به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن و ماهی که شب قدر در آن چون قلبی تپنده میدرخشد، فرصتی است تا از دریچهای تازه به عمق قرآن کریم بنگریم. سوره مبارکه یس که پیامبر(ص) آن را قلب قرآن نامیدهاند، نهتنها راهنمای ما در مسیر ایمان و هدایت است، بلکه هر آیهاش پنجرهای بهسوی رازهای توحید، معاد و رحمت الهی میگشاید. خبرنگار ایکنا از اصفهان در سلسلهگفتوگوهایی بهمناسبت این ماه با علیاکبر توحیدیان، پژوهشگر قرآنی و دکترای علوم قرآن و حدیث، در شماره شانزدهم به بررسی قیامت، عرصه جداسازی نیکان و مجرمان، اختیار انسان در برابر وسوسههای شیطان و نقش عقل و هدایت الهی در پیمودن صراط مستقیم براساس تفسیر حجتالاسلام والمسلمین محسن قرائتی میپردازد.
بنابر روایت ایکنا، این مطلب ما را با پیوند عمیق مفاهیم هدایت، انذار، تقدیر و سبل السلام در قرآن و همچنین رازهای نهفته در آیات سورههای یس و قدر آشنا میکند.
آیات ۵۹ و ۶۰ سوره یاسین چه تصویری از صحنه قیامت و نحوه مواجهه خداوند با انسانها ارائه میدهد؟
آیه ۵۹ میفرماید: «وَامْتَازُوا الْیَوْمَ أَیُّهَا الْمُجْرِمُونَ؛ و ندا آید: ای گناهکاران، امروز از صف نیکان جدا شوید.»
و آیه ۶۰: «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ؛ ای فرزندان آدم، آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او بیتردید دشمن آشکاری برای شماست؟»
مجموع مضامین مطرحشده در این آیات چه اصولی را درباره هدایت الهی، مسئولیت انسان و شیوه مواجهه او با وسوسههای شیطانی تبیین میکند و این اصول چه تأثیری میتواند بر سبک زندگی فردی و اجتماعی انسان داشته باشد؟
برای پاسخ به این پرسش، پیام این دو آیه را بررسی میکنیم.
پیام اول: قیامت، روز فیصله و جدایی مجرمان از دیگران است. در قیامت، نیکان از بدان جدا و همچنین، افراد براساس درجه خوبی و بدی خود از یکدیگر متمایز میشوند. نیکان دارای درجات گوناگون در بهشت و بدان دارای درکات گوناگون در جهنم هستند.
پیام دوم: قیامت، روز توبیخ مجرمان است. عبارت «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ» بیانگر لحن توبیخآمیز است؛ یعنی مگر به شما سفارش نکردم که...
پیام سوم: کیفر الهی پس از اتمام حجت است. خداوند بدون فراهمکردن زمینه هدایت و شناخت، کسی را کیفر نمیکند. از آغاز آفرینش، پیامهای هدایت را به انسان رسانده و ابزار شناخت را در اختیار او قرار داده است. این ابزار شامل عقل، وحی، پیامبران و قرآن است. عقل، پیامبر درونی و وحی، پیامبر بیرونی معرفی شدهاند. با وجود این همه ابزار هدایت، اگر انسان از آنها استفاده نکند، مستحق کیفر الهی خواهد بود.
پیام چهارم: انسان از دو حال خارج نیست؛ یا بنده خداست یا بنده شیطان. حالت بینابینی وجود ندارد. کسی که بخواهد نیمی با خدا و نیمی با شیطان باشد، در حقیقت بهطور کامل در مسیر شیطان قرار گرفته است. انسان یا بنده خداست: «وَأَنِ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ» یا بنده شیطان: «یَا بَنِی آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ.»
پیام پنجم: دشمنی شیطان آشکار است. از لطف الهی است که دشمن انسان را آشکار معرفی کرده: «إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ.» شیطان دشمن پنهانی نیست که انسان را غافلگیر کند. هرچند شیطان با چشم ظاهری دیده نمیشود، اما آثار، وسوسهها و روشهای او آشکار است. خداوند با ارسال پیامبران، کتابهای آسمانی و بهویژه قرآن، مسیر هدایت را روشن کرده و در وجود انسان نیز عقل قرار داده تا بتواند حق را تشخیص دهد. بنابراین، انسان نمیتواند ادعا کند که راه حق و باطل برای او ناشناخته بوده است.
بخش زیادی از توجیهات انسان، در حقیقت وسوسههای شیطان است. توجیه به معنای موجه جلوه دادن چیزی است که درواقع موجه نیست. قرآن با تعبیر «زُیِّنَ» بیان میکند که شیطان اعمال نادرست را زینت میدهد و از همین راه، زمینه توجیه را فراهم میکند.
پیام ششم: راه مستقیم همان عبادت و اطاعت خداوند است. انسان در نماز میخواند: «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ.» طبق آیه: «وَأَنِ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ»، صراط مستقیم همان عبادت خداوند است. بنابراین، فلسفه عبادت نیز انتخاب راه درست در زندگی است؛ زیرا عبادت انسان را در مسیر صحیح قرار میدهد.
پیام هفتم: باید از سرنوشت فریبخوردگان شیطان عبرت گرفت. تا زمانی که انسان در دنیا فرصت دارد، باید از سرنوشت گمراهشدگان عبرت بگیرد. این موضوع از عبارت «أَفَلَمْ تَکُونُوا تَعْقِلُونَ» در آیه ۶۲ فهمیده میشود. نباید اجازه داد که این آیات فقط برای قیامت باقی بماند تا خداوند با لحن توبیخآمیز انسان را مورد خطاب قرار دهد. افراد بسیاری پیش از ما فریب شیطان را خوردهاند: «جِبِلًّا کَثِیرًا.» بنابراین، عبرتگرفتن از سرنوشت آنان میتواند عامل رشد و هدایت ما باشد.
پیام هشتم: اندیشه در سرنوشت قربانیان شیطان، راه نجات از وسوسههاست. تفکر در سرنوشت کسانی که فریب شیطان را خوردهاند، سبب میشود انسان در دام وسوسهها گرفتار نشود. اندیشیدن در این سرنوشتها یکی از راههای نجات از دامهای شیطان است.
پیام نهم: کسی که از عقل و اندیشه خود استفاده نکند، قابل سرزنش است. عبارت «أَفَلَمْ تَکُونُوا تَعْقِلُونَ» دارای لحن ملامت و سرزنش است و نشان میدهد که ترک تعقل موجب نکوهش الهی خواهد شد.
با توجه به اینکه قرآن شیطان را دشمن آشکار انسان معرفی میکند و همزمان انسان را به عقل، وحی و هدایت الهی مجهز میداند، نسبت میان اختیار انسان و تأثیرگذاری وسوسههای شیطان چگونه تبیین میشود؟
در وجود شیطان تردیدی نیست؛ زیرا اولاً خداوند در قرآن بارها به وجود او اشاره کرده است. ثانیاً انسان میتواند از طریق تجربه وسوسههایی که در طول زندگی با آن مواجه میشود، وجود شیطان را درک کند. برای نمونه، هنگامی که انسان تصمیم میگیرد نماز را با حضور قلب بخواند یا کار خیری انجام دهد، گاه نیرویی او را بازمیدارد. این امر نشان میدهد عاملی مخالف وجود دارد که مانع توجه کامل انسان به خدا میشود.
شیطان نیز مانند سایر موجودات، مخلوق خداوند و نام اصلی او ابلیس است. او در ابتدا موجودی نیکوکار بود و سالهای طولانی عبادت خدا را انجام میداد؛ اما بعدها به سبب انحراف دچار سقوط شد. خداوند شر و بدی را نیافریده، بلکه هرچه آفریده، خیر است و موجودات با انحراف از مسیر حق دچار شر میشوند.
ابلیس در آزمایشی الهی، فرمان خدا را نپذیرفت و سقوط کرد. ریشه انحراف او عبارت بود از: تکبر، حسادت و تعصب. خداوند راه توبه را برای او باز گذاشت، اما ابلیس توبه نکرد. او درخواست عمر طولانی برای گمراهکردن انسانها کرد و خداوند به سبب عبادتهای گذشتهاش، این درخواست را پذیرفت. در مقابل، خداوند انسان را به ابزارهای هدایت مجهز کرد و راه توبه را نیز برای او باز گذاشت.
ابلیس نام خاص همان موجود شناختهشده است، اما «شیطان» عنوانی عام است و میتواند به هر موجود گمراهکنندهای اطلاق شود؛ خواه از جن باشد، خواه از انسان یا هر موجود زیانرسان دیگر. بنابراین، ابلیس یکی از شیاطین است.




نظر شما