امیرالمؤمنین علی (ع) در حکمت ۱۶۱ نهج‌البلاغه، دو راهبرد متضاد در زندگی را تبیین می‌کنند: خودرأیی که به سقوط می‌انجامد و مشورت که انسان را در خرد خردمندان شریک می‌کند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، به مناسبت ماه ضیافت الهی، هر روز با یک حکمت ناب از کلام امیرالمؤمنین علیه‌السلام و شرح حجت‌الاسلام والمسلمین جواد محدثی کنار سفره‌های افطار با شما فرهیختگان خواهیم بود.

در حکمت161 نهج البلاغه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌فرماید:

«مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْیِهِ هَلَکَ، وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَکَهَا فِی عُقُولِهَا.»
(آن کس که به رأی خود عمل کند و خودسر باشد، هلاک می‌شود و آن کس که با مردان خردمند مشورت کند، در عقول آنان شریک گشته است.)

امام (ع) در این کلام نورانی، دو رویکرد متضاد را در برابر یکدیگر قرار می‌دهد: استبداد به رأی و مشورت.

استبداد به معنای طلب سهم و حصه بیشتری برای خود و نادیده گرفتن حقوق دیگران است.

«استبداد به رأی» نیز به این معنی است که فرد در تصمیم‌گیری‌ها و نظر ها هیچ ارزشی برای فکر، نظر و راهنمایی دیگران قائل نباشد و صرفاً ملاک را بر آنچه خود می‌اندیشد قرار داده و خودسرانه عمل کند.

به شخصی با چنین ویژگی ها مستبد به رأی گفته می‌شود.

استبداد به رأی آفت تصمیم‌گیری/ مشورت؛ نشانه خردورزی

استبداد به رأی که در این کلام نورانی از آن به عنوان عامل هلاکت یاد شده، به این معناست که فرد در تصمیم‌گیری‌های خود برای فکر، نظر و راهنمایی دیگران ارزشی قائل نشود و تنها آنچه را که خود به آن می‌رسد ملاک عمل قرار دهد. چنین فردی که خودسرانه عمل می‌کند، در واقع خود را از نعمت بهره‌گیری از افکار و تجربیات دیگران محروم ساخته است.

در نقطه مقابل این رویکرد، «مشورت» قرار دارد. در احادیث و روایات اسلامی تأکید فراوانی بر مشورت شده و حتی به این موضوع پرداخته شده که با چه کسانی مشورت کنیم و از مشورت با چه کسانی بپرهیزیم. مشورت کردن با دیگران در حقیقت نوعی مشارکت در عقل و خرد آنان محسوب می‌شود. چنانکه در امثال و حکم فارسی نیز آمده است: «همه چیز را همگان دانند.»

مشورت، سپری در برابر لغزش‌ها

اهمیت مشورت زمانی روشن می‌شود که بدانیم در بسیاری از امور زندگی، از جمله انتخاب شغل، انتخاب همسر، انتخاب رشته تحصیلی یا ورود به یک برنامه و طرح جدید، ممکن است فرد از همه ابعاد قضیه آگاه نباشد یا تجربه کافی در آن زمینه نداشته باشد. به عنوان مثال، کسی که قصد خرید خانه یا ماشین دارد، طبیعتاً با افراد آگاه مشورت می‌کند تا از خوب یا بد بودن کالا، ارزش خرید آن، مناسب بودن موقعیت و شرایط همسایگی و سایر جوانب امر مطلع شود.

بدین ترتیب، مشورت با خردمندان و آگاهان، انسان را از لغزش‌ها مصون داشته و او را در مسیر درست تصمیم‌گیری یاری می‌رساند.

همانطور که مشاهده می‌شود، مسئولان ارشد، اعم از رؤسای جمهور، رؤسای مجالس، تصمیم‌گیران و فرماندهان، همگی از مشاوران بهره می‌برند تا بتوانند در تصمیم‌گیری‌های خود از خرد، فهم، نظرات و تجربیات دیگران استفاده کنند.

در مقابل، فردی که دچار «استبداد به رأی» باشد، یعنی در مواجهه با مسائل، به‌طور مستقل و بدون توجه به نظرات مصلحتی و مشورتی دیگران تصمیم‌گیری کند، به سمت هلاکت، نابودی، تباهی، عدم موفقیت و زیان سوق داده خواهد شد.

در مقابل، فردی که با دیگران مشورت می‌کند، در عقل و خرد آنان شریک شده و از دستاوردها و رهنمودهایشان بهره‌مند می‌شود. مشورت در امور و تصمیم‌گیری‌ها، حتی اگر به پذیرش نهایی نظر مشورتی منجر نشود، می‌تواند به شناسایی خلاها و نکاتی که ممکن است از دید ما پنهان مانده باشد، کمک کند. از این رو، خود را محروم از فکر و اندیشه دیگران نکنیم.

دعوت به اهل مشورت بودن، امری مورد تأکید است؛ چنانکه خداوند متعال در قرآن کریم به پیامبر خود (ص) دستور می‌دهد:

«وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ» (و در کارها با آنان مشورت کن). این امر، با وجود عقل و درایت پیامبر (ص)، نشان‌دهنده اهمیت مشورت حتی در مسائل عادی و همچنین نوعی احترام به دیگران است.