مذاكرات اسلام آباد

جادوی واژگان؛ کلمات مذهبی برای استفاده شیطانی در کاخ سفید / روایت برچسب یک واژه مذهبی انجیلی برای تهاجم نظامی

کلمه‌ی «شرارت» (Evil) یک واژه‌ی به‌شدت مذهبی و انجیلی است. شرارت یعنی با این‌ها نمی‌شود مذاکره کرد. شرارت را فقط باید «نابود» کرد...«شرارت» یعنی چه؟در روابط بین‌الملل از منظر واقع‌گرایی و رئالیسم، ما چیزی به نام «دولتِ خیر» و «دولتِ شر» نداریم؛ ما فقط «دولت‌های وضعیتِ موجود» (تابعِ نظم هژمون) و «دولت‌های تجدیدنظرطلب» (یاغی و ناراضی) داریم... بنابراین، «شرارت» در ادبیات بوش یعنی: کشوری که در برابر چکشِ آمریکا مقاومت می‌کند و برای بقای خودش به دنبال سپری از جنس اورانیوم یا موشک است.

 گروه اندیشه: دکتر جواد حیدری مقاله ای را در اختیار خبرگزاری خبرآنلاین قرار داده، که به بحث «تبعات محورشرارت نامیدن ایران» در زمان جورج بوش مربوط می شود. حیدری ابتدا به تبیین معنا و مفهوم شرارت می پردازد، و تلاش می کند به این سوال پاسخ دهد که آیا در دنیای واقع «دولت خیر» یا «دولت شر» وجود دارد؟  از نظر حیدری کلمه شرارت یک واژه عمیقا مذهبی و انجیلی است که به معنای فقط نابودی طرف مقابل معنا می دهد. این مطلب را در ادامه می خوانید: 

****

کالبدشکافیِ «محور شرارت» جورج بوش در آن سخنرانیِ معروف پس از حملات ۱۱ سپتامبر، سه کشور ایران، عراق و کره شمالی را «محور شرارت» نامید. استادانِ تبلیغات در واشنگتن اینجا به نظرم یک نبوغِ شیطانی به خرج دادند. کلمه‌ی «محور» (Axis) بلافاصله در ذهنِ غربی‌ها تداعی‌کننده‌ی «دول محور» (آلمان نازی، ایتالیا و ژاپن) در جنگ جهانی دوم بود. یعنی این سه کشور با هم در یک ائتلافِ مخفی و مرگبار هستند و قصد نابودی جهان آزاد را دارند. کلمه‌ی «شرارت» (Evil) یک واژه‌ی به‌شدت مذهبی و انجیلی است. شرارت یعنی با این‌ها نمی‌شود مذاکره کرد. شرارت را فقط باید «نابود» کرد.

اما خنده‌دارترین بخش ماجرا از نگاه یک واقع‌گرا چه بود؟ این سه کشور اصلاً «محور» نبودند! ایران و عراق به تازگی از یک جنگ خونینِ هشت‌ساله بیرون آمده بودند و تشنه به خونِ هم بودند. کره شمالی هم یک حکومتِ کمونیستی-خاندانی در آن سرِ دنیا بود که هیچ ربطِ ارگانیکی به خاورمیانه نداشت. پس چرا بوش این سه کشورِ نامربوط را در یک گونی ریخت و روی آن برچسب «شرارت» زد؟ از همه خنده‌دارتر هم این بود که کشوری دم از محور شرارت می‌زد که خودش تا آن وقت ۱۸۰ مداخله‌ی نظامی در کشورهای دیگر انجام داده بود و از بمب اتم استفاده هم کرده بود. در مقابلش کشوری قرار داشت که در ۴۰۰ سال گذشته فقط مورد تاخت و تاز قرار گرفته بود. این کشور هم ایران ما بود.

«شرارت» یعنی چه؟در روابط بین‌الملل از منظر واقع‌گرایی و رئالیسم، ما چیزی به نام «دولتِ خیر» و «دولتِ شر» نداریم؛ ما فقط «دولت‌های وضعیتِ موجود» (تابعِ نظم هژمون) و «دولت‌های تجدیدنظرطلب» (یاغی و ناراضی) داریم. آمریکا در سال ۲۰۰۲ در اوجِ قدرتِ تاریخِ خود بود (نظام تک‌قطبیِ مطلق). ترجمه‌ی دقیقِ حرف بوش این بود: «این سه کشور، آخرین کشورهای قلدر و مستقلی هستند که حاضر نشده‌اند در برابرِ هژمونیِ بلامنازعِ آمریکا زانو بزنند و بدتر از آن، دارند به دنبال سلاح‌های کشتار جمعی (وضعیتِ بازدارندگی) می‌روند!» بنابراین، «شرارت» در ادبیات بوش یعنی: کشوری که در برابر چکشِ آمریکا مقاومت می‌کند و برای بقای خودش به دنبال سپری از جنس اورانیوم یا موشک است.

دکترینِ چکُش (اگر دقت بکنید ترامپ در جنگ دوازده روزه برای حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران از «چکش نیمه‌شب» استفاده کرد):هدفِ اصلیِ بوش از این سخنرانی، توصیفِ جهان نبود؛ او داشت یک «مجوزِ حقوقی-روانی» برای شخم زدنِ خاورمیانه صادر می‌کرد. بعد از ۱۱ سپتامبر، آمریکا زخمی، خشمگین و به دنبال انتقام بود. سخنرانیِ محور شرارت، پایه‌گذارِ دکترین جدیدی شد به نام «جنگِ پیش‌دستانه» (Preemptive War) که بعدها این دکتر نظامی جدید فاجعه آفرید.

منطق بوش این بود: «چون این‌ها "شر" هستند و می‌خواهند سلاح هسته‌ای/شیمیایی بسازند و به تروریست‌ها بدهند، ما نمی‌توانیم مثل دوران جنگ سرد صبر کنیم تا آن‌ها حمله کنند. ما باید قبل از اینکه آن‌ها قوی شوند، نابودشان کنیم!» این سخنرانی، افکار عمومی آمریکا را مهندسی کرد و جاده را برای تهاجمِ نظامی و اشغالِ ویرانگرِ عراق در سال ۲۰۰۳ صاف کرد. بوش عراق را به عنوان ضعیف‌ترین حلقه‌ی این «محور» انتخاب کرد تا به دو کشور دیگر (ایران و کره شمالی) پیام بدهد: «شما نفرات بعدی هستید!»

پیامدهای دکترین محور شرارت از منظر استادان روابط بین‌الملل نطقِ «محور شرارت» یکی از احمقانه‌ترین و فاجعه‌بارترین اشتباهاتِ استراتژیک تاریخ آمریکا بود! چرا؟ قانونِ فیزیکِ روابط بین‌الملل همان معمای امنیت است. وقتی شما جلوی تریبون می‌روید و به طور رسمی سه کشور را در لیستِ «ترور و نابودی» قرار می‌دهید، آن کشورها چه واکنشی نشان می‌دهند؟ آیا می‌ترسند و تسلیم می‌شوند؟ خیر! آن‌ها به تکاپو می‌افتند تا «بازدارندگی» ایجاد کنند با چی؟ با موشک و نیروی نیابتی و هسته. کره شمالی که دید در لیست ترورِ بوش قرار گرفته است، از ان‌پی‌تی (NPT) خارج شد، با سرعتِ نور به سمت ساخت بمب اتم دوید و در سال ۲۰۰۶ اولین بمب اتمِ خود را آزمایش کرد و عملاً از چنگِ آمریکا فرار کرد (رسیدن به بازدارندگی مطلق).

ایران که اتفاقاً بعد از ۱۱ سپتامبر به آمریکا برای سرنگونی طالبان در افغانستان کمکِ اطلاعاتی کرده بود و انتظارِ پاداش داشت، ناگهان دید واشنگتن او را در «محور شرارت» گذاشته است! پاسخ ایران چه بود؟ استارتِ قدرتمندِ برنامه‌ی غنی‌سازی هسته‌ای و توسعه‌ی شبکه‌ی نیروهای نیابتی در خاورمیانه برای درگیر نگه داشتنِ ارتش آمریکا در باتلاق عراق و افغانستان. در واقع، بوش با این سخنرانی، به ایران و کره شمالی فهماند که: «شما چه همکاری کنید، چه نکنید، ما می‌خواهیم نظام شما را تغییر دهیم. پس بهتر است برای بقای خودتان مسلح شوید!» (همان سندرم قذافی و صدام ).

«محور شرارت»، منظورش این بود که: "من قلدرِ جدیدِ محله هستم و هر کس که تکنولوژی هسته‌ای/نظامی بخواهد و تابعِ دستوراتِ من نباشد را به نامِ خدا و اخلاق، له خواهم کرد.“ اما نتیجه‌ی واقع‌گرایانه‌ی این سخنرانی چه شد؟ آمریکا با شعار مبارزه با شرارت، عراق را با خاک یکسان کرد و پنج هزار میلیارد دلار و هزاران جان را از دست داد؛ در حالی که کره‌ی شمالی را تبدیل به یک قدرتِ اتمی کرد و به ایران بزرگترین بهانه و انگیزه را داد تا چتر نفوذش را از تهران تا مدیترانه پهن کند.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2217234

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 15 =