آقای شریعتی نوشته است:
"منزل یکی از اقوام من که در سفر هستند به دلیل موج انفجار به شدت آسیب دیده بود. از هلال احمر خبر دادند و من در غیاب صاحبخانه در آنجا حضور یافتم. ۵ جوان از قم امده بودند . دو ساعت تمام خانه را جمع و جور و مرتب کردند ؛ شیشه ها راچسب زدند ، همه جا را جارو زدند و...
هرکاری کردم به عنوان عیدی مبلغی پرداخت کنم دهم نپذیرفتند. اصرار کردم برایشان غذا بگیرم .گفتند نه! شاید بقیه اعضای تیم هنوز غذا نخورده باشند .تعداد را پرسیدم .گفتند ۲۰ نفریم و قسم داد فقط فلافل تهیه کنم. برایشان گرفتم. انجا نخوردند و بردند که با اعضای تیم ، هم سفره شوند. خیلی ادم های عجیبی بودند. بقول پدرم روی زمین نبودند."
یعنی خدا اینقدر فرشته دارد؟...