گروه اندیشه: دکتر مجتبی لشکربلوکی، در سلسله مقالاتش ۱۲ کشوری که «تجربه ققنوس وار برخاستن از خاکستر» و دستیابی به توسعه را در کارنامه خود دارند، بررسی کرده است. در شماره های قبل سه کشور آلمان، ژاپن، رواندا ، ایرلند، و فنلاند از نظرتان گذشت. در این بخش، تجربه کشور شیلی را می خوانید. کشوری که پس از دیکتاتوری آلنده، کمر راست کرد، و علاوه بر توسعه، به دموکراسی نیز دست یافته است. اما خردمندان این کشور چگونه شیلی را به این مرحله از توسعه یافتگی رساندند؟ این مقاله را در ادامه می خوانید:
****
یکی از متنوعترین جغرافیاها را در جهان دارد، از بیابان آتاکاما (خشکترین بیابان جهان) در شمال تا یخچالهای طبیعی در جنوب. شیلی کشوری باریک و بلند با چشماندازهای طبیعی خیرهکننده است، که به عنوان بزرگترین تولیدکننده مس جهان شناخته میشود. جمعیت شیلی کمتر از یک چهارم جمعیت ایران است و کمتر از یک دوم مساحت کشور ما را دارد. ایران و شیلی یک وجه مشابهت جدی دارند: هر دو اقتصادهای غنی از منابع طبیعی هستند.
شیلی نه تنها یک کشور باریک و بلند در آمریکای جنوبی است، بلکه ادعاهایی بر بخشی از قطب جنوب (سرزمین قطب جنوب شیلی) و همچنین مالکیت جزایر اقیانوس آرام مانند جزیره ایستر (راپا نوئی) دارد. این موضوع شیلی را به یک کشور منحصر به فرد با حضور در سه قاره (آمریکای جنوبی، اقیانوسیه و قطب جنوب) تبدیل میکند، اگرچه ادعای آن بر قطب جنوب به رسمیت جهانی نرسیده است.
چگونه شرایط بحرانی شد؟
در سالهای ۱۹۷۰–۱۹۷۳، شیلی دچار بحران اقتصادی و سیاستی شدید شد. دولت سوسیالیست سالوادور آلنده برنامههایی برای ملیسازی صنعت مس، بانکها و اصلاحات ارضی اجرا کرد. در نتیجه تورم به بیش از ۳۰۰ درصد رسید و اقتصاد با مشکلات جدی مواجه شد؛ شرکتها آسیب دیدند، ذخایر ارزی تحلیل رفت و بازار سیاه گسترش یافت. آمریکا نیز تحریمهای غیرمستقیم را اعمال می کرد. سپس در ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳، ژنرال آگوستو پینوشه با کودتایی نظامی به قدرت رسید و اقتصاد دولتی را کنار گذاشت، اما بحران بدهی و رشد سریع تورم همچنان ادامه یافت.
چگونه از دل بحران، توسعه متولد شد؟
آغاز اصلاحات نئولیبرال (۱۹۷۴–۱۹۸۱): پس از کودتا، گروه تکنوکراتی معروف به پسران شیکاگو به قدرت رسیدند و با پشتیبانی پینوشه و آمریکا، برنامه «ال لادریو» را اجرا کردند. این برنامه شامل آزادسازی قیمتها، کاهش شدید تعرفهها تا حدود ۱۰٪، حذف یارانهها، خصوصیسازی گسترده، کاهش نقش دولت در اقتصاد و آزادسازی مالی بود. در این دوره، تورم از بیش از ۵۰۰٪ در سال ۱۹۷۳ به نزدیک ۳۰٪ در سال ۱۹۷۸ رسید. البته رشد اقتصادی پایدار نبود و بیکاری افزایش یافت.
بحران بدهی و اصلاحات پساشوک (۱۹۸۲–۱۹۸۹): در سالهای ۱۹۸۲–۱۹۸۳، رکود جهانی و کاهش شدید قیمت مس (صادرات اصلی شیلی)، وابستگی شدید به سرمایهگذاری خارجی و بدهیهای خارجی، سیاست ارزی تثبیت نرخ تبدیل پزو به دلار، که باعث فشار مصنوعی و ناهمخوانی با واقعیت اقتصادی شد و همچنین خصوصیسازی سریع و بدون نظارت مؤثر بر بانکها که باعث سفتهبازی و بحران اعتباری شد همه و همه منجر به وضعیت وخیم اقتصادی شد: تولید ناخالص داخلی ۱۴٪ افت کرد، بیکاری تا ۳۳٪ افزایش یافت، تورم به حدود ۵۰۰٪ رسیده بود و بحران بانکی رخ داد.
دولت در سال ۱۹۸۲ بانکها را دوباره موقتاً ملی کرد تا از ورشکستگی جلوگیری کند. دولت سعی کرد بدهیهای خارجی را مدیریت و نرخ ارز را شناور کرد. وزیر اقتصاد هرنان بوشی از ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۹ اقدامات مؤثری مانند کنترل سرمایه، تنظیم بازار، ایجاد آژانس صادرات ProChile، رشد صادرات و خصوصیسازی بیشتر را آغاز کرد.
در طول این سال ها حکومت به صورت دیکتاتوری ادامه پیدا کرد. اقتصاد آزاد، سیاست بسته! در بازه سال های ۱۹۸۳–۱۹۸۵ ما شاهد شکل گیری تظاهرات گسترده علیه دیکتاتوری بودیم! بالاخره در ۱۹۸۸ برگزاری همهپرسی رخ داد؛ رأی منفی مردم به ادامه حکومت پینوشه؛ مسیر برای بازگشت به دموکراسی باز شد. سال ۱۹۸۹ انتخابات آزاد و پیروزی ائتلاف چپمیانه (Concertación) انجام شد و زمینه سازی برای تداوم سیاست بازار با اصلاحات اجتماعی رخ داد.
تثبیت و پیوستن به دموکراسی (۱۹۹۰–۲۰۰۰): با آغاز دموکراسی در ۱۹۹۰، رئیسجمهوری آیلین وین برنامه "رشد با عدالت" را آغاز کرد: سیاست اقتصادی آزاد همراه با تقویت حمایتهای اجتماعی. رشد اقتصادی در ۱۹۹۲ به رکورد ۱۰.۳٪ رسید؛ متوسط رشد در دهه ۱۹۹۰ بیش از ۷٪ بود. دولتهای بعدی به ترکیب بازار آزاد با سیاستهای رفاهی ادامه دادند و ساختار اقتصاد شیلی تثبیت شد. نرخ فقر نصف شد و بعد از آن نیز دوباره کاهش یافت.
شروع شیرین دوباره
پس از دوره متلاطم دهه ۱۹۷۰ و ۸۰، شیلی به یکی از پیشرفتهترین و ثروتمندترین کشورهای آمریکای لاتین تبدیل شد. نرخ بیکاری کاهش یافت، تولید ناخالص داخلی رشد یافت، صادرات غیرمس (کشاورزی، خدمات و معدن) توسعه یافت، و فقر از حدود ۵۰٪ در دهه ۸۰ به نزدیک ۶٪ در سال ۲۰۱۷ رسید. نام “معجزه شیلی” (Miracle of Chile) رواج یافت، اگرچه نقدهایی نیز بر نابرابری و هزینههای اجتماعی آن وارد است.
تنش زدایی با جهان و قرارداد صلح و آشتی
این کشور رابطه خود را در عرصه سیاست داخلی و خارجی تنظیم مجدد کرد. تنشزدایی با جهان را سرلوحه حرکت خود قرار داد. بعد از سالواودر آلنده، پینوشه روابط بهتری با آمریکا برقرار کرد و سپس با پایان دیکتاتوری پینوشه و آغاز دموکراسی، شیلی به بازسازی روابط بینالمللی پرداخت. استقلال نامحسوس لایه سیاست خارجی از نظام گذشته، بازگشت به سازمان ملل و احترام به حقوق بشر (هرچند نشانههای انتقادی وجود داشت)، مسیر بازگشت به نظم جهانی را فراهم کرد.
جذب سرمایهگذاری خارجی، صادرات، و آزادسازی و خصوصی سازی
شیلی با خصوصیسازی گسترده، کاهش تعرفهها، آزادسازی کامل بازار سرمایه، ایجاد آژانس ProChile و ثبات نرخ ارز، توجه سرمایهگذاران خارجی را جلب کرد.FDI به بخش بانکداری، معدن، کشاورزی و فناوری محور جذب شد.
صادرات غیرمس شامل کشاورزی، معدن، مواد شیمیایی و خدمات افزایش چشمگیری داشت. صادرات رشد دو رقمی در دهه ۱۹۹۰ ثبت کرد؛ ProChile نقش کلیدی در جذب بازارهای جدید داشت. نقطه عطفی بود برای متنوعسازی اقتصاد.
از سال ۱۹۷۴ تا اوایل دهه ۱۹۹۰، حدود ۹۵٪ شرکتهای دولتی خصوصیسازی شدند . بانکها، موسسات آموزشی، بیمه و خدمات عمومی به بخش خصوصی واگذار شد. پس از بحران ۱۹۸۲ (که بانک ها به صورت موقت دوباره ملی شدند) مجدداً خصوصیسازی ادامه یافت، البته با نظارت قویتر دولتی.
اصلاحات سیاسی و اجتماعی
دموکراسی بازگشت و حقوق شهروندی در دهه ۱۹۹۰ احیا شد. دولت دموکراتیزه، اتحادیهها و مشارکت مدنی تقویت شدند. در حوزه اجتماعی، برنامههایی برای کاهش فقر و توسعه آموزش و بهداشت اجرا شد.
دریافت کمکهای اقتصادی و حمایت بینالمللی
شیلی در دوره بحران بدهی ۱۹۸۲ با ابتکاراتی مانند تبدیل بدهی (debt-conversion) که با حمایت صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی بود، شرایط را به ثبات برگرداند و سپس با رشد اقتصادی به کشوری الهام بخش در منطقه تبدیل شد .
توضیح بیشتر آنکه پس از بحران بدهی ۱۹۸۲، شیلی به طور فعالانه برنامههای تبدیل بدهی را پیادهسازی کرد تا بار بدهی خارجی خود را کاهش داده و همزمان سرمایهگذاری خارجی را جذب کند. این برنامهها عمدتاً از سال ۱۹۸۵ و به بعد به طور رسمی اجرا شدند و به دو مکانیزم اصلی تقسیم میشدند:
بازخرید بدهی (Debt Repurchase)
در این روش، شیلی بدهیهای خارجی خود را در بازار ثانویه با تخفیف خریداری میکرد. این بدان معناست که به دلیل وضعیت اقتصادی شیلی در آن زمان، اوراق قرضه بدهی شیلی در بازارهای بینالمللی با قیمتی کمتر از ارزش اسمی خود معامله میشدند. دولت شیلی میتوانست این بدهیها را با هزینه کمتر بازخرید کند و به این ترتیب حجم کلی بدهی خود را کاهش دهد.
تبدیل بدهی به سهام (Debt-to-Equity Swaps):این مکانیزم مهمترین و پرکاربردترین ابزار در برنامه تبدیل بدهی شیلی بود. فرآیند آن به شرح زیر بود:
خرید بدهی توسط سرمایهگذار خارجی: یک سرمایهگذار خارجی (معمولاً یک شرکت یا بانک) که قصد سرمایهگذاری در شیلی را داشت، ابتدا اوراق بدهی دلاری شیلی را از طلبکاران خارجی (بانکها یا موسسات مالی) در بازار ثانویه خریداری میکرد. این خرید معمولاً با تخفیف قابل توجهی نسبت به ارزش اسمی بدهی صورت میگرفت، زیرا طلبکاران مایل بودند برای تضمین دریافت بخشی از پول خود، بدهی را با قیمتی پایینتر بفروشند.
تبدیل به پزوی شیلی: سپس، این سرمایهگذار خارجی اوراق بدهی خریداری شده را به بانک مرکزی شیلی ارائه میداد. بانک مرکزی شیلی نیز در ازای آن، مبلغی را (معمولاً با تخفیف کمتری نسبت به تخفیف بازار ثانویه) به پزوی شیلی به سرمایهگذار پرداخت میکرد.
سرمایهگذاری در شیلی: سرمایهگذار خارجی ملزم بود پزوی حاصل از این تبدیل را در اقتصاد شیلی، معمولاً از طریق خرید سهام در شرکتهای شیلیایی (دولتی یا خصوصی)، یا سرمایهگذاری در پروژههای جدید، یا بازپرداخت بدهیهای داخلی شرکتهای شیلیایی، به کار گیرد.
شیلی دو فصل (Chapter) قانونی برای این مکانیزمها داشت:
فصل XVIII (Chapter XVIII): این بخش برای سرمایهگذاران داخلی (شیلیاییهایی که در خارج از کشور حساب داشتند) طراحی شده بود تا بدهیهای خارجی را خریداری کرده و به پزو تبدیل کنند و سپس آن را در شیلی سرمایهگذاری یا بدهیهای داخلی را بازپرداخت کنند.
فصل XIX (Chapter XIX): این بخش به طور خاص برای سرمایهگذاران خارجی طراحی شده بود و منجر به ورود سرمایه مستقیم خارجی (FDI) به اقتصاد شیلی میشد.
کاهش چشمگیر بدهی خارجی: تا پایان سال ۱۹۸۸، شیلی حدود ۴.۲ میلیارد دلار از بدهی خارجی خود را از طریق این مکانیزمها کاهش داد که معادل حدود ۲۹ درصد از کل تعهدات میانمدت و بلندمدت خود به بانکهای تجاری در زمان شروع برنامه در سال ۱۹۸۵ بود. برخی منابع این رقم را تا ۶.۲ میلیارد دلار نیز ذکر کردهاند.
اتحاد با یک ابرقدرت یا پیوستن به پیمانها
شیلی به APEC (۱۹۸۷) پیوست، قراردادهای تجارت آزاد با آمریکا، اروپا و آسیای شرقی امضا کرد. همچنین روابط نزدیک امنیتی و اقتصادی با ایالات متحده حفظ شد و عضویتی فعال در سازمانهایی چون OECD یافت.
۲۱۶۲۱۶




نظر شما