تیتر سه وبلاگها
-
سگهایِ هلالاحمر پست اند یا دوقطبیسازان؟
بارها گفتهام و نوشتهام که مشکل اصلی صدا و سیما سیاسی نیست و هنوز هم بر این عقیدهام. نه اینکه هیچ ربطی به سیاست نداشته باشد. اتفاقا از یک منظر این صدا و سیمایِ فاجعه محصول سیاسی دیدن همۀ امور است و نشانهای از غلبۀ تام و تمام ایدئولوژی و تک ساحتی شدن همۀ شئون فردی و جمعی ما. اما میخواهم بگویم این گروهی که امروزه در صدا و سیما یکهتازی میکنند پیادهتر از این حرفهایند.
-
چرا قاسمیان حکم اعدام روحانی و ظریف را صادر کرد؟
ظاهرا فیلمی که درآن شیخ قاسمیان حکم به اعدام ظریف و روحانی میدهد مال سه هفته پیش است اما در این یکی دو روزه حسابی سر و صدا کردهاست و دست به دست میچرخد. این نخستینبار نیست که این شیخ تصمیم گرفتهاست مملکت را بههم بریزد. تاحالا که موفق بوده. نه در همه موارد اما در یکی دو مورد تیرش درست به هدف خورده. از جمله در ماجرای عربستان. آنهم در زمانی که اصلا نیازی به آن بلواها نبود. او خوب میداند چه وقتی باید وارد صحنه شود. درست وقتی که مملکت بیش از هروقت دیگری احتیاج به همدلی و اتحاد و همبستگی دارد سر و کلهاش پیدا میشود تا زحمات همه دلسوزان این آب و خاک را بر باد دهد.
-
دشمنی با قالیباف یا خدمت به نتانیاهو
اینکه رسایی و ثابتی و نظائر اینها بیانیۀ حمایت از تیم مذاکرهکننده و قالیباف را امضاء نکردند شاید در یک شرایط عادی میتوانست قابل تحسین هم باشد. شاید آنوقت میتوانستیم بگوییم اینها اهل رنگ و ریا نیستند و حاضر نیستند برای خوشآمد و بدآمد دیگران رای و نظرشان را تغییر بدهند.
-
قالیباف ما و قالیباف تندروها
این بندهٔ کمترین تندترین یادداشتهای سیاسیام را درباره قالیباف نوشتهام. امروز اما از او و مواضعش دفاع میکنم. تندروها و خودارزشیپندارها که معمولا درکی سطحی و تکساحتی از همهٔ امور عالم دارند به این یادداشتهای اخیر که میرسند گویی کشفی بزرگ کرده باشند با هیجان و خودعقلکلپنداری مینویسند: «ای فلان فلان شدهها! شما همانهایی بودید که به قالیباف بدوبیراه میگفتید و حالا که او در مقام مذاکرهکننده قرار گرفتهاست از او دفاع میکنید. شما مشتی وادادهٔ غربزدهاید که با شنیدن کلمهٔ مذاکره آب از لب و لوچهتان سرازیر میشود و ...الخ». این یادداشت پاسخی است به افاضاتی از این دست. نکاتی شاید بدیهی که متاسفانه برای بعضیها تکرارش بسیار لازم است و ضروری.
-
تندروها و سلطنتطلبها چرا ناراحتند
در بین مصاحبهها و مستندسازیهای اینروزهایِ بیمزهٔ شمقدری گاهی نکات جالبی یافت میشود. نکاتی که خوب نشان میدهد قصد و غرض حقیقی تندروها از پنهان شدن در پسِ شعارهای انقلابی چیست. درست در شبی که تیمِمذاکرهکننده داشت در اسلام آباد با حرملهترین و زیادهخواهترین موجودات عالم بر سر منافع این آب و خاک چانه میزد تا بلکه اندک منفعتی نصیب مردم ایران شود، شمقدری رفت سراغِ یکی از همین دخترانی که در مواقع عادی مصداق تهاجمِفرهنگی و بیبندوباریاند و در مواقع ضروری میشوند شیرانِمدافعِایرانزمین؛ تا از قول او بگوید: «برای اولین بار دو طیف از این مذاکرات ناراحتند، یکی سلطنتطلبها و دیگر نیروهایِ انقلابی».
-
فیلترینگ و سگهای مجازی
من نمیدانم قطعی اینترنت حقیقتا چهمقدار به وضعیت امنیتی ما برمیگردد اما این را میدانم که بیش از اینهم بارها و بارها به بهانه امنیت در کار اینترنت اخلالها صورت گرفته. وقتی که حتی از سایه جنگ هم خبری نبود. این را هم خوب میدانم که سودِ اصلی در آن قطع و وصلها به جیب فیلترشکنفروشان و دلالهای سیاسی و فرهنگی میرفت و بازهم مثل همیشه این مردمِ صبور و همیشه درصحنه بودند که متضرران اصلی این بازیهای تکراری بودند.
-
مختصری درباره سعیدحدادیان و نسبتش با «ادب»
به گمانم سیزده چهارده سال پیش بود که برای اولین بار و آخرین بار سعید حدادیان را دیدم. در کافهخبر. ملاقات کوتاهی بود. در همان ملاقات کوتاه چیزهایی گفت و در مقابل چیزهایی شنید که نقلش در این جا ممکن نیست. مقصر او بود که هتاکانه سخن میگفت و لاتبازی درمیآورد وگرنه من به حکم میهمان بودنش در خبرآنلاین وظیفه خودم میدانستم حرمتش را رعایت کنم. آخرین جملهای که او را سخت برآشفت از خاطر نمیبرم. بعد از رد و بدل چند مکالمه آتشین برای اینکه فضای جلسه را عوض کند به محمد اسدزاده گفت: حالا میخوای راجع به چی مصاحبه کنیم؟ اسدزاده هم در کمال رندی و خونسردی گفت: درباره «ادب».
-
چرا صهیونیستها اینقدر مهربانند
مگه اسرائیلیها و آمریکاییها مسکونی رو هم میزنن؟ این جمله احمقانه را از چند نفر شنیده باشم خوب است؟ آنهم نه از آدمهایی پرت و بیربط. از آدمهایی که خیر سرشان درس خواندهاند. سرشان توی حساب و کتاب است و دست کم ظاهرشان به آدمحسابیها شباهت دارد. البته از آدمهای پرت و بیربط هم شنیدهام اما از آنها انتظاری نمیرود. آدمهای پرت و بیربط یا مسخشدگانِ «من و تو» و «ایران اینترنشنال» اند و یا پیرو شعارِ «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو».
-
علی لاریجانی؛ آمیزهای از خرد و شجاعت
در میان جانهای تابناکی که در جنگ نابرابر با آمریکا و اسرائیل به شهادت رسیدند خبرِ شهادتِ دو تن، بیش از دیگران جگرم را سوزاند. یکی سرلشگر باقری و دیگری علی لاریجانی.
-
بیضایی و نسلی که هم قدر دید و هم زجر
نسلی که بهرام بیضایی از آن آمد حالاحالاها رقیب ندارد. چهقدر در اینسالها با دیدن فیلم جوانها، بعضیها ذوق زده شدند و گفتند و نوشتند: دوران موجنوییها بهسرآمده است و حالا نوبت درخشیدن نسلی تازه نفس فرا رسیده. اما دیدند و دیدیم هنوز که هنوز است ناخدا خورشید و رگبار و سوتهدلان و دایرهمینا و گوزنها رقیب ندارند.
-
از آرمانهای عمّه ممدانی تا ظهور پینوشه
ای کاش مناسبات جهان همین قدر ساده بود که فواد ایزدی و مرندی و رحیمپورازغدی و حسنِ عباسی تصور میکنند. این را جدی میگویم. فرض را هم کاملا بر این میگذارم که این بندگان خدا کاملا نیت خیر دارند و حقیقتا دلشان میخواهد آرمانهایِ عمّة ممدانی در نیویورک بر لابیهای صهیونیستی غلبه پیدا کند و اروپاییهای نابکار در زمستان سیاهی که از راه میرسد یخ بزنند و نظام سلطه در عرض چند ماه آینده از هم بپاشد و در نهایت کاخ سفید به حسینیه تبدیل شود.
-
آقای ظریف، تنهایی تقدیر شماست
تعارف را کنار بگذاریم؛ مشکل همینجاست. هم ما و هم ظریف باید قبول کنیم رسانهای که درست وسط جنگ ظریف در «دوحه» برنامهای در ستایش رفیق لاوروف میسازد و برای خوشامد تنگچشمان خاور دور، سیاستمدار نامدار کشورش را به انواع تهمتها مینوازد، هرچه باشد دوست نام نمیتواند گرفت.
-
رحیمپورازغدی از دیدار با کامیلوگوارا تا بمبگذاری در پایتخت
رحیمپورِازغدی مدتهاست هرچه میگوید دستمایهای میشود برای رسانهها تا مدتی سرگرم شوند و اسبابِ انبساطِ خاطرِ مخاطبان را با بررسی صحت و سقم دعاوی او فراهم آورند. خدا خیرش دهاد که در روزگار دلار صد و بیست-سی هزار تومانی دستِکم این میزان فایده را برای این مردمِ خسته و بیپناه دارد. این بار هم ماجرای پیادهروی فرزندان نلسونماندلا و ارنستوچهگوارا در پیادهروی اربعین این بهانه را دست دوستان رسانهای داد تا سربهسر حضرت ایشان بگذارند.
-
از خداداد عزیزی تا برگزیدگانِ چهاردرصدی
خداداد عزیزی صریح و بیپرده روی آنتن زنده رسانهای که روزی قرار بود دانشگاه باشد الفاظ زشت و رکیک به کار میبرد و بعد هم در توجیه دسته گلی که به آب داده سینه سپر میکند و به شجاعتش فخر میفروشد و دیگرانی را که حاضر نیستند به او اقتدا کنند مشتی ترسوی ریاکار میخواند و میگوید: من ترسو نیستم!
-
اینترنت بدون فیلتر برای چه کسانی حرام است؟
لو رفتن اسامی کسانی که از فیلترشکنهای اهدایی نظام جمهوری اسلامی استفاده میکنند واکنشهای جالبی را برانگیخته. همهجور آدمی در این لیست پیدا میشود. از اپوزسیونِ رادیکالی که صبح تا شب مشغول بد و بیراه گفتن به نظام اند تا آدمهای بیربطی که اصلا معلوم نیست چرا باید مشمول چنین الطافی از سوی نهادهای ذیربط شوند. این وسط بامزهتر از همه موجوداتیاند که فیلترشکن رایگان و مرحمتی استفاده میکنند تا از فیلتر کردن پلتفرمهای مختلف دفاع کنند، از جمله از فیلتر کردن همان پلتفرمی که در آن مشغول به فعالیتند.
-
باستانگرایی تقلبیِ تانکِ انقلاب
گفته بودم «باستانگرایی تقلبی» و گمان نمیکردم این پسوندی که دنبال باستانگرایی آمدهاست نیازی به توضیح و تفصیل داشته باشد. هنوز هم فکر میکنم نیازی نیست و به قول علما: تصورش موجب تصدیق است. شما همینکه قیافه مدعیان این باستانگرایی را جلوی چشم بیاورید تقلبی بودن دعویشان اثبات میشود. به همین سادگی. اما صرفا برای خالی نبودن عریضه و اینکه گزکی دست بهانهجویان نداده باشم چند خطی درباره این که چرا باستانگرایی حضرات باسمهای است مینویسم.
-
آقایان صداوسیما؛ ما نه «آغل»پنداریم ، نه «اسکل نظام مقدس»
نترسید. خطبایی که هر هفته اول تا آخر دولتهای غیرهمسو را برای کنسرتهای شهرام ناظری و علیرضا قربانی و وحید تاج جلوی چشمشان میآوردند چشم هایشان را بستهاند. در شهر کسی نیست. تازه باشد. مهم نیست. مهم این است که شهردار از خودتان است. شما هرچه کنید عین صواب است و دیگران هرچه کنند، عین گناه کبیره.
-
باستان گرایی یا مقدمات ورود شاهزاده
باز گلی به جمال اعلیحضرت که باستانگراییاش جلال و جبروتی داشت. دستِ کم در جشنهای دوهزار و پانصدساله اجرای موسیقی ایرانی برعهده ممتازترین نوازندگان و خوانندگان بود و از موسیقی فرنگی هم نمایندگانی حضور داشتند که شان و منزلت هنریشان بر همه اهل فن آشکار. مهمتر از آن اینکه، خاندانِ پهلوی برای باستانگراییِ موردنظرشان برنامه داشتند. پشتِ آن تبلیغات و به رُخ کشیدنها یک سیاستِ مدون و سیستماتیک وجود داشت.
-
از فقه نفت تا گسترش تشیع در ژاپن
بازار افشاگریهای اهل سیاست حسابی گرم است. این یکی آن یکی را به فساد مالی متهم میکند و آن یکی این یکی را به جاسوسی برای سیا و موساد. هیچ نهاد و موسسه و قوه و وزارتی هم ظاهرا نیست تا به صحت و سقم این دعاوی رسیدگی کند. در نبودِ قانون، حتی بزرگتری و ریش سفیدی هم یافت نمیشود بلکه با توپ و تشری به این همه پردهدری خاتمه دهد. ملت هم که طبق معمول هیچکارهاند هاج و واج ماندهاند که این چه بوالعجبی است.
-
داف و ناف را چه کسی به خیابان آورد
رحیمپورازغدی درست میگوید: در خیابان هم داف پیدا میشود هم ناف. اما طبق معمول نیمی از راست را میگوید و نیم دیگرش را یا نمیگوید و یا راست نمیگوید. در خیابان هم داف پیدا میشود هم ناف اما برخلاف آنچه رحیمپورازغدی و دوستانش میگویند این وضعیت هیچ ربطی به مخالفان گشتارشاد ندارد. و از قضا چون نیک بنگری، وضع موجود حاصل سیاستگذاریهای همین طلبکاران است.
-
موشک مهمتر است یا مردم
از میان همه دوقطبیهایی که در این سالها ساخته و پرداخته شدهاند مضحکترینشان دوقطبی موشک و مردم است. موشک مهمتر است یا مردم؟ عجیب این که کسانی وارد این بازی مضحک میشوند و به آن پاسخ میدهند که به ظاهر دوزار عقل دارند. کسانی که اغلب مدعی فهم سیاسی اند و میخواهند در زمانه ای که همه چشماندازها به حیرت ختم میشود چراغ راه من و شما باشند.
-
سقوط بیژن عبدالکریمی در چالهرز سیاستزدگی
یکی دو سه باری از بیژن عبدالکریمی دفاع کرده ام. به ویژه سر ماجرای اخراجش از دانشگاه. یکی دو سه باری هم وقتی از دستم برمیآمد و تریبونی در اختیارم بود تبلیغ آثارش را کردهام. آثاری که فکر میکردم قابل توجهند و کمتر کسی به آنها اعتنایی میکند. بابت این کارها نه منتی بر عبدالکریمی دارم و نه از کرده خود پشیمانم. هنوز هم فکر میکنم آن عبدالکریمی که من مدافعش بودم و سعی میکردم در حد فهم و وسع خودم بعضی از کارهایش را به دیگران معرفی کنم ارزشش را داشت.
-
" اسلام سگ پاچهگیر میخواهد"
چندروزی است با خودم کلنجار میروم که این مطلب را بنویسم یا نه؟ اگر میتوانستم یک جورهایی با خودم کنار بیایم نمینوشتم. با خودم گفتم: این اتفاق هم مثل بقیه اتفاقات. الحمدلله مدتهاست کسی تلویزیون نمی بیند. تو هم که این برنامه را از سر اتفاق در منزل دوستت دیدهای، شتر دیدی ندیدی. چندروزی هم صبر کردم. دیدم این رسوایی به فضای مجازی راه پیدا نکرده. گفتم حالا که کسی خبردار نشده نوشتن من درباره این موضوع یک جورهایی شاید اشاعه وهنِ اعتقادات کثیری از مردم دنیا باشد.
-
روحانی و ظریف را محاکمه کنید
دوستی دارم که به سیاست علاقهمند است اما سیاستورزِ حرفهای نیست. میگفت: «هر وقت به کانالها و سایتهای خبری-تحلیلی دوستان مدعی ارزشمداری سر میزنم گمان میکنم همه مصیبتهای این مملکت زیر سر سه چهار نفر بیشتر نیست. سه چهار نفر که عامدانه به این کشور خیانت کردهاند و همچنان مشغول خیانت به کشورند. فقط ماندهام حالا که این قدر خیانت این بندگان خدا آشکار است چرا کسی به کارنامه سیاه آنان رسیدگی نمیکند؟».
-
تفاوت بابک زنجانی و غلامحسین کرباسچی در چیست؟
من درباره بابک زنجانی هیچ چیزی نمیدانم. یعنی نمیدانم ایشان حقیقتا بسیجی اقتصادی است که با هوش و توانمندیهای خدادادی اش توانسته در راه توسعه و پیشرفت این سرزمین گامهای بزرگی بردارد و یا اَبَرکلاهبرداری است که کلاه از سردولت و ملت و چرخ و فلک ربوده و به ثروتی در حد قارون و شداد دست یافته. این تصویر متناقض و عجیب و غریب، بی تعارف، حاصل عملکرد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی است. و البته در کنار آن، سیاستمداران و یا سیاست زدگانی که هیچ اعتنایی به خدا و خلق خدا ندارند و برای حفظ شاًن و موقعیت خود دست به هرکاری می زنند.
-
اگر پزشکیان نبود...
گفت و گوی سه تن از فعالان رسانه ای، آقایان ابطحی و معزی و گنجی با رئیس جمهور، تا به امروز متفاوت ترین و قابل تحمل ترین گفت و گویی بود که تاریخ رسانه ای ایران به یاد دارد. این که آن قدر گلایه ها و انتقادها بسیار است که شاید برای چنین گفت و گوهایی دیر شده باشد سخن دیگری است اما انصاف این است که برای نخستین بار چنین گفت و گوی بی تکلفی را با یک مقام سیاسی شاهد بوده ایم. امیدوارم به زودی گفت و گوهایی به شدت صریح تر از این حرف ها با همه مسئولین رده بالای کشور صورت بگیرد تا پاسخگو بودن از حالت شعار و تعارف بیرون بیاید و به معنای حقیقی کلمه محقق شود. ایدون باد!
-
خولی و حرمله در صدا و سیما چه می کنند
حرف تازه ای نیست. بارها و بارها نوشته اند و نوشته ام. این شبیه سازی های صدراسلامی فقط و فقط ریشه در یک چیز دارد و آن هم خودحق پنداری و دیگرباطل انگاری است. ما و دار و دسته ما هرکه و هرچه باشند در سپاه اتقیا تعریف می شوند و طرف مقابل هرکه و هرچه باشد جزو لشگر اشقیا محسوب می شوند. اصل و اساس این نگاه غلط اندر غلط است. نه ما در صدر اسلام زندگی می کنیم و نه جمهوری اسلامی آیینه تمام نمای حکومت معصومین است. نه از آسمان وحی نازل می شود و نه حجتی قاطع برای تشخیص درست از نادرست وجود دارد.
-
استاندار مازندران و حامیان گشت ارشاد
فقط هفت هشت ثانیه از یک سخنرانی تقطیع شده استاندار مازندران کافی بود تا زمره عبوس زهد که مدت ها بود بهانه ای برای رگ کردن کلفت کردن و کف بر لب آوردن و عربده کشیدن نیافته بودند بعد از مدت ها به میدان بیایند و عرض وجود کنند. از لات های کوچه خلوت که هنری جز تهمت زدن و دروغ بستن و لاف زدن ندارند در تمام مدت جنگ دوازده روزه که استاندار مازندران شب و روزش را یکی کرده بود تا از میلیون ها مسافر جنگ زده به بهترین شکل پذیرایی کند، هیچ خبری نبود.
-
صراحت کلام پسندیده پزشکیان
بله، فرمود: گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند جرمش آن بود که اسرار هویدا می کرد در سرزمینی که بزرگ ترین هنرمندانش آنانی اند که از صراحت گریخته اند و به تلویح و تلمیح و اشاره سخن گفته اند صراحت امر ناپسندی است. این جا سرزمین شعر است و موفق ترین شاعران کسانی اند که سخن را چندان چندپهلو و مبهم و استعاری تدارک ببینند که هرکسی از ظن خود یار ایشان شود و در آیینه کلام ایشان سیمای خویش را به تماشا بنشیند.
-
آقای پزشکیان، شما دیگر چرا ؟
می دانید درهمین یکی دو روزه چه قدر زخم زبان شنیدیم از کسانی که در زمان انتخابات مارا از رای دادن به شما منع می کردند؟ ما خوب می دانستیم رئیس جمهور در این سرزمین با چه موانعی روبروست و قرار نیست همه مشکلات از طریق او حل شود، اما فکر می کردیم می توان روی بعضی از خصوصیات شخصی شما حساب باز کرد. درست هم فکر می کردیم.