اریک فروم در آناتومی ویران سازی برای سنجش نظریه ویران سازی بدخیم به چند شخصیت پرداخته است که یکی از آنها استالین است. استالین شخصیتی دیگرآزار و غیر جنسی دارد. شیوه ویران سازی استالین چیز عجیب و غریبی است: او هر کس را می خواست بکشد ابتدا بسیار به او محبت می کرد به نوعی که قربانی مطمئن شود در خطر نیست. برای نمونه ممکن بود کسی را به نهار دعوت کند و با شوخی و خنده با او غذا بخورد؛ اما چند روز بعد او را دستگیر می کرد و به کام مرگ می سپرد. حتی مواردی بوده است که شخص قربانی بیمار و بدخیم را با بهترین امکانات درمان کرده است تا چند هفته بعد در سلامت کامل او را بکشد!
فروم می گوید استالین نه تنها از ویران سازی و دیگرآزاری لذت می برد بلکه از چیز دیگری نیز لذت می برد: دانستن سرنوشت شوم قربانی وقتی که قربانی به آن آگاه نیست؛ به بیان دیگر، او وقتی قربانی را به نهار دعوت می کرد و با او گرم و صمیمی غذا می خورد می دانست که چند روز بعد او را می کشد اما قربانی اطلاعی نداشت. استالین از اینکه او سرنوشت قربانی را می دانست لذت می برد.
در اینکه ترامپ شخصیتی ویرانگر دارد نمی شود شکی معقول کرد و بسیار به آن پرداخته شده است. نه تنها از تخریب لذت می برد بلکه از ابزارهای تخریب هم لذت می برد. نمونه آن اشاره های پی در پی به بمب افکن های بی ۲ است. ترامپ به طرز عجیبی به بی ۲ علاقه دارد، در حالی که بی ۱، و بی ۵۲ هم بمب افکن های رادارگریزی هستند مانند بی ۲. به دلایلی نامشخص او به بی ۲ و بمباران با آن علاقه دارد. این ویژگی ها به شخصیت فردی او بر می گردد نه سیاست.
نکته ای که به آن پرداخته نشده است برخی رفتارهای خاص اوست؛ مانند اینکه چرا دو بار در میانه مذاکرات با ایران جنگ را بر ایران تحمیل کرده است. او می گوید ایران باید مطیع او باشد اما مذاکره می کند و حتی مذاکره کننده های آمریکایی نشانه های مثبتی نشان می دهند و ناگهان به ایران حمله می شود. ترامپ مانند استالین از این لذت می برد که می داند در میانه مذاکرات دست به حمله می زند. این کار بسیاری از ضعف های شخصیتی او را سیرآب می کند. خودپسندی و خودشیفتگی او را و غریزه ویرانگر او را. از این لذت می برد که پیش خود فکر کند که او می داند که مذاکرات تمام نشده جنگ می شود اما ایرانی ها نمی دانند. چون ایرانی ها شخصیت های سالمی هستند که دنبال موضوعات و اهداف سیاسی هستند نه عقده گشایی فردی.
بسیاری از حرف های ترامپ را باید با تردید دید. خصوصا وقتی تهدیدی می کند و سپس پا پس می کشد. در میانه همان پا پس کشیدن وقتی که همه مطمئن می شوند که تهدید رفع شده است او با این فکر که ناگهان این تهدید را عملی می کند خود را غرق لذت می کند. هیچ وقت به پا پس کشیدن های او نباید اعتماد کرد.