به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، کتاب «اوج دفاع» کارنامه و خاطرات علی اکبر هاشمی رفسنجانی از سال ۱۳۶۵ است که در انتشارات معارف به چاپ رسیده است. در سطور زیر روز دوم فروردین سال ۶۵ از این خاطرات را منعکس کردیم.
شنبه دوم فروردین ۱۳۶۵/ ۱۱ رجب ۱۴۰۶/ ۲۲ مارچ ۱۹۸۶
صبح زود فاطی و سعید به رفسنجان رفتند. من و مهدی در تهران ماندیم. برای سخنرانی در سمینار سید رضی، بیشتر به مطالعه درباره او و حکام زمانش پرداختم.
آقای سرهنگ جمالی [جانشین فرمانده نیروی زمینی ارتش] آمد و گزارش داد که دیشب نیروهای ارتش در پنجوین بخشی از آنچه پریشب از دست داده بودند، پس گرفتهاند. از اطرافیان خاص [سرهنگ صیاد شیرازی] فرمانده نیروی زمینی شاکی بود و ضعف نیروی زمینی را معلول کارهای آنها و حذف نیروهای لایق میدانست و علاج را در برکناری آنها عنوان میکرد و برای فرماندهی نیروی زمینی، سرهنگ [حسین] حسنی سعدی را پیشنهاد میکرد.
فائزه از رفسنجان تلفن کرد. معلوم شد به زمین خورده و بیهوش شده، ولی سریعا علاج شده است. عصر عفت از عدم بعضی ناهماهنگیها در مشهد تلفنی گله کرد.
با آقای [آیتالله خامنهای] رئیسجمهور تلفنی صحبت کردم و گفتم خوب است با آقای فهد، شاه عربستان، تلفنی صحبت کنند و او را تشویق نمایند که با اوپک همکاری کنند. گویا مذاکرات کنفرانس اوپک پیشرفت کرده و تولیدکنندگان نفت تلاش میکنند قیمت را به همان بیست و هشت دلار در هر بشکه برسانند و راه را هم کم کردن تولید میدانند و فعلا بحث بر سر کاهش مقدار تولید نفت و سهمیههاست؛ گویا عربستان صمیمانه همکاری نمیکند و وقتکشی میکند...
شب دکتر [حسن] روحانی آمد. درباره جنگ مذاکره کردیم. گزارش هیات اعزامی به [جبهه] غرب را آورد که برای مقصران عقبنشینی از منطقه جوارتا، تقاضای تنبیه کردهاند. شب محسن رضایی تلفنی خواست که نیروهای جهاد رزمی از جبهه شمال غرب به جنوب بروند و صیاد خواست که همان جا بمانند. قرار شد فردا تصمیم بگیرم.
۲۵۹