گروه اندیشه: دکتر مجتبی لشکربلوکی، در سلسله مقالاتش ۱۲ کشوری که «تجربه ققنوس وار برخاستن از خاکستر» و دستیابی به توسعه را در کارنامه خود دارند، بررسی کرده است. در شماره های قبل سه کشور آلمان، ژاپن، رواندا ، ایرلند، فنلاند ، شیلی و سنگاپور از نظرتان گذشت. در این بخش، تجربه کشور آفریقای جنوبی را می خوانید. کشوری که به طرز شگفت انگیزی بر اساس سنت های گذشته خود دارای سه پایتخت سیاسی شامل پرتوریا: پایتخت اجرایی (محل استقرار رئیس جمهور و کابینه)، کیپتاون: پایتخت قانونگذاری (محل پارلمان)، و بلومفونتین: پایتخت قضایی (محل دیوان عالی کشور) است. این مقاله را می خوانید:
****
این کشور به خاطر حیات وحش غنی و پارکهای ملی معروف مانند پارک ملی کروگر مشهور است و ۱۱ زبان رسمی دارد! و هنوز می توان در آن رسوم عجیب آفریقایی را مشاهده کرد؛ در برخی مناطق آفریقای جنوبی، هنوز سنت "لوولا" (Lobola) وجود دارد که در آن داماد به خانواده عروس احشام (گاو) یا اشیا قیمتی میپردازد.
آفریقای جنوبی یک ویژگی منحصر به فرد دارد که سه پایتخت مجزا برای سه بخش مختلف دولت دارد: پرتوریا: پایتخت اجرایی (محل استقرار رئیس جمهور و کابینه). کیپتاون: پایتخت قانونگذاری (محل پارلمان). بلومفونتین: پایتخت قضایی (محل دیوان عالی کشور). این تقسیمبندی ریشههای تاریخی دارد و نتیجه سازش بین جوامع مختلف در زمان تشکیل اتحادیه آفریقای جنوبی بوده است.
سرزمینی که کشور رنگینکمان نام گذاری اش کرده اند از دوران آپارتاید تا دموکراسی پیش رفته، با منابع طبیعی غنی و فرهنگ چندملیتیاش شناخته میشود. این کشور به عنوان صادرکننده الماس و طلا شناخته شده و جمعیتی بیش از ۶۰ میلیون نفر دارد، یعنی حدود دو سوم جمعیت ایران، و مساحتی حدود سه چهارم مساحت ایران. ایران و آفریقای جنوبی هر دو در دوره گذار خود با چالشهای سیاسی عمیق مواجه بودهاند و تلاش کردهاند تعادلی بین توسعه اقتصادی و عدالت اجتماعی برقرار کنند.
چگونه شرایط بحرانی شد؟
پس از سالها حکومت آپارتاید که سرکوب نژادی و تبعیض سیستماتیک بر بخشی از جمعیت اعمال میکرد، آفریقای جنوبی در اوایل دهه ۱۹۹۰ دچار بحران اقتصادی، سیاسی و بینالمللی شد. اقتصاد بر پایهی طبقه سفید و استخراج منابع طراحی شده بود و تحریمها، بایکوتهای جهانی و عدم وجود مشارکت گسترده منجر به از دست رفتن سرمایه و بیاعتمادی جهانی شد . در سال ۱۹۹۴، با ورود میلیونها نفر به شهرها، شکاف درآمدی عمیق، بیکاری بیش از ۳۰٪، و زیرساختهای آسیبدیده مشاهده شد. شرایط نابسامان اقتصاد تا مرز ورشکستگی پیش رفت؛ نرخ بیکاری سیدرصدی و نبود خدمات اولیه، فشار قوی برای تحول را ایجاد کرد.
چگونه از دل بحران، توسعه متولد شد؟
تثبیت سیاسی و آغاز دولت وحدت ملی (۱۹۹۴–۱۹۹۶): با انتخاب اولین رئیسجمهور سیاهپوست، نلسون ماندلا، جمهوری جدید متولد شد. او دولت وحدت ملی GNU را شکل داد و تلاش کرد توافق طبقات نژادی را حفظ کند. مهمترین اقدام اقتصادی دولت، برنامه بازسازی و توسعه بود که هدفش تأمین مسکن، برق، آب دستگاههای بهداشتی، و زیرساخت در مناطق محروم بود و بیش از ۱ میلیون منزل تا سال ۲۰۰۱ و دسترسی به آب و برق را برای میلیونها نفر فراهم کرد .
حرکت به سوی بازار آزاد و جذب سرمایه (۱۹۹۶–۲۰۰۴): در ۱۹۹۶، دولت ماندلا از مدل توسعه دولتی فاصله گرفت و سیاست های اقتصاد بازار محور را پی گرفت؛ برنامه GEAR معرفی شد که شامل کاهش تورم، تقویت سرمایهگذاری خصوصی و جذب FDI بود . نرخ تورم از ۱۴٪ (۱۹۹۴) به حدود ۵٪ (۲۰۰۴) رسید و صادرات به جامعه جهانی افزایش یافت .
استمرار اصلاحات اقتصادی و توسعه ساختاری (۲۰۰۴–اکنون): دولتهای پس از ماندلا، بهویژه در دوره تابو مبیکی و سپس رامافوزا، سیاستهای Hybrid انجام دادند: ترکیبی از برنامههای رفاهی مانند AsgiSA، NDP ۲۰۳۰ و اصلاحات برای تسهیل تجارت، بهبود پشتیبانی زیرساختی و مقابله با فساد بودند. بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول حمایت کردند، و میراث ساختاریسازی اقتصادی اروپای جنوبصحرایی تثبیت شد.
نتیجه شیرین شروع دوباره
تنها طی یک دهه، تولید ناخالص داخلی آفریقای جنوبی بیش از دو برابر شد و نرخ رشد سالانه بین ۳–۴٪ قرار گرفت. خدمات آب، برق، آموزش و بهداشت در مناطق محروم بهبود یافت. انجمن طبقات کارگری توسعه یافت، دهها هزار خانه ساخته شد و جامعه چندفرهنگی شکل گرفت. با وجود چالشهایی مانند بیکاری و فساد، کشور موفق به جذب نهادهای دموکراتیک و توازن اجتماعی شد.
تنش زدایی با جهان و تنظیم مجدد رابطه با جهان و مردم
کشور آفریقای جنوبی رابطه خود را در عرصه سیاست داخلی و خارجی تنظیم مجدد کرد. تنشزدایی با جهان یا منطقه و انعقاد پیمان ها را در دستور کار خود قرار داد. با پایان آپارتاید، شورای امنیت سازمان ملل، فراخوان قطعنامه ۹۱۹ را صادر کرد و تحریمها پایان یافتند؛ همه کشورهای جهان روابطشان را با آفریقای جنوبی بازسازی کردند. سازمان حقیقت و آشتی ملی ایجاد شد و ضمانتهای سیاسی برای همزیستی ارائه شد.
جذب سرمایهگذاری خارجی، صادرات، آزادسازی و خصوصی سازی
بعد از ۱۹۹۴، شرکتهای خارجی بار دیگر وارد بازار آفریقای جنوبی شدند و سرمایه گذاری خارجی ادامه یافت. طبق گزارش دولت، در دوره ۲۰۱۹–۲۰۲۳ بیش از ۶۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری مستقیم خارجی جذب شد و زمینه فراهم شد تا شرکتهایی مانند GE، Toyota و Barclays فعالیت چشمگیر داشته باشند.
صادرات کالا از ۱۰٪ (۱۹۹۴) به حدود ۲۵٪ تولید ناخالص داخلی رسید.کالاهایی مثل فلزات، خودرو، محصولات کشاورزی با دسترسی به بازار جهانی افزایش یافت. تنوع صادرات نیز بالا رفت. برنامه GEAR و پالیسیهای بعدی شامل آزادسازی کامل بازارها، خصوصیسازی بنگاههای دولتی شدند. سیاستهای BOO و طرحهای واگذاری شرکتهای دولتی در دهه ۲۰۰۰ اجرا شد .
اصلاحات سیاسی و اجتماعی
آفریقای جنوبی با قانون اساسی ۱۹۹۶، سیستم دموکراتیک چندحزبی، نظام انتخاباتی انتخابات منصفانه، عدالت ترمیمی و اصلاح حقوق بشر را اجرا کرد. مشارکت زنان و اقلیتها افزایش یافت و حداقل دستمزد ملی تصویب شد.
حمایت بینالمللی و اتحاد با یک ابرقدرت یا پیوستن به پیمانهای جهانی
بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول، اتحادیه اروپا و آمریکا از طریق RDP و GEAR به آفریقای جنوبی کمک کردند. همچنین کمکهای USAID در حوزه بهداشت و HIV ادامه یافت. آفریقای جنوبی به عضویت ANC، Commonwealth، BRICS (۲۰۱۱) و G۲۰ درآمد. مشارکت در IORA و سازمانملل تثبیت شد. کشور در اجلاسهای منطقهای فعال شد و میزبان جام جهانی ۲۰۱۰ شد .
آفریقای جنوبی پس از دوره طولانی آپارتاید و بحران بینالمللی، با ترکیبی از راهبردهای سیاست داخلی و خارجی، سرمایهگذاری، اصلاحات و بازسازی توانست خود را در نظم جهانی تثبیت کند. هرچند هنوز چالشهایی مانند نابرابری و بیکاری وجود دارد، ولی مسیر توسعه با همکاریهای بینالمللی و نهادسازی دموکراتیک تا حد زیادی هموار شده است.
۲۱۶۲۱۶