تاریخ انتشار: ۲۴ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۰:۵۷

من نمی‌دانم قطعی اینترنت حقیقتا چه‌مقدار به وضعیت امنیتی ما برمی‌گردد اما این را می‌دانم که بیش از این‌هم بارها و بارها به بهانه امنیت در کار اینترنت اخلال‌ها صورت گرفته. وقتی که حتی از سایه جنگ هم خبری نبود. این را هم خوب می‌دانم که سودِ اصلی در آن قطع و وصل‌ها به جیب فیلترشکن‌فروشان و دلال‌های سیاسی و فرهنگی می‌رفت و بازهم مثل همیشه این مردمِ صبور و همیشه درصحنه بودند که متضرران اصلی این بازی‌های تکراری بودند.

 درضمن بیایید با خودمان روراست باشیم؛ اگر کسی واقعا بخواهد از اینترنت سوءاستفاده کند و با این ابزار به دشمنان مملکتمان مدد برساند حاضر است به هر قیمتی شده از بازار فیلترشکن تهیه کند. تخم فیلترشکن را که ملخ نخورده. برای برانداز و مزدوران رسمی و غیررسمی آمریکا و اسرائیل هم که این پول‌ها رقمی نیست. برای آن عده از مردم که پولشان از پارو بالا می‌رود و برای تفریحات سالم و ناسالمشان میلیارد میلیارد هزینه می‌کنند هم همین‌طور. پس طبق معمول متضرران این بگیر و ببندها و شل‌کن سفت‌کن‌ها مردم کوچه و بازارند. آن‌هایی که با همت خودشان کسب و کاری کوچک در همین فضای مجازی راه انداخته‌اند. آن‌هایی که تنها سرگرمی ارزان قیمتشان همین ول گشتن در فضای مجازی است. آن‌هایی که اتفاقا اگر پای دفاع از وطن درکار باشد بیش از هرکس دیگری حاضرند بی‌هیچ منتی جان و مالشان را فدای این آب و خاک کنند.

بر این گروه کثیر که این‌روزها بیش از هروقت دیگری باید قدر و قیمتشان را دانست بیفزایید نخبگان و دانشگاهیان و هنرمندان و اهل فرهنگ را. ناسپاسی و فرومایگی معدودی سلبریتی بی‌رگ و ریشه را به حساب همه آدم‌حسابی‌ها ننویسید. دیده‌ام گلایه می‌کنند که چرا فلان هنرمند و یا استاد دانشگاه سخنی در دفاع از ایران و یا انزجار از آمریکا و اسرائیل بر زبان نمی‌آورد؟ گلایه حقی است اما چرا از خودشان نمی‌پرسند این سخنان را درکجا باید منتشر کنند؟ خیلی‌ از آن‌ها به صدا و سیما راه ندارند. خیلی‌هایشان اصلا دوست ندارند از تریبون صدا و سیما صدایشان را به گوش کسی برسانند. مابقی تریبون‌ها هم به اندازه کافی به اغراض سیاسی آلوده‌اند. می‌ماند صفحات شخصی. که آن‌هم فیلتر است. چه باید کنند؟ وقتی به‌آن‌ها و مردم تا این‌اندازه بی‌اعتمادید توقع دارید چگونه صدایشان را به گوش من و شما برسانند؟ فضای مجازی حکمِ سیل را دارد. وقتی به راه می‌افتد خس و خاشاک را هم با خودش می‌آورد. آن‌هایی که عقل دارند نه از سیل فرار می‌کنند و نه متوهمانه در فکر نابودی سیل می‌افتند. بلکه سیل را مهار می‌کنند. مهار کردن سیل اگرچه کار دشواری است اما برکات فراوانی درپی دارد و همان خس و خاشاک را هم به نعمت بدل می‌کند.

ما تا مهارکردن اینترنت راه درازی درپیش داریم اما تا آن‌موقع، تنها چاره مقابله با خس و خاشاکِ اینترنت، بستن آن نیست. جنگ به اندازه کافی روح و روانِ مردمان را می‌آزارد. با بستن اینترنت این آزردگی را بیشتر نکنید. از هیاهوی بسیار برای هیچِ مشتی سلطنت طلب و مزدور داخلی و خارجی هم نهراسید. این مردم خوب بلدند از خجالت وطن‌فروشان بیرون بیایند. اصلا بگذارید فضا باز باشد تا وزن و اندازه حقیقی آن‌ها هم معلوم شود. بالاخره جنگ است. به تعبیر مولا: ولَتُغَربَلُن غَربَلَه. محک تجربه به میان آمده‌است و در این وانفسا نمی‌توان سگان را رها کرد و سنگ راهم بست و آن‌وقت توقع داشت مدافعان این سرزمین زخم‌خورده که از تاریخ هم قدیمی‌تر است با دست خالی به جنگ دشمنان تا دندان مسلح بروند. مدافعان جان برکفی که در عالم واقع توانسته‌اند به پهلوانان اسطوره‌ای این سرزمین جانی دوباره ببخشند در میدان واقعیت دینشان را به این آب و خاک ادا کرده‌اند، بی‌انصافی است که این فرصت از خواهران و برادران آنان دریغ شود تا دستِ کم در میدان مجازی نتوانند بر دست و دل و دیده آنان بوسه زنند.

این چیزی که امروز در فضای مجازی وجود دارد چهره بی‌نقاب جامعه ایرانی نیست. وضعیت را به قبل برگردانید تا خودمان را فریب ندهیم. تا بدانیم چند چندیم. تا اگر قصوری هم هست در رفع آن بکوشید وگرنه با ممنوعیت و فیلتر هیچ چیزی از بین نمی‌رود و فقط پرده‌ای بر سر صد عیب نهان و آشکار کشیده می‌شود. گمان نمی‌کنم کسی در دلسوزی و صداقت سید ستار هاشمی وزیر نجیب و سختکوش وزارت ارتباطات شک داشته باشد. ندیده‌ام حتی مخالفانش از او به تندی و بدی یاد کنند. به او و همکارانش اعتماد کنید و فضا را برای مشارکت عمومی مردم در دفاع از ایران و رونق گرفتن کسب و کار و ترویج روحیه حماسی و حال خوش فراهم کنید. باور کنید این به نفع همه ماست و بیش از همه به ضرر دشمنان قسم خورده این سرزمین.