوای مشروط توجه داشت. حضرت امام(ره) در پاسخ سؤالکننده که نوشته بود «امروزه شطرنج ورزش فکری محسوب میشود؟» پاسخ داد: «بنا بر فرض مذکور...»، یعنی بر فرض ورزش بودن، آن هم بدون برد و باخت اشکالی ندارد. متأسفانه به این دو شرط توجه نشد و شطرنج را رواج دادند.
راه دیگر نفوذ شیطان، تأخیر در ازدواج است. هنگامی که جوان به فکر ازدواج میافتد، شیطان با القای مشکلات مالی مانند نداشتن خانه، خودرو یا شغل مناسب، او را منصرف میکند. بنابراین، یکی از راههای پیشگیری از مفاسد اجتماعی، تسهیل واقعی ازدواج جوانان است.
شیطان همچنین انسان را از نماز اول وقت بازمیدارد و القا میکند که هنوز فرصت باقی است. تجربه نشان داده که تأخیر در نماز اول وقت، گاهی سبب میشود نماز به آخر وقت یا نزدیک قضا شدن برسد. حتی هنگامی که انسان در شرایط مناسب برای نماز اول وقت قرار دارد، وسوسه تأخیر ایجاد میشود. همچنین، زمانی که انسان به فکر توبه میافتد، شیطان القا میکند که هنوز فرصت زیادی وجود دارد.
از دیگر شیوههای شیطان، تغییر نام گناه است، مانند ولخرجی در امور دینی به نام شعائر مذهبی، ولخرجی در خانه به نام آبروداری در مواقعی حتی چون افطاریدادن، اسراف در مهمانیها، حرص در ثروتاندوزی به نام تأمین زندگی، بیاعتنایی به مقدسات دینی به نام روشنفکری، نابودی سنتهای پسندیده به نام تمدن و بیاحترامی به والدین به نام همسرداری؛ البته همسرداری ارزشمند است، اما نباید به قیمت بیاحترامی به والدین باشد.
از دست دادن هویت ملی، فکری و اعتقادی و همرنگ جماعت شدن نیز از نمونههای نفوذ شیطان است. قرآن میفرماید: «زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ»؛ یعنی شیطان اعمال ناپسند را در نظر انسان زیبا جلوه میدهد.
برای مقابله با نفوذ شیطان چه راهکارهایی مطرح شده است؟
توکل بر خدا، پناهبردن به خداوند، یاد خدا و نماز، ارتباط با دوستان با تقوا، دوری از مجالس فساد، عبرتگرفتن از تاریخ گمراهان و حضور در جلسات قرآنی که بهترین پناهگاه برای جوانان است.
جوانانی که با قرآن مأنوس هستند و در فعالیتهای قرآنی شرکت میکنند، بهترین جوانان جامعه محسوب میشوند. ارتباط با دوستان قرآنی نیز بهترین نوع دوستی است. در شرایطی که جامعه با مشکلات و آسیبهای فراوان روبهروست، انس با قرآن میتواند انسان را از نفوذ شیطان حفظ کند.