مذاكرات اسلام آباد

زهد قرآنی یعنی انسان در عین تولید ثروت،قلبش زنجیر مادیات نباشد

زهد قرآنی در آینه نهج‌البلاغه، تلاشی است برای ساختن انسانی که در عین حضور فعال در قلب تمدن و تولید ثروت، قلبش را در گروِ زنجیرهای مادی قرار نداده است.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، توجه دوباره به نهج‌البلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و متفکران انقلاب اسلامی به این کتاب شریف و مفاهیم آن توجه ویژه ای داشتند. اهتمام به این کتاب شریف را می‌توان در سخنرانی‌های حضرت آیت الله خامنه‌ای در کنگره نهج‌البلاغه که نخستین بار در بهار ۱۳۶۰ ایراد شد، مشاهده کرد: ما امروز در دنیای اسلام - که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی با فاصله‌هایی به اندازه‌ی فاصله‌ی ایمان و کفر از هم دور هستند - با واقعیتی مواجه هستیم. امروز آشکارترین و روشن‌ترین حقایق اسلامی به وسیله‌ی بعضی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته می‌شود. امروز همان روزی است که شعارها یکسان است اما جهت‌گیری‌ها به شدت مغایر یکدیگر است، امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین است، پس روزگار نهج‌البلاغه است.

بنابر روایت مهر، در روزهای ماه مبارک رمضان که در مهمانی خدا شرکت می‌کنیم و در طرح قرآنی «زندگی با آیه ها» هر روز با یک آیه از قرآن کریم مأنوس هستیم، پسندیده است که آیه روز را از منظر امیرالمومنین علی علیه السلام و کتاب شریف نهج‌البلاغه نیز بررسی کنیم.

در نظام اندیشگی اسلام، پیوند میان آموزه‌های وحیانی و زیست اجتماعی، مسیری است که از قلب فرد آغاز شده و به ساختارهای کلان فرهنگی و اجتماعی منتهی می‌شود. یکی از کلیدی‌ترین این آموزه‌ها، مفهوم «زهد» است که علی‌رغم سوءبرداشت‌های تاریخی، در نهج‌البلاغه نه به معنای انزوا، بلکه به مثابه یک «فلسفه رهایی» برای کنشگری سالم در متن جامعه تعریف شده است. کانون این معنا در آیه ۲۳ سوره حدید نهفته است: «لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلی‌ ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ» (تا بر آنچه از دست داده‌اید افسوس نخورید و به آنچه به شما داده شده است، سرمستانه شادمانی نکنید). امیرالمؤمنین (ع) در حکمت ۴۳۹ نهج‌البلاغه، تمامیت زهد را در همین دو جمله کوتاه قرآن تبیین کرده و آن را به عنوان یک استراتژی روانی و اجتماعی برای انسان معاصر معرفی می‌فرمایند.

آیه مورد بحث، بلافاصله پس از اشاره به «تقدیر و لوح محفوظ» آمده است. این پیوند معنادار نشان می‌دهد که نگاه نهج‌البلاغه به زهد، ریشه در یک امنیت روانی عمیق دارد. وقتی فرد بر اساس خطبه ۲۳ نهج‌البلاغه باور داشته باشد که «تقدیرهای الهی چون قطرات باران فرود می‌آیند و بهره هر کس به او می‌رسد»، دیگر در رقابت‌های ویرانگر اجتماعی برای کسب مال و مقام، خود را به آب و آتش نمی‌زند. از منظر فرهنگی، این باور جامعه را از «اضطراب موقعیت» نجات می‌دهد. در جوامعی که ارزش انسان با دارایی‌های او سنجیده می‌شود، فرد با از دست دادن مال، دچار فروپاشی شخصیت می‌گردد؛ اما نهج‌البلاغه با استناد به این آیه، شخصیت انسان را از تملکات او مستقل می‌کند.

حضرت در حکمت ۴۳۹ می‌فرمایند: «کسی که بر گذشته افسوس نخورد و به آینده (و آنچه می‌آید) شادمان نباشد، هر دو طرف زهد را گرفته است». این «طرفین زهد» در واقع دو ستونِ استقلال وجودی هستند. در نگاه اجتماعی، کسی که به داشته‌هایش «فرح» (شادی سرمستانه) ندارد، دچار تکبر و فخرفروشی نمی‌شود و کسی که بر نداشته‌هایش «أسی» (اندوه جانکاه) ندارد، دست به غصب حقوق دیگران یا حسادت نمی‌زند. این توازن، زیربنای یک فرهنگ متعالی است که در آن «داشتن» به معنای «بودن» نیست.

یکی از بزرگترین چالش‌های فرهنگی عصر حاضر، مصرف‌گرایی و اصالت لذت است. آیه ۲۳ سوره حدید با نهی از شادی مغرورانه بر نعمت‌ها، سدی در برابر «تفاخر» می‌سازد. امیرالمؤمنین (ع) در حکمت ۱۳۱، دنیا را «تجارت‌خانه اولیای خدا» می‌نامند. این یعنی زهد، ترکِ دنیا نیست، بلکه ترکِ «دلبستگی به دنیا» است. در فرهنگ نهج‌البلاغه، زاهد کسی نیست که چیزی ندارد، بلکه کسی است که هیچ‌چیز «او را ندارد» و مالک او نیست.

این نگاه در ابعاد اجتماعی به معنای مسئولیت‌پذیری است. فردی که طبق آیه ۲۳ سوره حدید، به مال دنیا دلبسته نیست، به راحتی می‌تواند از حق خود به نفع محرومان بگذرد (ایثار). در حالی که فرهنگِ «فرح به ما آتاکم» (شادی به داشته‌ها)، منجر به انباشت ثروت و ایجاد شکاف طبقاتی می‌شود. حضرت در خطبه ۲۳ هشدار می‌دهند که «مال و فرزندان، محصول دنیا و عمل صالح، زراعت آخرت است». این مرزبندی فرهنگی، اولویت‌های یک جامعه پویا را تغییر می‌دهد؛ به جای رقابت در تجملات، رقابت در «خدمت» و «عمل صالح» جایگزین می‌شود.

جوامع بشری همواره با بحران‌های اقتصادی، فقدان‌ها و مصیبت‌ها روبرو هستند. آیه ۲۳ سوره حدید (لکیلا تأسوا علی ما فاتکم) یک داروی تسکین‌دهنده اجتماعی است. نهج‌البلاغه این آیه را به عنوان راهکار مقابله با ناامیدی اجتماعی معرفی می‌کند. وقتی جامعه‌ای بیاموزد که از دست دادنِ یک فرصت یا ثروت، پایانِ جهان نیست، در برابر تکانه‌های اقتصادی مقاوم‌تر می‌شود.

در حکمت ۳۱ نهج‌البلاغه، زهد یکی از پایه‌های صبر معرفی شده است: «کسی که در دنیا زهد بورزد، مصیبت‌ها را ناچیز می‌شمارد». این «ناچیز شمردن مصیبت»، قدرت تاب‌آوری اجتماعی را افزایش می‌دهد. فرهنگی که در آن مردم با هر تغییر در قیمت ارز یا از دست دادن یک موقعیت شغلی دچار فروپاشی روانی می‌شوند، فاقد زهدِ مد نظرِ آیه ۲۳ سوره حدید است. نگاه نهج‌البلاغه به ما می‌آموزد که انسانِ زاهد، در طوفان‌های حوادث، لنگرگاه ثابتی دارد که همان پیوند با حقیقت لایزال الهی است. این آرامش، از سرایتِ تنش‌های فردی به کالبد جامعه جلوگیری کرده و نظم اجتماعی را در زمان بحران حفظ می‌کند.

پایان آیه ۲۳ سوره حدید با لحنی تند می‌فرماید: «وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ» (خداوند هیچ متکبر فخرفروشی را دوست ندارد). نهج‌البلاغه در بسیاری از خطبه‌ها (مانند خطبه متقین یا خطبه قاصعه)، ریشه تمام زوال‌های اجتماعی را «کبر» می‌داند. انسانی که به داشته‌هایش می‌بالد (فرح بما آتاکم)، ناگزیر به تحقیر دیگران می‌پردازد.

از منظر فرهنگی، «مختال» کسی است که دچار توهم برتری شده و «فخور» کسی است که این برتری موهوم را به رخ دیگران می‌کشد. امیرالمؤمنین (ع) زهد را دقیقا در نقطه مقابل این رذیلت قرار می‌دهند. زهدِ برخاسته از آیه ۲۳، باعث می‌شود که طبقات مرفه جامعه، ثروت خود را نه وسیله‌ای برای تفاخر، بلکه امانتی برای خدمت ببینند. اگر این نگاه قرآنی در فرهنگ عمومی نهادینه شود، رفتارهای نمایشی (مانند نمایش ثروت در فضای مجازی یا معماری‌های اشرافی تفاخرآمیز) که موجب جریحه‌دار شدن عواطف طبقات ضعیف می‌شود، از بین خواهد رفت. در واقع، زهدِ نهج‌البلاغه، نوعی «تواضع ساختاری» در جامعه ایجاد می‌کند.

بررسی پیوند میان آیه ۲۳ سوره حدید و آموزه‌های نهج‌البلاغه نشان می‌دهد که معارف علوی، زهد را از یک فضیلت فردیِ اخلاقی به یک «نظریه جامع اجتماعی و فرهنگی» ارتقا داده است. زهد در این نگاه، نه به معنای فقر است و نه به معنای تنبلی؛ بلکه به معنای «آزادگی» است.

در نهایت، زهدِ قرآنی در آینه نهج‌البلاغه، تلاشی است برای ساختن انسانی که در عین حضور فعال در قلب تمدن و تولید ثروت، قلبش را در گروِ زنجیرهای مادی قرار نداده است. این همان «راه روشن» (نهج‌البلاغه) است که آیه ۲۳ سوره حدید آن را ترسیم کرده و امیرالمؤمنین (ع) با تفسیر عملی و کلامی خود، آن را به یک فرهنگِ زندگی‌بخش مبدل ساخته است. چنین فرهنگی، انسان را از اسارت «اشیاء» رها کرده و به مقام «خلیفة اللهی» در روی زمین بازمی‌گرداند.

کد مطلب 2195785

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 6 =