در واپسین روز جنگ و در آستانه اعلام آتش‌بس، صدای چند انفجار کوچه بن‌بستی در حوالی خیابان طالقانی تهران را لرزاند و بخش‌های قابل توجهی از کنیسه «رفیع‌نیا» (مشهور به کنیسه خراسانی‌ها) در خیابان بزرگمهر را تخریب کرد. در پی این اتفاق به منزل آخرین بازمانده خانواده زرین‌کوب؛ عظیم زرین‌کوب (برادر کوچک‌تر زنده‌یاد عبدالحسین زرین‌کوب، ادیب و پژوهشگر نام‌آشنا) نیز آسیب‌های قابل توجهی وارد آمد. 

به گزارش خبرآنلاین براساس گزارش ایسنا، هفته گذشته در بحبوحه جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران و پیش از اعلام آتش‌بس دو هفته‌ای (بامداد سه‌شنبه ۱۸ فروردین)، اتفاقی تلخ رخ داد؛ حوالی کنیسه‌ای در محله طالقانی تهران با چند انفجار تخریب شد و در پی آن به منزل آخرین بازمانده خانواده زرین‌کوب؛ عظیم زرین‌کوب (برادر کوچک‌تر زنده‌یاد عبدالحسین زرین‌کوب، ادیب و پژوهشگر نام‌آشنا) نیز آسیب‌های قابل توجهی وارد آمد. 

با این حال زرین‌کوب از این که کتاب‌هایش در پی این اتفاق آسیب ندیده‌اند خوشحال است و دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۵ در حضور احمد مسجدجامعی، قائم‌مقام رئیس مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی و وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی و خبرنگاران، ماجرا را این‌گونه شرح می‌دهد: «پس از انفجار ما را به چادر هلال احمر بردند و واقعاً رسیدگی کردند. به همه اطرافیان توجه داشتند، چای و شیرینی دادند. همسایه‌ای پتوی بسیار گرمی آورد و روی من انداخت. حدود دو، سه ساعتی آن‌جا بودیم تا این که گفتند دیگر اجازه ندارید به خانه برگردید و باید منتظر بمانید تا خبر بدهند. گفتند می‌آیند بررسی می‌کنند.»

زرین‌کوب می‌گوید: «هلال احمری‌ها واقعاً لطف کردند؛ بدنم ضعیف است و فشار خونم هم بالاست. حتماً از قول من از آن‌ها تشکر کنید.» 

او در ادامه درباره کتاب‌هایش هم توضیح می‌دهد: «حدود ۵۸۰۰ جلد کتاب و مقداری هم آرشیو موسیقی ایران داشتم. البته بخشی از آن را به یک مؤسسه هنری به نام بتهوون سپردم؛ حدود ۲۰۰۰ کاست به آن‌ها دادم، چون دیگر دستگاهی برای استفاده از آن‌ها پیدا نمی‌شود. با این حال، هنوز خوشحالم که آسیبی به کتابخانه و کتاب‌ها وارد نشده است.»

عظیم زرین‌کوب ادامه می‌دهد: «چند سال پیش هم خانه‌ام مورد سرقت قرار گرفت و از کتابخانه‌ام دزدی شد. آن‌قدر ناراحت شدم که کارم به بیمارستان کشید. از آن زمان به بعد، پولی در کتابخانه می‌گذارم تا اگر دزدی آمد، همان را بردارد و به کتاب‌ها کاری نداشته باشد. به هر حال، آن دزد هم اضطراب دارد، بیچاره می‌آید چیزی ببرد و برود.» 

زرین‌کوب در ادامه با اشاره به مسیر زندگی و دلبستگی عمیقش به موسیقی، چنین روایت می‌کند: «من در آغاز راه موسیقی خواندم و بعد به دانشکده الهیات رفتم اما دیدم آن‌چه حقیقتاً با جانم پیوند دارد، همان موسیقی است. به تعبیر استاد بزرگ، احمد عبادی (فرزند میرزاعبدالله) که خود از تبار خاندان بنیان‌گذاران دستگاه‌ها و ردیف‌های موسیقی ایرانی، یعنی میرزاعبدالله و آقاحسینقلی و فرزندش علی‌اکبر شهنازی است، موسیقی را «صدای خدا» می‌دانستند. من هم به همین باور رسیده‌ام و هر شب تا حوالی ساعت دو، هم مطالعه می‌کنم و هم به این صدای خدا گوش می‌سپارم؛ نوایی که از دل همین گنجینه موسیقی برمی‌خیزد و با جان انسان سخن می‌گوید.» 

همسر زرین‌کوب نیز در روایت خود از لحظه حادثه و پیامدهای آن، چنین می‌گوید: «در خواب بودیم که با صدایی ناهنجار از جا پریدیم و همان لحظه برق هم قطع شد. می‌خواستیم از اتاق بیرون بیاییم اما در باز نمی‌شد. بالاخره با زحمت زیاد بازش کردیم و به سختی خودمان را به بیرون رساندیم اما وقتی خواستیم از درِ ورودی خارج شویم، آن هم باز نمی‌شد. ناچار از پنجره فریاد زدیم تا کمک برسد، آمدند و با لگد در را باز کردند و توانستیم خارج شویم.»

او روایتش اینطور ادامه می‌دهد: «با آن ترس و اضطراب، حتی فرصت نکردیم لباس مناسبی بپوشیم. هر لحظه احتمال می‌دادیم دوباره حمله‌ای صورت بگیرد یا ساختمان فرو بریزد. همان‌جا نشستیم و همسایه‌ها لطف کردند پتو آوردند. بعد نیروهای هلال احمر ازجمله با برپایی چادر کمک بزرگی به ما کردند. بچه‌های هلال احمر بسیار خوب و دلسوز بودند. در نهایت، ناچار شدیم سربار خانواده‌ها شویم.» 

او همچنین درباره حس و حال خود پس از این اتفاق می‌گوید: «با این حال، از نظر روحی حالم بد نیست. اما در این سن‌وسال، با دو جراحی که پشت سر گذاشته‌ام و یک عمل دیگر که در پیش دارم، جابه‌جایی و ترک خانه بسیار دشوار است. می‌دانید، آرامش آدم در خانه خودش معنا دارد اما این شرایط، خاک و گردوغبار و سروصدا، کار را سخت کرده است. با همه این‌ها، تنها آرزوی ما این است که صلح در سراسر جهان برقرار شود. برای برآورد خسارت هم آمدند. دو، سه روز پیش آمدند و گفتند نیاز به بررسی‌هایی هست اما به هر حال رسیدگی می‌کنند. گفتند امکان اسکان در هتل وجود ندارد، چون خسارت جزئی است و اسکان موقت فقط برای کسانی است که خانه‌هایشان آسیب جدی دیده است.» در پایان این دیدار، احمد مسجدجامعی با اهالی خانه زرین‌کوب گپ زد و از احوال کتاب‌ها با خبر شد. او قول داد به زودی همراه با خبرنگاران به این محل بازگردد تا اهالی خانه سرعت ساخت‌وساز را ببینند.

در حملات هوایی بامداد سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ به تهران، کنیسه «رفیع‌نیا» در خیابان بزرگمهر هدف قرار گرفت و بخش‌های زیادی از آن تخریب شد. این کنیسه به نام «رفیع‌نیا» در نزدیکی خیابان طالقانی قرار دارد. بعد از این اتفاق، همایون سامه‌یح، نماینده کلیمیان در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرگزاری صداوسیما با انتقاد شدید از اسرائیل، کنیسه‌ای را که به آن حمله شد «قدیمی» و «مقدس» توصیف کرد و از تخریب کامل آن و باقی‌ماندن «طومارهای تورات» زیر آوار خبر داد.

براساس گزارش ایرنا، سیداحمد علوی رئیس کمیته گردشگری و میراث فرهنگی شورای شهر تهران روز شنبه ۲۲ فروردین خبر داد که ساختمان کنیسه رفیع‌نیا دچار آسیب‌های جبران‌ناپذیر و به طور کامل تخریب شده است. علوی همچنین توضیح داد: «این بنا که به کنیسه خراسانی‌ها مشهور بود و یکی از مراکز مذهبی و اجتماعی جامعه یهودیان مشهدی‌تبار ساکن تهران به شمار می‌آمد علاوه بر کارکرد آیینی، به عنوان یکی از دو قطب اصلی تجمع و فعالیت‌های فرهنگی کلیمیان خراسانی (در کنار تالار انجمن خیابان زرتشت) شناخته می‌شد.» او درباره پسون این کنیسه هم گفت: «این کنیسه در زمره مراکز تحت پوشش انجمن خراسانی‌ها قرار داشته و نام آن از خانواده «رفیع‌نیا»، از بانیان و فعالان جامعه یهودیان مشهد، انتخاب شده بود.» 

۲۴۲۲۴۳

منبع: ایسنا