نجات ذهن ایدئولوژیک از افسون قدرت / قدرت بی‌عدالت درکلام امام علی(ع)/ بزرگترین خطر سلطه نه خشونت که در پایدار دانستن ظلم است

 علیرضا قائمی‌نیا نوشت: بزرگ‌ترین خطرِ سلطه، نه ابزار خشونت، بلکه خطاهای ‌ادراکیِ‌ جمعی است که سلطه را طبیعی، عادلانه و پایدار می‌پندارد. امام‌ علی(ع) با افشای این سوگیری‌ها، ذهن مخاطب را از افسون قدرت بیرون می‌کشد و ادراک تاریخی را تصحیح می‌کند: قدرتِ بی‌عدالت، هرقدر هم طول بکشد، «قانون جهان» نیست؛ مزه‌ای گذراست که تاریخ آن را پس می‌زند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا، علیرضا قائمی‌نیا، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی نوشت: «حتی یظن الظان أن الدنیا معقولة علی بنی أمیة تمنحهم درها و توردهم صفوها و لا یرفع عن هذه الأمة سوطها و لا سیفها و کذب الظان لذلک بل هی مجة من لذیذ العیش یتطعمونها برهة ثم یلفظونها جملة»(۲۱۹، فیض)

کار به جایی رسیده بود که فکر می‌کردند دنیا همه چیز را در اختیار بنی‌امیه قرار داده و آن ها تا ابد بر اریکه قدرت خواهند بود. نمی‌دانستند که آنی تنها مزه کردن است و بعد قدرت را کنار خواهند کرد.

قدرت بی‌عدالت در کلام امام علی(ع)
علیرضا قائمی‌نیا

 این فراز از نهج‌البلاغه یکی از متراکم‌ترین بیان‌ها درباره توهمِ تثبیت قدرت و خطای ادراک سیاسی است و اگر آن را از منظر تحلیل شناختی – فرهنگی بخوانیم، لایه‌هایی روشن از فهم‌ علی(ع) از سازوکار قدرت، ادراک جمعی و فریب تاریخی آشکار می‌شود.

در سطح نخست،‌ امام(ع) به یک خطای ادراکی رایج در جامعه اشاره می‌کند: این‌که وقتی قدرت برای مدتی در دست یک گروه می‌ماند، ذهن جمعی به‌تدریج آن را «طبیعی، دائمی و استحقاقی» تصور می‌کند؛ تا جایی که «ظانّ» می‌پندارد دنیا گویی «عِقال‌شده» و مهارخورده در اختیار بنی‌امیه است، خیراتش را خالصانه به آنان می‌دهد و شلاق و شمشیرش را از سر امت برمی‌دارد. این‌جا ‌امام(ع) دقیقاً یک مکانیزم شناختیِ خطاساز را افشا می‌کند: تعمیمِ وضعیت موقت به قانون دائمی. ذهن، استمرار نسبیِ قدرت را به «حقانیت ساختاری» تبدیل می‌کند.

استعاره «معقولة» (مهارخورده) بسیار معنادار است. دنیا به حیوانی تشبیه می‌شود که با عقال رام شده و در اختیار صاحبش قرار گرفته است. از نظر شناختی، این تصویر نشان می‌دهد که چگونه قدرت سیاسی می‌کوشد جهان را قابل‌کنترل، پیش‌بینی‌پذیر و مطیع بازنمایی کند تا احساس امنیت کاذب بسازد. اما ‌امام(ع) بلافاصله این تصویر را می‌شکند و آن را «کذب ظانّ» می‌نامد؛ یعنی خطا نه فقط اخلاقی، بلکه خطای ادراکی است.

در گام بعد، ‌امام(ع) با تغییر ناگهانی استعاره، توهمِ «تملک دنیا» را به مصرفی زودگذر فرو می‌کاهد: «مُجَّةٌ من لذیذ العیش». قدرت و رفاه بنی‌امیه به معنای مالکیت نیست، بلکه مزه‌مزه‌کردن است؛ نه سیرشدن، بلکه چشیدن. از منظر فرهنگی، این جابه‌جایی استعاری بسیار مهم است: آنچه در گفتمان قدرت به‌صورت «حکمرانی پایدار» بازنمایی می‌شود، در گفتمان‌علوی به لذت موقتی و مصرفی تقلیل می‌یابد. این به معنای شکستن افسون قدرت در ذهن مخاطب است.

تعبیر «یتطعمونها برهة ثم یلفظونها جملة» اوج این تحلیل است. دنیا چیزی نیست که در بدن تاریخ هضم شود؛ چیزی است که پس زده می‌شود. از منظر شناختی–فرهنگی، این جمله کارکردی ضدایدئولوژیک دارد؛ بدین معنا که اجازه نمی‌دهد ذهن جمعی قدرت را با «دوام»، «سرنوشت» یا «قضا» یکی بگیرد.‌امام(ع) در واقع در حال بازتنظیم افق زمانی ادراک است؛ افقی که در آن، قدرتِ ظالم کوتاه‌مدت، شکننده و ناپایدار دیده می‌شود، نه ممتد و طبیعی.

نجات ذهن ایدئولوژیک از افسون قدرت / قدرت بی‌عدالت درکلام امام علی(ع)/ بزرگترین خطر سلطه نه خشونت که در پایدار دانستن ظلم است

این فراز از نهج‌البلاغه به‌طور دقیق مجموعه‌ای از سوگیری‌های شناختیِ مرتبط با قدرت‌ را افشا می‌کند؛‌سوگیری‌هایی که باعث می‌شوند سلطه موقت به‌صورت «نظم طبیعی» و «حق پایدار» درک شود.‌ امام(ع) نه صرفاً خبر می‌دهد، بلکه ذهن مخاطب را نسبت به خطاهای ادراکیِ خودآگاه می‌کند. مهم‌ترین این سوگیری‌ها چنین‌اند:

نخست،‌سوگیری‌تداوم (Continuity Bias) آشکار می‌شود. وقتی وضعیتی برای مدتی ادامه پیدا می‌کند، ذهن انسان تمایل دارد آن را دائمی و قانون‌مند فرض کند. تعبیر «حتی یظن الظان أن الدنیا معقولة علی بنی أمیة» دقیقاً همین خطا را هدف می‌گیرد: استمرار نسبیِ قدرت اموی، به‌اشتباه به‌عنوان قاعده‌ای پایدار و مهارشدن جهان به نفع آنان ادراک می‌شود.‌امام (ع) این تعمیمِ نابه‌جا از «وضع موقت» به «قانون تاریخ» را «کذب ظانّ» می‌نامد.

دوم، ‌سوگیری ‌طبیعی‌سازی ‌قدرت (Naturalization Bias) در کار است. با استعاره «معقولة»، قدرت چنان تصویر می‌شود که گویی جهان ذاتاً رامِ بنی‌امیه است. این سوگیری باعث می‌شود سلطه سیاسی نه محصول زور، خشونت و شرایط تاریخی، بلکه نتیجه نظم طبیعی تلقی گردد.‌امام (ع) با شکستن این تصویر، نشان می‌دهد که این ادراک، ساخته ذهنِ عادت‌کرده به سلطه است، نه واقعیت.

سوم،‌ سوگیری ‌اقتدار(Authority Bias) فعال است. وقتی قدرت با ابزارهای اجبار («سوط» و «سیف») همراه می‌شود و مدتی بی‌چالش می‌ماند، ذهن جمعی به آن مشروعیت ضمنی می‌دهد. تصور برداشته‌شدن تازیانه و شمشیر از سر امت، نشانه این خطاست که قدرتِ مستقر «خودبه‌خود» به خیر عمومی تبدیل شده است.‌امام(ع) یادآوری می‌کند که این آرامشِ ظاهری، دلیل عدالت نیست.

چهارم،‌ سوگیری ‌خوش‌بینیِ ‌مبتنی‌ برمنفعت (Self-serving Optimism) رخ می‌دهد. کسانی که از «صفوها» و «درّها»ی دنیا بهره می‌برند، تمایل دارند این بهره‌مندی را نشانه استحقاق و دوام بدانند. ‌امام(ع) این توهم را با استعاره «مُجّة من لذیذ العیش» درهم می‌شکند و نشان می‌دهد آنچه استحقاق پنداشته می‌شود، صرفاً لذت کوتاه‌مدت است.

پنجم،‌ سوگیری ‌افق‌ زمانی‌کوتاه (Temporal Myopia) افشا می‌شود. ذهنِ گرفتار قدرت، آینده دور را نمی‌بیند و از حالِ لذت‌مند نتیجه پایدار می‌گیرد.‌ امام(ع) با تصویر «یتطعمونها برهة ثم یلفظونها جملة» افق زمانی را بازتنظیم می‌کند و نشان می‌دهد که این قدرت نه قابل هضم تاریخی است و نه ماندگار؛ بلکه به‌زودی پس زده می‌شود.

در مجموع، این فراز نشان می‌دهد که بزرگ‌ترین خطرِ سلطه، نه ابزار خشونت، بلکه خطاهای ‌ادراکیِ‌ جمعی است که سلطه را طبیعی، عادلانه و پایدار می‌پندارد. امام‌ علی(ع) با افشای این سوگیری‌ها، ذهن مخاطب را از افسون قدرت بیرون می‌کشد و ادراک تاریخی را تصحیح می‌کند: قدرتِ بی‌عدالت، هرقدر هم طول بکشد، «قانون جهان» نیست؛ مزه‌ای گذراست که تاریخ آن را پس می‌زند.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2193087

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 6 =