گروه اندیشه: دکتر محمدعلی اکبری استاد تاریخ دانشگاه شهید بهشتی با نگارش یادداشتی که در اختیار خبرگزاری خبرآنلاین قرار داده است، در باره موجودیت سرزمینی ایران زمین هشدار داده است. او معتقد است در لحظهی تاریخیِ «اکنونِ خطیر»، ایران با تهدیدی فراتر از منازعات سیاسی روبهروست؛ تهاجمی که نه صرفاً توان نظامی، بلکه «موجودیت سرزمینی» و «زیستپذیری» این کهنبوم را نشانه رفته است. محمدعلی اکبری، با نگاهی به تجربه تلخ دو سده اخیر—از عهدنامههای گلستان و ترکمانچای تا غائله هرات—هشدار میدهد که غفلت از ابعاد ویرانگر اتحاد ترامپ و اسرائیل، میتواند به قیمت نابودی «خانمان و دودمان» ایران و ایرانیان تمام شود. او تاکید می کند که با توجه به آنارشیسم و نهیلیسم حاکم بر جهان، جنگ کنونی فراتر از یک تغییر رژیم ساده، پروژهای برای اضمحلال جغرافیای ایران است. اکبری تاکید می کند که در این برهه، پرسش از خطاها و ریشههای بحران، اگرچه حیاتی است، اما باید در برابر اولویتِ «فرونشاندن آتش در خانه» به تعلیق درآید. راهکار نجات، نه در جدالهای فرقهای، بلکه در دعوتی جدید نهفته است: «اتفاقِ تمام ایرانیان» برای دفاع از کیان میهن. امروز وظیفه نخبگان تبیین این خطر و ذمهی حکمرانان، تنظیمات سختافزاری و نرمافزاری برای یکپارچگی ملی است. به تاسی از کلام شیخ ابوسعید ابیالخیر، زمان آن فرا رسیده که هر ایرانی از جایگاه فعلی خود «یک گام فراتر آید» تا در سایهی این وفاق ملی، از فروپاشی تمدنی ایران جلوگیری شود. در ادامه این مطلب را می خوانید:
****
در لحظه ی تاریخیِ اکنون خطیرِ ایران، پیش و بیش از هر امری، "موجودیت سرزمینی ایران" و " زیست پذیری" آن در معرض مخاطره جدی و فوری قرار گرفته است. دلایل بسیاری موید این ادعاست که در این مقام به دنبال بیان آن نیستم. زیرا زمان را بسیار کوتاه می بینم و خطر بیش از آن که به تصور درمی آید، نزدیک و چنانچه اندک غفلتی صورت پذیرد، "خانمان" و "دودمان" به دست ستم متجاوزان و بدخواهان سپرده خواهد شد.
اکنون بسیار آشکار شده است که ترامپ و دولت متجاوز اسرائیل، تنها برای نابودی توان هسته ای به میدان نیامده است، بلکه فروپاشی و اضمحلال موجودیت ایران عزیز را دنبال کرده و می کند.از سوی دیگر بازخوانی تجربه تاریخی گویای این واقعیت تلخ تلخ است که در دو سده اخیر هر زمان که کشور مورد تهاجم بزرگ خارجیان قرار قرار گرفت، نخستین و مهم ترین پیامد آن به مخاطره افتادن موجودیت سرزمینی و زیست پذیری ایران بود و در مواردی نیز این دست اندازی ها منجر به از دست رفتن بخشی از پیکره سرزمینی ایران گردیده است.
جنگهای روسیه با ایران و از کف رفتن هفده شهر قفقاز، جنگ با انگلیسی ها در ماجرای افغانستان و دست کم از دست رفتن هرات. طی جنگ جهانی نیز موجودیت سرزمینی ایران تا آستانه ی نابودی کامل پیش رفت. در دوره زندگانی خودمان نیز حمله صدام و مخاطره از دست رفتن موجودیت سرزمینی ایران. این شواهد بهخوبی گویای نسبت میان تهاجم دشمنان و بدخواهان ایران و به مخاطره افتادن موجودیت سرزمینی است؛خصوصا در زمانه ی "بازی های بزرگ" جهانی و آنارشیسم و نهیلیسم حاکم بر جهان کنونی در کنار اهمیت جغرافیای سیاسی و اقتصادی ما در دو سده اخیر.
بنابراین، بنا به فهم تاریخی ام این ادعا را دارم که در پس پشت منازعه کنونی، دست اندازی به موجودیت سرزمینی ایران و زیست ناپذیری آن را به وضوح می توان مشاهده کرد. به علاوه هشیار باید بود که ترامپ و دولت اسرائیل در این پیکار تنها نیست و همدلان و همقدمانی دارد که به آن خصم دون یاری های آشکار و پنهان می رسانند. به بیان روشن، اکنون مساله بی هیچ پیچیدگی و پیرایه ای، مواجهه با نوعی از تجاوزگری است که موجودیت سرزمینی و زیست پذیری ایران را نشانه رفته است.
این که چه خبط و خطاهایی صورت گرفت که در چنین موقعیت خطرناکی قرار گرفته ایم، در جای خود، پرسشی مهم و جدیست، ولی در هنگامهی افتادن آتش در خانه، مبرم ترین کار فرو نشاندن آتش است. هشدار باید داد بذرهای مرگ آفرین جوانه زده اند و اگر لحظه ای غفلت شود خانمان و دومان ایرانی به مخاطره دهشت زایی خواهد افتاد. امروز باید حفظ خانه را در اولویت قرار داد و پرداختن به هر امر دیگری را برای زمان مناسب در دل مکتوم داشت.
بهراین مهم باید توجه خاص مبذول داشت که لحظهی خطیر کنونی تجاوز به موجودیت سرزمینی ایران، این مهم نیست که متجاوزان در سر دست یافتن به این امر را از پیش هدف گذاری کرده اند یا خیر، این مهم است که در دقیقه تاریخی اکنون، ایرانیان باید نیک دریابند که در مهلکه سرنوشت سازی قرار گرفته اند؛ در خطر افتادن موجودیت سرزمینی میهن. حال در چنین مهلکه ای که بسیاری از عقل ها زائل و ادراک ها مختل شده است، باید ندای دعوتی جدید را سر داد و ایرانیان را به گرد آن فراخواند و افقی تازه فراهم ساخت.
در سر لوحهی دعوت جدید، در دقیقه کنونی تاریخی، دعوت "تمام ایرانیان" به "اتفاق" بر سر "دفاع از موجودیت سرزمینی ایران" قرار دارد. در این بزنگاه تاریخی، فوری ترین و مبرم ترین اقدام ملی، یکپارچگی ایرانیان برای دفاع از موجودیت سرزمین مادریست. از این رو، تا فرونشاندن آتش درخانه، همهی اختلاف های خانگی و جنگ و نزاع های خانوادگی باید به حالت تعلیق درآید. ایران در موقعیت جنگ بر سر موجودیت سرزمینی اش قرار گرفته است و ایرانیان باید دست در دست هم و پشت در پشت به دفاع برآیند.
البته بر عهدهی نخبگان فکری، سیاسی و روشنفکران است که این مهم را برای ایرانیان به هزاران زبان و بیان تبیین کنند و بر ذمهی حکمرانان است که تنطیمات جدیدی را بر این اساس در سویه های نرم افزاری و سخت افزاری تدارک و اقدام بایسته کنند. در ایضاح این مختصر سخن بسیار توان گفت ولی در این دقیقه ی خطیر تاریخی، باید "اصل سخن" را گفت و بر سر آن توافقی ملی ساخت و فروعاتِ غیر را به کاردانان حرفه ای واگذار کرد و گفت وگوهای مدرسه ای و مکتبخانه ای بماند برای مجال فراخ و ایمن دیگری.
در پایان کلام، خود و همگان را به شنیدن "جان سخن" بوسعید ابی الخیر، دعوت می کنم که در این روزهای سختِ ایران، بسیار به آن نیازمندیم.(محمد بن منور « اسرار التوحید، باب دوم - در وسط حالت شیخ » فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته، حکایت شمارهٔ ۱۸) شیخ ابوسعید یکبار به طوس رسید. مردمان از شیخ استدعای مجلس کردند. شیخ اجابت کرد. بامداد در خانقاه استاد، تخت بنهادند و مردم میآمدند و مینشستند. چون شیخ بر تخت شد و مقریان قرآن برخواندند، مردم آمدند چندان که کسی دیگر را جای نماند. معرف برخاست و گفت خدایش بیامرزاد هر کسی را که از آن جا که هست ، یک گام فراتر آید. شیخ گفت: «و صلی اللّه علی محمد و آله اجمعین» و دست بروی فرود آورد و گفت: «هرچه ما خواستیم گفت و جملۀ پیغامبران بگفتهاند، او بگفت. خدایش بیامرزاد هرکسی را که از آن جا که هست یک گام فراتر آید». چون این کلمه بگفت از تخت فرود آمد و آنروز بیش ازین نگفت.
۲۱۶۲۱۶