به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، با ظهور و گسترش فضای مجازی، شاهد افزایش فعالیتهای شبهمعنوی و باطنیگرایانه در قالبهای مختلف هستیم. یکی از این پدیدهها، احیای مجدد علوم خرافی و باطنیگرایی مانند ستارهبینی (آسترولوژی و تنجیم) است که با استفاده از ادبیات انقلابی و میهندوستانه، تلاش میکنند اعتماد عمومی را جلب نمایند.
بنابر روایت حوزه، این موضوع به ویژه در اغتشاشات اخیر از اهمیت بسیاری برخوردار بود. در این زمینه، آقای مهدی نعمتی پژوهشگر معنویتهای نوظهور، به بررسی این جریان انحرافی و خطرات آن پرداخته است که در ادامه حاصل این پژوهش را با شما خوانندگان گرامی به اشتراک میگذاریم.
همزمان با برجستهسازی فعالیتهای شبهمعنوی و باطنیگرا در فضای مجازی، شاهد احیای مجدد علوم خرافی و باطنیگرایی همچون ستارهبینی (آسترولوژی و تنجیم) هستیم.
این جریان در میان طیفهای مختلف عقیدتی، سیاسی و فرهنگی، چهرههای نوظهوری را به صحنه آورده است که با ظاهری مذهبی و بهرهگیری از ادبیات انقلابی و میهندوستانه، تلاش میکنند اعتماد عمومی را جلب نمایند.
این افراد با استفاده از آسترولوژی، مدعی پیشبینیهای «یقینی» در مورد آینده سیاسی، امنیتی و اقتصادی کشور هستند.
در همین مسئله، برخی از افراد فعالیتهای خود را ابتدا با تحلیلگری بازارهای مالی و بورس آغاز کرده، اما به تدریج به سمت ادعاهای معنوی و باطنیگرایانه گرایش می یابند. این افراد در کنار تناقضات و اشتباهات فاحش پیشگوییهایشان به طور مستمر از «امید به آینده» و «تشکیل امپراطوری بزرگ ایران» سخن میگوید، در حالی که، از گفتن احتمال تجزیه کشور نیز ابایی ندارد.
امیدآفرینی و ایجاد هراس، همواره دو مؤلفهی هیجانی پرکاربرد در تکنیکهای این پیشگوهای مجازی بوده است.
۱. پرسش اول: وجه تمایز این پدیدهها با پیشگویان سنتی چیست؟
تفاوت اساسی آسترولوژیستهای امروزی با ستارهبینهای سنتی، در پوشش ایدئولوژیک و ابزار گفتمانی آنهاست.
در گذشته طالعبینها عموماً در حاشیه قرار داشتند، فعالیتهایشان به صورت زیرزمینی و مخفیانه بود و اقبال عمومی محدودی داشتند.
امروزه این افراد در بستر توسعه زیرساختهای ارتباطی اینترنتی و فضای مجازی و با تکیه بر گفتار انقلابی، میهندوستانه و ادبیات حامی مردم، پا به عرصهی کنشگری اجتماعی گذاشتهاند. این پوشش، در وهله اول، سپر دفاعی ظاهراً قدرتمندی در برابر منتقدین ایجاد میکند. اما این سپر، پوشالی و فاقد پشتوانهی عقلانی و دینی است. وقتی فردی با ظاهر ایمانی و انقلابی برای مخاطبین متدین سخن میگوید، سطح انتقادپذیری عمومی به شدت پایین میآید. همچنین، دسترسی سریع و تکرار مداوم محتوای آنان در فضای مجازی، زمانی که با ضعف عقلانیت و شرایط بحرانی جامعه مواجه شود، ضریب نفوذ را به شکل تصاعدی افزایش میدهد.
۲. پرسش دوم: خطرات فرهنگی ناشی از این التقاط (آسترولوژی + پوشش انقلابی) چیست؟
خطرات این جریان معنوی، باطنیگرا و شبهعلمی، در سه سطح اساسی قابل ارزیابی است:
۱) سطحیسازی و ابزاریسازی دین:
مروجان آسترولوژی با پوشش مذهبی، منابع دینی مانند قرآن و روایات را به ابزاری برای توجیه و حقانیتبخشی فعالیتهای خود تبدیل میکنند. این رویکرد، اعتبار مفاهیم و منابع دینی را از بین میبرد.
باور به اینکه سرنوشت ملی میتواند بر اساس موقعیت اجرام آسمانی تعیین یا تغییر یابد، در واقع ایمان به جبر کیهانی را جایگزین توکل فعال و ارادهی جمعی مؤمنانه که مبتنی بر بندگی و سنتهای الهی است، مینماید.
تداوم این روند، منجر به تضعیف عقلانیت دینی و ترویج ایمانی احساسگرایانه و خرافی خواهد شد.
۲) تأسیس مرجعیت فکری باطل:
وقتی فردی با مبانی معرفتی ناقص و غلط، ادعاهای پیشگویی مبتنی بر تنجیم دارد و مخاطبین هزاران نفری را گرد خود جمع کرده است، ناخواسته به یک مرجعیت فکری و رسانهای کاذب تبدیل میشود.
مرجعیتی بر پایهی وهم، خرافه و معارف التقاطی و شبه علمی بنا شده است. این امر باعث میشود که مردم در مسائل مهم ملی و اجتماعی، به جای مراجعه به منابع معتبر علمی، فکری و دینی، به پیشبینیهای مبهم و وهمآلود آسترولوژی توجه کنند.
نگاه امیدوارانه و وعدهی نصرت و فتح در آینده، زمانی ارزشمند است که بر پایهی عقلانیت و سنتهای الهی (استقامت، اخلاص، مقاومت و بصیرت) باشد، نه بر اساس چارتهای نجومی و خرافیگرایانه.
۳. پرسش سوم: چرا این پیشگوییها برای مردم در شرایط بحرانی جذاب است؟
یکی از مهمترین علل روانشناختی، نیاز بنیادین انسان به کنترل و پاسخ در مواجهه با عدم قطعیت است.
برای رهایی از آشوب ذهنی و روانی ناشی از بحرانها، انسان حاضر است به پاسخهای کاذب تن دهد.
آسترولوژیستها بدون هیچ سند و مدرکی، به مخاطبیناش این توهم کنترل را میدهد. این عدم قطعیت و بدنبال پاسخ بودن در بحرانهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی بسیار تشدید میشود و افرادی که ضعف در مبانی معرفتی دارند، بیشتر به این افراد و کانالهای پیشگویی متمایل میشوند.
۴. پرسش چهارم: خطر افرادی که از وجاهت دینی یا سیاسی وارد فضای پیشگویی میشوند چیست؟
این نوع نفوذ، بدترین شکل انحراف معرفتی است. کسی که از اعتبار خود به عنوان یک رجل دینی، سیاسی استفاده میکند تا وارد حوزهای نظیر پیشگویی مبتنی بر تنجیم شود که فاقد صلاحیت علمی و دینی و تجربی است ، فی الواقع در حال آلودهسازی معرفتی مخاطبان خود است.
اعتبار او در جایگاه مشروع (دینی یا سیاسی)، به عنوان جواز ورود و مشروعیتبخشی به یک گفتار خرافی عمل میکند.
جامعه نباید اجازه دهد که جایگاه اجتماعی یا اعتبار علمی، به ابزاری برای ترویج خرافات و تحلیلهای رازورزانه و شبهعلمی تبدیل شود.
در پایان باید گفت: مقابله با این جریان انحرافی مستلزم تقویت بنیانهای معرفتی جامعه است؛ به گونهای که امیدواری و وعدهی نصرت حقیقی در گرو بندگی، عقلانیت، تلاش ، اخلاص و ایمان واقعی به سنتهای الهی معنا پیدا کند، نه در محاسبات کیهانی و زایچههای طالعبینی.
استفاده ابزاری از ادبیات دینی و انقلابی در راستای احیای علوم خفیه و راز ورزانه و باطنی ، تضعیف عقلانیت و تاسیس مرجعیت فکری باطل توسط آسترولوژیستهای مجازی ، از آسیبهای آشکار رشد این جریانها است.