الهه جعفرزاده: در روزگار کنونی که اخبار بحرانها و جنگهای منطقهای و جهانی، مستقیماً وارد خانهها میشوند، کودکان بیش از همیشه تحت تأثیر محیط روانی و اجتماعی قرار دارند. در چنین شرایطی، تربیت نسل آینده با هویت فرهنگی و وطندوستی عاقلانه، اهمیت ویژهای پیدا میکند. دکتر محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان و مدرس دانشگاه، در گفتوگو با خبرآنلاین به بررسی مفهوم وطن، تفاوت آن با ملیگرایی، ارزشها و خطرات وطندوستی، و روشهای تربیت کودک ایرانی در شرایط جنگی میپردازد و معتقد است: «در این روزها، کودک ایرانی تنها مخاطب پنهان جنگ نبود؛ او بهنوعی در خط مقدم یک میدان حساس ایستاده بود: میدان روان، هویت و حافظه. امروز دیگر وقت آن نیست که با سکوت یا حذف واقعیت، خیال کنیم کودکمان را محافظت کردهایم. در عصر جنگهای ترکیبی، دشمن از موشک و ماهواره، همزمان استفاده میکند. در چنین شرایطی، مهمترین سلاح ما، آگاهی، وطندوستی و هوش امنیتی کودکانه است.»
مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
مفهوم «وطن» چیست و چه ابعادی دارد؟
«وطن» صرفا قطعهای از زمین نیست، بلکه «خانه بزرگ» یک ملت است که شخصیت و هویت فردی و جمعی در آن شکل میگیرد. مفهوم وطن در زبان فارسی به طور کلی به زادگاه، سرزمین مادری، یا کشوری که فرد در آن متولد شده یا با آن احساس تعلق و وابستگی عمیقی دارد اشاره میکند. این مفهوم میتواند ابعاد مختلفی از جمله جغرافیایی، فرهنگی، و تاریخی را در بر بگیرد و در طول زمان و در فرهنگهای مختلف معانی متنوعی به خود گرفته است.
ابعاد معنوی و فرهنگی «وطن» چگونه شکل میگیرد؟
«وطن» مفهومی فراتر از جغرافیا و مرزهای قراردادی است؛ وطن در حقیقت یک «بافت پیچیده معنوی» است که ریشه در تاریخ، فرهنگ، زبان، آداب و رسوم، خاطرههای جمعی و حتی باورهای دینی و اسطورهای یک ملت دارد. وطن صرفاً قطعهای از زمین نیست، بلکه «خانه بزرگ» یک ملت است که شخصیت و هویت فردی و جمعی در آن شکل میگیرد.
بهبیان دیگر، وطن پیوندی درونی و عاطفی میان انسان و خاکی است که در آن متولد میشود، رشد میکند و میراث فرهنگی و تاریخی خود را دریافت میکند. این پیوند، نوعی احساس تعلق عمیق ایجاد میکند که مبنای فداکاری، همبستگی اجتماعی و پایداری ملی میشود.»
اهمیت این مفهوم در تاریخ ایران از چه زمانی آغاز شد؟
عشق به خاک و دیار، ریشهای کهن در تاریخ ایران دارد و محدود به دوران مدرن یا مفاهیم جدید سیاسی نیست. از دوران هخامنشیان، با سنگنوشتههای کوروش و داریوش، میبینیم که مفهوم پاسداری از سرزمین و رعایت حرمت اقوام تحت حاکمیت، جایگاه والایی داشته است. در شاهنامه فردوسی نیز وطندوستی بهعنوان فضیلتی بنیادین و حتی مقدس معرفی میشود؛ او وطن را همسنگ با شرف، عزت و آزادگی میداند.
با این حال، مفهوم مدرنتر وطن بهمعنای امروزی آن، همزمان با دوران مشروطه و نفوذ اندیشههای ناسیونالیستی قرن نوزدهم اروپا، در ایران برجستهتر شد. در این دوران، «وطن» بهعنوان یک هویت سیاسی و فرهنگی مستقل، نقطه تمرکز مطالبات آزادیخواهانه و ضداستعماری قرار گرفت و از یک پیوند عاطفی به یک آرمان مشترک ملی ارتقا یافت.
با اشاره به جدید بودن مفهوم «ناسیونالیسم»، آیا اینگونه است که در قدیم مردم به وطن خویش علاقه نداشتند؟
در گذشته، مفهوم «ملت» و «دولت-ملت» به شکل مدرن وجود نداشت؛ مردم بیشتر به قبیله، ایل، شهر یا پادشاهی محلی خود وابسته بودند. اما این بههیچوجه بهمعنای فقدان حس دلبستگی به سرزمین نبود. مردم همیشه برای خاکی که در آن زندگی میکردند، ارزش و حرمت قائل بودند. تفاوت اصلی در سطح «آگاهی جمعی» و «تنظیم ساختار سیاسی» است.
ناسیونالیسم، بهعنوان ایدئولوژی مدرن، بر ساختن یک هویت ملی واحد و یکپارچه و ایجاد دولت-ملت مستقل تاکید دارد. در حالی که در دوران پیشامدرن، هویتها بیشتر محلی، دینی یا طبقاتی بود و هنوز ایده یک ملت یکپارچه در قالب مرزهای مشخص و حاکمیت ملی شکل نگرفته بود. بنابراین، علاقه به وطن همیشه وجود داشته، اما چارچوب مفهومی و سیاسی آن در دوران مدرن تغییر کرده و شفافتر شده است.
تفاوت وطندوستی و ملیگرایی چیست؟
وطندوستی یک احساس طبیعی، انسانی و اغلب اخلاقی است که ریشه در عشق به خاک، مردم، فرهنگ و میراث تاریخی دارد. وطندوست، کسی است که به پیشرفت سرزمین خود کمک میکند، از مصالح ملی دفاع میکند، اما همزمان به حقوق سایر ملتها و ارزشهای انسانی احترام میگذارد. ملیگرایی اما یک ایدئولوژی سیاسی است که بر برتری یا اولویت مطلق منافع ملت خود تاکید دارد.
ملیگرایی میتواند مثبت باشد، اما در بسیاری از مواقع، به اشکال افراطی و انحصارطلبانه تبدیل میشود که حتی به دشمنی با دیگر ملتها میانجامد. بهبیان دیگر، وطندوستی میتواند اخلاقی و سازنده باشد، در حالی که ملیگرایی، بهویژه در صورت افراط، میتواند تخریبگر وناقض اصول همزیستی مسالمتآمیز باشد.
در روزگار ما وطندوستیِ قابل دفاع چگونه است؟
امروز، وطندوستی معقول و قابل دفاع، وطندوستیای است که با ارزشهای جهانشمول حقوق بشر، دموکراسی و صلح همراه باشد. یعنی فرد یا جامعه، در عین وفاداری به منافع ملی و حفظ هویت فرهنگی، درهای تعامل، همزیستی و احترام به کرامت انسانی را نبندد. وطندوستی امروز باید با عدالت اجتماعی، حمایت از محیط زیست، پاسداری از میراث فرهنگی و تلاش برای پیشرفت علمی و اقتصادی کشور همراه باشد. این شکل از وطندوستی، تعصب کور را رد میکند و به جای نفرتپراکنی، بر همبستگی، همدلی و مسئولیتپذیری اجتماعی تاکید دارد.
چه شکلهایی از وطندوستی خطرناک و مذموم هستند؟
شکلهای مذموم وطندوستی، آنهایی هستند که به انزواطلبی، دشمنی با ملتهای دیگر، برتریجویی قومی یا نژادی، نقض حقوق اقلیتها یا سرکوب مخالفان داخلی منتهی میشوند. افراطگرایی ملی، استفاده ابزاری از وطندوستی برای سرکوب آزادیهای فردی، مشروعیتبخشی به خشونت یا اشغالگری و ایجاد فضای «ما در برابر آنها»، همه از اشکال خطرناک و مذموم وطندوستی محسوب میشوند. در این موارد، وطندوستی به ابزاری برای تحمیل قدرت، فریب افکار عمومی یا حتی مشروعیتبخشی به جنگ و خشونت تبدیل میشود، که کاملاً با اصول انسانی و اخلاقی در تضاد است.
وطندوستی چه زمانی ارزشمند است؟
در دنیای امروز، وطن نه تنها یک مرز جغرافیایی، بلکه یک موجود زنده فرهنگی و تاریخی است که باید با آگاهی، عشق و تعهد صیانت شود. وطندوستی زمانی ارزشمند است که همراه با عدالت، صلح و کرامت انسانی باشد و خطرناک میشود آنگاه که بهانهای برای نفرت و انحصارطلبی شود.
چرا کودک باید جنگ را بفهمد و نه صرفاً از آن بترسد؟
از منظر روانشناسی رشد، کودک در مواجهه با بحران، اگر تنها رها شود، اضطراب را درونی میکند و در فقدان تحلیل، آنرا به شکل ترس، سکوت یا اختلال رفتاری بروز میدهد. مطالعهای در سال ۲۰۲۴ میلادی در ژورنال Child Development & War نشان داد کودکانی که در جریان جنگ در معرض آموزشهای ساده و شفاف سیاسی ـ امنیتی بودند، سطح اضطراب کمتر و حس هویت قویتری داشتند.
همچنین بخوانید:
وقتی اخبار جنگ به خانه میرسد؛ چگونه از کودکان محافظت کنیم؟/ اضطراب پنهان نسل آلفا در سایه اخبار ۲۴ ساعته/ ۸ گام مراقبتی برای والدین
از ترس تا تابآوری؛ چگونه در سایه اخبار جنگ مراقب کودکان باشیم؟/ نقش جامعه و رسانه در کاهش اضطراب/ «نظام آموزشی باید از حافظهمحوری فاصله بگیرد»
کودکان در مواجهه با جنگ چه پرسشهایی مطرح میکنند؟ وظیفه والدین و نحوه درست مواجهه در این مواقع چیست؟
در جنگ اخیر، ما کودکان زیادی را دیدیم که پرسیدند: چرا آژیر خطر داریم؟ آیا ما هم شهید میشویم؟ چرا اسرائیل با ما دشمن است؟ ایران چرا پاسخ میدهد؟ این پرسشها نشانه ضعف نیستند، نشانه آمادگی ذهن کودک برای درک و تحلیلاند.
وظیفه ما نه انکار، بلکه هدایت ذهن بیدار کودک بهسوی وطندوستی عاقلانه و تحلیل امنیتی هوشمندانه است. هوش امنیتی کودک به معنای درک مفاهیم سادهای از امنیت فردی و جمعی، شناخت تهدیدها، نحوه مواجهه با شرایط بحرانی، حفظ آرامش و تقویت اعتماد به نهادهای ملی است. هوش سیاسی کودکانه نیز به معنای درک ابتدایی از دوست و دشمن، مفاهیم وطن، استقلال، مقاومت، تحلیل روایتها و قدرت تمایز بین حقیقت و فریب است. این دو، ابزارهاییاند برای تبدیل کودک از موجودی مضطرب به فردی مقاوم، باثبات و متعهد به کشور.
چه راهکارهایی برای تقویت وطندوستی در کودکان وجود دارد؟
وطندوستی نه در شعارهای احساسی، که در آموزش گفتمان فرهنگی و پیوند کودک با سرزمین، زبان، تاریخ و ارزشهای ملی پرورش مییابد. در زمینه ایران، این فرهنگ میتواند با این محورها محقق شود:
- استفاده از داستانهای اسطورهای و واقعی با درونمایه مقاومت (آرش، دهقان فداکار، شهدای وطن).
- طراحی بازیها و کارتونهایی با محور امنیت، تحلیل و شجاعت ملی.
- آموزش تاریخ ساده و تصویری از ایران، اشغالگری، دفاع، صلح و افتخار.
- آشنایی کودک با پرچم، وطن، مرز، شهید، غیرت ملی، مفهوم «دفاع مشروع» و حق حاکمیت.
بر اساس نظریههای آموزش در بحران و تجربه ایران در جنگ نرم، این راهکارها توصیه میشود:
-
سکوت نکنید، ساده توضیح دهید. کودک باید بفهمد، نه صرفاً پنهان شود.
-
از رسانهها با نظارت استفاده کنید. برخی اخبار را با کودک ببینید، توضیح دهید و تحلیل کنید.
-
مفاهیم کلیدی را در قالب بازی، شعر، نمایش و نقاشی منتقل کنید. مثلاً مفهوم دفاع از وطن را با نقاشی از پرچم ایران یا داستان شهید کودکانه.
-
او را با احساس تعلق به ایران آشنا کنید. بگذارید بداند این خاک، خانه اوست و حفاظت از آن افتخار است.
-
اعتماد او به توان ایران را تقویت کنید. از موفقیتها، قدرت دفاعی و انسجام ملی بگویید.
-
مهارت حل مسئله و تابآوری در بحران را به او آموزش دهید. مثلاً در موقعیت شبیهسازیشده آژیر خطر، از او بخواهید تصمیم بگیرد.
این نوع تربیت چه تأثیری بر آینده جامعه دارد؟
امروز، ذهن کودک ایرانی جایی است که هم میتواند خاکریز نرم دشمن باشد و هم سنگر امن ایران. اگر او را به حال خود بگذاریم، اضطراب میسازد؛ اما اگر او را با تحلیل، هویت و وطندوستی آگاهانه تغذیه کنیم، در آینده نهفقط با تیر، که با قلم، اندیشه و مسئولیت از ایران دفاع خواهد کرد. کودکی که بفهمد چرا باید بایستد، دیگر نخواهد ترسید. و این فهم، نه از اطلاعات سنگین بزرگسالانه، بلکه از آموزش هدفمند، فرهنگی، علمی و عاطفی میجوشد. در جنگ اخیر، ایران ایستاده است. اما فردای ایران، به ایستادگی کودکانی وابسته است که امروز بفهمند ایران چیست، امنیت چیست، دشمن کیست و وطندوستی چگونه معنا میشود.
۴۷۲۳۲