به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در این روزهای تلخ و سنگینی که تقویم تاریخ معاصر ایران زیر بار فقدان جانسوز و شهادت رهبر انقلاب اسلامی با اندوهی عمیق ورق میخورد، بغضی تاریخی گلوی جامعه را میفشارد. شهادت ایشان، تنها از دست دادن یک رهبر سیاسی یا یک سکاندار اجرایی نبود؛ بلکه فقدان یک حکیم، یک متفکر جامعالاطراف و یک نظریهپرداز تمدنساز بود که هندسه معرفتی و هویتی انقلاب اسلامی را در میانه طوفان سهمگین تهاجمات فکری جهان معاصر پاسداری میکرد.
بنابر روایت ایکنا، اکنون که دست جامعه از حضور فیزیکی، رهنمودهای مستقیم و کلام گرم این رهبر فرزانه کوتاه شده است، رسالتی بسیار سنگینتر از همیشه بر دوش رسانه احساس میشود؛ رسالت بازخوانی دقیق میراث فکری ایشان، تا مبادا این گوهر ناب در غبار گذر زمان دچار تحریف یا فراموشی شود، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در همین راستا و با هدف واکاوی و بررسی این منظومه فکری، ایکنا در سلسله گزارشهایی به بازخوانی اندیشههای این رهبر شهید میپردازد. آنچه در ادامه میخوانید، روایتی تحلیلی و مستند از دیدگاههای رهبر شهید درباره نهاد حیاتی و بنیادین «وحدت ملی» است؛ روایتی که در آن، جایجای متن با کلمات، ادبیات اختصاصی و بیانات مستقیم ایشان، همچون ستارگانی راهنما، چراغانی شده است تا صدای رسای ایشان در متن تاریخ زنده بماند.
در مسائل اساسی کشور، پای منافع ملت در میان است
اولین گام در فهم ساختاریافته دیدگاه رهبر شهید درباره همبستگی، درک معنای دقیق، کاربردی و واقعبینانه وحدت در اندیشه ایشان است. ایشان پیش و بیش از آنکه این مقوله را به معنای یکسانسازی عقاید، حذف تفاوتها یا ادغام اجباری اندیشهها تقلیل دهند، آن را همگرایی و همافزایی در مسائل کلان و حیاتی تعریف میکنند. در نگاه ایشان، مسائلی وجود دارند که فراتر از رقابتها و گفتمانهای رایج، مستقیماً با «بقای» جامعه ارتباط دارند. رهبر شهید این گزاره را اینگونه تبیین میکنند: «وحدت یعنی چه؟ یعنی در مسائل اساسی کشور، آنجایی که پای منافع ملت در میان است، اختلافات مذهبی، سیاسی، گروهی، قومی باید به کنار گذاشته بشود، همه باید در کنار هم باشند؛ اقوام و مذاهب مختلف در کنار هم؛ آنجایی که یک جهتگیری مشخصی هست، این وحدت مهم است».
این تعریف عملیاتی از وحدت، نشان میدهد که رهبر شهید به دنبال ایجاد یک جامعه تکصدایی منفعل نیستند و همصدایی در «نقاط عطف» و «منافع ملی» را مدنظر دارند. ایشان در جای دیگری با تأکید بر همین معنا میفرمایند: «دشمن دو نقطه اساسی را هدف گرفته: یکی وحدت ملی، یکی امنیت ملی. وحدت ملی مهم است؛ نگذارید وحدت را به هم بزنند… در مسائل اساسی کشور، آنجایی که پای منافع ملت در میان است، اختلافات مذهبی، اختلافات سیاسی، اختلافات گروهی، اختلافات قومی باید به کنار گذاشته بشود… و امنیت؛ آن کسانی که امنیّت ملی را تهدید میکنند دشمن ملتند، برای دشمن کار میکنند؛ چه خودشان بفهمند، چه نفهمند. گاهی کاری میکنند، نمیفهمند چه کار میکنند! پس بنابراین، این دو نقطه مهم است. دشمن این دو نقطه را، یعنی وحدت را و امنیّت را، آماج حمله خودش قرار داده که باید در مقابلش ایستاد». این هشدار، وظیفه دوران کنونی را برای آحاد جامعه مشخص میکند؛ چنانکه ایشان با قاطعیتی بینظیر اعلام میدارند: «وظیفهمان امروز وحدت ملی است؛ وحدت ملی مهم است» و باز تأکید میکنند: «وحدت ملی مهم است؛ نگذارید دشمنان وحدت را به هم بزنند».
دیواره محکم سر به فلک کشیده در مقابل دشمن
در ادبیات رهبر شهید، مفهوم وحدت با واژگانی حماسی، دفاعی و استراتژیک توصیف میشود. ایشان اتحاد را صرفاً یک مزیت نسبی نمیدانند، بلکه آن را شرط لازم برای حیات مقتدرانه یک ساختار سیاسی برمیشمارند. ایشان با ارجاع به تجربیات تاریخی ملت ایران میفرمایند: «امروز نیازهای زیادی هست، که میخواهم به یکی از آنها توجه کنید و تکیه روی یک نیاز میکنم و آن عبارت است از «اتحاد ملی». یکی از نیازهای مهم امروز ما اتحاد ملی است. اتحاد ملی سد است؛ دیواره محکم سر به فلک کشیده است در مقابل دشمن. اتحاد ملی همان چیزی است که نقش بسیار عظیمی در پیروزی انقلاب، بعد هم در پیشرفت انقلاب داشته؛ اتحاد ملی. امروز ما نیاز داریم به اینکه این اتّحاد را هرچه ممکن است بیشتر کنیم؛ دشمن در نقطه مقابل این حرکت کرده».
این نگاه ریشه در تجربه زیسته رهبر شهید و درک عمیق ایشان از تاریخ معاصر دارد. ایشان با یادآوری نقش هدایتهای بنیانگذار جمهوری اسلامی میگویند: «بحمدالله از اول انقلاب که امام بزرگوار در کلمات نورانی خود به طور دائم بر روی وحدت مردم، اتحاد مردم تکیه میکرد، مردم ما متّحد بودهاند و این اتحاد در موارد بسیاری توانست راههای دشواری را، تنگههای سختی را برای مردم باز کند و راهگشای راهها باشد؛ این اتّحاد باید حفظ بشود». در همین راستا، ایشان سیره و منش حضرت امام را به عنوان یک الگوی تمامعیار معرفی کرده و تصریح میکنند: «اهتمام به همبستگی و اتّحاد ملّت؛ یکی از خصوصیّات الگوی رفتاری امام در مقابل دشمنیها بود».
دشمن با اتحاد ملت ایران مخالف است
یکی از درخشانترین و تحلیلیترین بخشهای منظومه فکری رهبر شهید، رصد دقیق تغییر استراتژی نظام سلطه در تقابل با ملتهای مستقل است. ایشان با نگاهی تبارشناسانه به پدیده استعمار، گذار از نبرد سخت به نبرد نرم و شناختی را کالبدشکافی کرده و میفرمایند: «در گذشته استعمارگران با حرکت نظامی وارد کشورها میشدند. وقتی استعمار کشور مسلمان را میخواست بگیرد، با نیروی نظامی وارد میشد و میگرفت؛ این تاکتیک، این حرکت امروز از کار افتاده است و دشمنان اسلام فهمیدهاند که از نیروی نظامی کاری ساخته نیست… لذا راهبرد را عوض کردند، راه دیگری را برگزیدند. امروز کار آنها عبارت است از تزویر، تحریف، دروغگویی، وسوسه کردن، خلاف واقع نمایی، تحقیر ملّتها، بدبین کردن ملّتها به خود، پنهان کردن تواناییها و برجستگیها و درخشانیهای ملتها؛ امروز اینها تاکتیک است؛ [همه باید] متوجه باشیم و بدانیم».
در این نبرد نوین، هدف تصرف خاک نیست، بلکه تصرف ذهن و گسستن پیوندهای اجتماعی است. رهبر شهید این گزاره را به صراحت بیان میکنند: «هدف [دشمن]، به زانو در آوردن جمهوری اسلامی است؛ این هدف است. راهبرد چیست؟ ایجاد اختلاف، ایجاد بیاعتمادی؛ بیاعتمادی دستهجات سیاسی نسبت به همدیگر، گروههای مردمی نسبت به همدیگر، بیاعتمادی مردم به حکومت، بیاعتمادی حکومت به مردم، بیاعتمادی این به آن، این سازمان با آن سازمان که به هم بیاعتماد باشند، به هم بدبین باشند. وقتی بیاعتمادی به وجود آمد، امید به آینده هم از بین خواهد رفت». ایشان مجدداً در بیانی دیگر بر این نکته پافشاری میکنند: «راهبرد چیست؟ ایجاد اختلاف، ایجاد بیاعتمادی؛ بیاعتمادی دستهجات سیاسی نسبت به همدیگر، گروههای مردمی نسبت به همدیگر… وقتی بیاعتمادی به وجود آمد، امید به آینده هم از بین خواهد رفت».
ابزار اجرایی این راهبرد شوم نیز از چشمان تیزبین ایشان پنهان نمانده است: «راهبرد دشمن ایجاد اختلاف است. البتّه تاکتیکها مختلف است؛ هر زمانی با یک تاکتیک؛ عمده تاکتیک هم دروغپردازی و شایعهسازی است؛ این کارها را میکنند برای اینکه بتوانند اختلاف ایجاد کنند». ایشان در جای دیگر هشدار میدهند: «دشمن با اتحاد ملت ایران مخالف است؛ با یکپارچگی شما مخالف است؛ با یکدست بودن ملت مخالف است. دشمن مایل است که مردم به خاطر عقاید و سلایق مختلف با هم بجنگند، با هم دعوا کنند».
بنابراین، شناخت این جبهه و آرایش آن، نخستین پیشنیاز دفاع است: «دشمن غدّار، این جبهه دشمن -فقط آمریکا نیست؛ آمریکا خبیثترین و قبیحترینشان است، وَالّا فقط آمریکا نیست؛ دشمن یک جبهه است- همه نیرویش را متمرکز کرده برای اینکه جمهوری اسلامی را بلکه به عقبنشینی وادار کند… خب در این شرایط، تکلیف ما چیست؟ تکلیف ما اتحاد داخلی و انسجام داخلی است که نشاندهنده وحدت در مقابل دشمن است».
سر چیزهای جزئی تنازع نباید انجام بگیرد
رهبر شهید با ذهنیتی عمیقاً جامعهشناختی و واقعنگر، هرگز منکر وجود تفاوتها، تنوع آراء و تکثر سلایق در درون یک جامعه پویا نیستند. ایشان اتفاقاً این تنوع را میپذیرند، اما مرز باریک و حیاتی میان «تضارب آراء برای پیشرفت» و «منازعه برای تخریب» را با دقتی بینظیر ترسیم میکنند. ایشان میفرمایند: «در یک جامعه، سلایق مختلفی هست، عقاید مختلفی هست، نگاههای مختلفی به مسائل هست؛ باشد، مانعی ندارد؛ همه در کنار هم زندگی کنند، با هم کار کنند، با هم مهربانی کنند؛ رأفت میان مردم. بایستی وسوسههای دشمن را برای بدبین کردن مردم به کدیگر یا بدبین کردن مردم به مسئولان زحمتکش کشور باطل کرد».
این تفاوت نگاه، در محیطهای نخبگانی و دانشگاهی اهمیت مضاعفی میابد. رهبر شهید در تبیین این رفتار متمدنانه تصریح میکنند: «یکی از چیزهایی که در ایجاد قوّت در کشور مؤثّر است و کشور را قوی میکند، اتحاد ملی است. سر چیزهای جزئی تنازع نباید انجام بگیرد. البته اختلاف نظر هست. در این اختلاف نظرها مباحثه خوب است، مناظره خوب است امّا منازعه خوب نیست. مناظره کنند، حرف بزنند، بحث کنند، در دانشگاه، در حوزه، در رسانههای عمومی، با ادب، با حفظ حرمت دیگران استدلال کنند؛ این خوب است امّا منازعه کردن خوب نیست، دشمنی کردن خوب نیست، دهان را به حرف ناشایست آلودن خوب نیست؛ اینها خوب نیست. اتّحاد کمک میکند».
هنر یک جامعه بالغ در نگاه ایشان، آن است که اجازه ندهد اختلافات طبیعی، به گسلهای ویرانگر و خطوط تماس خصمانه تبدیل شود: «خب قهراً یک اختلافاتی وجود دارد؛ این اختلافات را نباید تبدیل کرد به گسل. یک وقت [بحث] «زن» را مطرح میکنند، یک وقت بحث «شیعه و سنی» را مطرح میکنند، یک وقت «اختلاف نسلی» را مطرح میکنند، یک وقت مسائل گوناگون دیگر را، برای اینکه اختلاف ایجاد کنند؛ راهبرد دشمن ایجاد اختلاف است».
ایشان در تذکری راهبردی به همه اقشار میفرمایند: «تذکری که به نظر من بسیار مهم است، مسئله حفظ وحدت در کشور است. ما عوامل تفرقه را هر چه میتوانیم باید کم کنیم. البتّه اختلاف سلیقهها وجود دارد، اختلاف نظرها وجود دارد، اختلاف روشها و منشها وجود دارد؛ اینها هست، منتها نباید بگذاریم که اینها به جبههگیری در مقابل یکدیگر بینجامد؛ آن انسجام عمومی مردم با این چیزها نبایستی از بین برود؛ نباید بگذاریم این اختلافها اوج پیدا بکند». ایشان با تأکید بر این موضع میافزایند: «ما عوامل تفرقه را هر چه میتوانیم باید کم کنیم. البتّه اختلاف سلیقهها، نظرها، روشها و منشها وجود دارد؛ اینها هست، منتها نباید بگذاریم که اینها به جبههگیری در مقابل یکدیگر بینجامد؛ آن انسجام عمومی مردم با این چیزها نبایستی از بین برود؛ نباید بگذاریم این اختلافها اوج پیدا بکند».
هر کس در زمینه خدشه به اتحاد ملت حرکتی انجام بدهد… در زمین دشمن بازی کرده
وقتی مرزها مشخص شد و راهبرد دشمن برای نابودی ساختار از طریق تفرقه عیان گشت، دیگر هیچگونه مدارایی با عوامل مخل وحدت پذیرفته نیست. رهبر شهید با قاطعیت، خط قرمزی قطعی برای نخبگان، تریبونداران و رسانهها تعیین میکنند. ایشان هرگونه عملی را که به گسست اجتماعی منجر شود، فارغ از نیت عامل آن، بازی در زمین دشمن تلقی میکنند: «آن چیزی که ملّت را نگه میدارد امید است و وحدت؛ اتّحاد میان آحاد مردم. بله، سلایق مختلفی وجود دارد، اختلافات نظر در مسائل گوناگون وجود دارد، امّا درباره اسلام، درباره نظام، درباره انقلاب، وحدت نظر بین مردم هست؛ نگذاریم این وحدت نظر از بین برود. به اختلافات کمک نکنیم؛ اختلافات قومی، اختلافات مذهبی، تحریک احساسات یک گروهی علیه یک گروه دیگر. هر کس در زمینه خدشه به اتّحاد ملّت حرکتی انجام بدهد برای دشمن کار کرده، در نقشه دشمن کار کرده، در زمین دشمن بازی کرده؛ این را همه توجّه داشته باشند! منبری باشد، مدّاح باشد، روحانی باشد، دانشگاهی باشد، نویسنده باشد، شاعر باشد؛ هر کسی باشد».
در این بین، تکلیف آحاد جامعه و دلسوزان نیز کاملاً روشن است: «پس وقتی که ما میبینیم دشمن وحدت را آماج حملههای خودش قرار داده، وظیفهمان چیست؟ وظیفه این است که این اتّحاد را، این وحدت را حفظ کنیم، نگذاریم دشمن در این خواسته پلید خودش پیروز بشود».
همچنین، ایشان مناسبتهای ملی نظیر راهپیماییها را عرصهای برای تجلی این انسجام دانسته و میفرمایند: «توصیه من به همه آحاد مردم عزیزمان این است که سعی کنند راهپیمایی [بیست و دوم بهمن] را، این روز بزرگ را، این حرکت باشکوه را، مظهر اتّحاد ملّی و وحدت ملّی قرار بدهند و این پیام را به طور صریح به دشمن برسانند که تلاش او برای از بین بردن اتحاد ملی، تلاش خنثیشدهای است و نمیتوانند مردم را از هم جدا کنند، نمیتوانند مردم را از نظام جدا کنند، نمیتوانند نظام را به مردم بدبین کنند، نمیتوانند گروههای مختلف مردم را به جنگ با یکدیگر وادار کنند؛ اختلاف سیاسی، اختلاف نظر، اختلافات طبیعی در جامعه اشکالی ندارد، امّا نبایستی به زد و خورد، به تهمتزنی، به افترا و به امثال اینها منتهی بشود. این، آن راهبردی است که ما در مقابل راهبرد دشمن باید اتخاذ کنیم».
مسئولان مراقب باشند این اتحاد را از بین نبرند
یکی از نقاط برجسته و شجاعانه در بیانات رهبر شهید، نقدهای درونساختاری و هشدار به مسئولان و کارگزاران نظام است. ایشان در حالی که تودههای مردم را به طور ذاتی متعهد به وحدت میدانند، خطر تفرقهافکنی از سوی برخی مدیران و نخبگان سیاسی را گوشزد کرده و میفرمایند: «اتّحاد ملّی را حفظ کنید. کشور ما احتیاج به اتّحاد دارد؛ اتّحاد ملّت ایران. ملّت ایران در خیلی از امور صدایشان صدای واحد است، خواستشان خواست واحد است، [امّا] مسئولان میتوانند این را از بین ببرند. هنر مسئولان ما این است که این اتّحاد را، این همصدایی را تکهتکه کنند، ملت را تکهتکه کنند، اینها را از بین ببرند! مسئولین کشور مراقب باشند که این اتحاد را زیاد کنند».
ایشان راهکار عبور از این چالش را همافزایی نهادهای حاکمیتی و پرهیز از کشاندن مجادلات سیاسی به عرصه عمومی میدانند: «سه قوّه با همدیگر کار کنند و همافزایی کنند؛ مخصوصاً رؤسای سه قوه. اگر چنانچه این همافزایی، این اتّحاد، این همکاری انجام بگیرد، مطمئنّاً این اتّحاد ملّی روزبهروز قویتر خواهد شد. خب، مذاکره؛ اختلافاتی وجود دارد، یا ممکن است وجود داشته باشد؛ با مذاکره این اختلافات را حل کنید. مگر شما نمیگویید با دنیا مذاکره کنیم؛ خیلی خب، چطور با دنیا میشود مذاکره کرد، با عنصر داخلی نمیشود مذاکره کرد؟ خب بروید مذاکره کنید، حل کنید. بعضی از حرفهایی که آدم این روزها میشنود، حرفهای اختلافافکنی است، حرفهای وحدتآفرین نیست».
رهبر شهید در توصیهای مؤکد به ارکان مدیریتی کشور میفرمایند: «توصیه مؤکّد اینجانب اتّحاد کلمه است؛ مسئولین کشور و دستاندرکاران مسائل عمده کشور اتّحاد کلمه داشته باشند؛ ملّت عزیزمان، اتحاد کلمهشان را حفظ کنند. بحمدالله همین اتّحاد کلمه ملّت ایران توانسته است بسیاری از مشکلات را از پیش پا بردارد؛ بعد از این هم بایستی این اتّحاد کلمه وجود داشته باشد، مسئولین هم هماهنگ و همصدا با هم حرکت بکنند، نیروهای مسلّح هم به وظایف مهمّی که دارند و میدانند [عمل کنند] و به معنای واقعی کلمه انشاءالله به تولید قدرت ادامه بدهند».
این همگرایی درونسیستمی، شرط لازم برای عبور از گردنههای سخت است: «البتّه به طور طبیعی بعضی هستند که میایستند در مقابل انقلاب و انقلاب چارهای ندارد که در مقابل آنها بایستد؛ امّا اگر بحث بر سر اختلاف نظر، اختلاف سلیقه، اختلاف دیدگاه هست، [اگر] این اختلافها وجود داشته باشد در جامعه، نباید موجب شود که انسجام ملّی از بین برود؛ یعنی تصمیم جمعی برای دفاع از کشور، برای پیشرفت کشور، برای امید بخشیدن به جوانها در کشور، و مانند اینها، بایستی باقی بماند». در جای دیگر میفرمایند: «بله؛ اختلاف سلیقه داریم، اختلاف نظر داریم، بعضی افرادمان ممکن است همدیگر را قبول هم نداشته باشیم، اما در مقابل دشمن، همه با هم دست به دست هم میدهیم، یک حرف میزنیم، یک فریاد میکشیم، یک اقدام میکنیم، یک حرکت انجام میدهیم».
نظام جمهوری اسلامی چیزی جز ملت ایران نیست
یکی از توهمات تاریخی دشمنان، تلاش برای ایجاد شکاف و دوگانگی میان «مردم» و «حاکمیت» است. رهبر شهید با تحلیل این خطای محاسباتی استکبار، بر پیوند ارگانیک و ناگسستنی نظام اسلامی و تودههای مردم تأکید میورزند: «من به شما عرض کنم امروز برنامه دشمن، بعد از مأیوس شدن از همه کارهای دیگر، ایجاد شکاف بین نظام جمهوری اسلامی و ملت عزیز ایران است. این حماقت آنها است؛ نمیدانند که نظام جمهوری اسلامی چیزی جز ملّت ایران نیست، اینها قابل جدا شدن نیستند. نظام اسلامی یک نظام بوروکراتیک جدای از مردم نشسته در کاخها و قصرها نیست؛ نظامی است از خود مردم تشکیلافته، متّکی به آحاد مردم و به ایمان مردم و به محبّت و عواطف مردم است؛ این نظام اسلامی است؛ این را چطور میخواهند از مردم جدا کنند؟»
ایشان با اشاره به شکستهای مفتضحانه رؤسای جمهور پیشین آمریکا در این مسیر میفرمایند: «البتّه شش رئیسجمهور دیگر قبل از [ترامپ] شخص هم این تلاش را کردند و همه آنها از میدان خارج شدند و نتوانستند این مقصود شیطانی را انجام بدهند. این فشارهای اقتصادی [آنها] هم که عمدتاً روی مردم فشار میآورد، بهخاطر این است که شاید بتوانند مردم را به ستوه بیاورند، خسته کنند. ما به حول و قوّه الهی پیوندمان را روزبهروز با مردم بیشتر و قویتر خواهیم کرد؛ ما انسجام دشمنشکن خودمان را حفظ میکنیم».
رهبر شهید در ادامه، مقاومت در برابر این فشارها را نیازمند تقویت ارادهها دانسته و میفرمایند: «ما جوانان مؤمن و پُرانگیزه و اهل اقدام را هر روز بیشتر از گذشته به حول و قوّه الهی تقویت میکنیم. نسل جوان غیور و پُرانگیزه کشور بداند که دشمن، با استقلال او دشمن است، با عزت او دشمن است، با پیشرفت او دشمن است، با حضور او در میدان علم و سیاست دشمن است؛ دشمن ملّت ایران، بهمعنای دشمنی با عزت و استقلال و پیشرفت و اعتلای این ملت است. دشمن تا بتواند، موذیگری را رها نخواهد کرد ولی بایستی این را یقین داشت که از این موذیگری نتیجهای نخواهد گرفت، به شرط اینکه ملّت ایران همچنانکه تا امروز به توفیق الهی و به هدایت الهی راه را شناختهاند، از این به بعد هم همین راه را با قدرت ادامه بدهند، و آن راه ایستادگی و صبر و تقوا همراه با هوشیاری و تدبیر و انسجام ملی است».
دشمن اگر احساس ضعف بکند، جَری میشود
در دکترین امنیت ملی از منظر رهبر شهید، «وحدت» مترادف با «قدرت بازدارنده» است. قانونی نانوشته در نظام بینالملل وجود دارد که براساس آن، عقبنشینی در برابر مستکبران، موجب پیشروی آنان خواهد شد و تنها ابزاری که ماشین جنگی دشمن را متوقف میسازد، مشاهده یک دیواره فولادین و یکپارچه در درون کشور است. ایشان با بیانی روشن این معادله استراتژیک را صورتبندی میکنند: «عزیزان من! اگر دشمن در ما وحدت را مشاهده کند، در ما احساس قدرت را ببیند -که ما احساس قدرت میکنیم- در ما عزم راسخ را ببیند، عقب مینشیند. دشمن اگر ببیند که ملّت ایران و جوانهای مؤمن ایرانی احساس حضور میکنند، احساس وظیفه میکنند و قدرتمندانه در وسط میدانند، عقبنشینی خواهد کرد؛ امّا اگر احساس کنند که ضعف هست، احساس کنند اختلاف هست، احساس کنند بین مسئولین کشور همجهتی و همسخنی وجود ندارد یا بین مردم و مسئولین کشور فاصله افتاده است، تشویق میشوند به اینکه شدّت عمل خودشان را زیاد کنند».
این نگاه بازدارنده، وظیفهای سنگین بر دوش یکایک افراد جامعه و به ویژه مدیران قرار میدهد: «این را همه توجّه داشته باشند، هم مسئولین کشور، هم آحاد مردم و بخصوص جوانان عزیز، ما بایستی به دشمن پیام قدرت بدهیم، نه پیام ضعف؛ در حرف ما، در رفتار ما، در منش زندگی ما، دشمن باید احساس کند با یک مجموعه مقتدر مواجه و روبهرو است؛ اگر در ما احساس ضعف بکند، جَری میشود و شدّت عملش را افزایش خواهد داد؛ مراقب باشید». و مجدداً این حقیقت را یادآور میشوند: «عزیزان من! اگر دشمن در ما وحدت را مشاهده کند، در ما احساس قدرت و عزم راسخ را ببیند، عقب مینشیند. دشمن اگر ببیند که ملّت ایران و جوانهای مؤمن ایرانی احساس حضور میکنند، احساس وظیفه میکنند و قدرتمندانه در وسط میدانند، عقبنشینی خواهد کرد».
برای تولید این پیام قدرت، نیازمند مؤلفههایی هستیم که رهبر شهید آنها را اینگونه فهرست میکنند: «یک رکن مهمّ اقتدار ملّی، آن چیزهایی است که به طور مستقیم به توده ملّت برمیگردد؛ مثل اتّحاد ملّی، مثل اعتماد ملّی، مثل امید ملّی، امید عمومی، مثل اعتماد به نفْس ملّی». ایشان در جایی دیگر دایره این عناصر اقتدارآفرین را بسط داده و میفرمایند: «عناصر قدرت ما چیست؟ استقرار و ثبات سیاسی است، امنیّت اجتماعی است، وحدت ملّی است، پایبندی به اصول و مبانی انقلاب است، حرکت پیشرفت رو به توسعه علمی است، توسعه و تعمیق فرهنگ انقلابی و اسلامی است؛ اینها عناصر قدرت ما است».
نقطه کمال این تجلی وحدت، در بزنگاههای تاریخی خود را نشان میدهد؛ نظیر تشییع پیکر قهرمانان ملّی که فراتر از هر سلیقهای، دلها را به هم پیوند میزند. رهبر شهید با اشاره به این معجزه میفرمایند: «در مقابل نقشه [دشمن] بایستی نقاط اساسی را مورد نظر داشت. نقاط اساسی عبارت است از مبانی فکری -چه [مبانی] فکری اسلامی، چه مسائل مربوط به انقلاب- و وحدت ملّی؛ این وحدتی که خوشبختانه در زیر تابوت پیکر مطهّر شهید سلیمانی و شهدای همراه ایشان در بین مردم دیده شد باید محفوظ بشود، محفوظ بماند؛ جهتگیری مردم باید این جهتگیری باشد: جهتگیری انقلاب، جهتگیری تکریم از مردان انقلاب، جهتگیری تکریم شهیدان و تکریم هر چیزی که یادآور ارزشهای انقلاب است».
کاش بودید و این اتحاد را میدیدید
در پایان این واکاوی و عبور از میان کلمات پرمغز و راهبردی رهبر شهید، تصویری که از منظومه فکری ایشان در خصوص «مسئله وحدت ملّی» ترسیم میشود، تصویری از یک جبهه مقاومت تمامعیار در برابر کارزار شناختی و جنگ روانی همهجانبه دشمنان است. در نگاه ایشان، جامعهای که تار و پود آن با همبستگی، اعتماد متقابل و تمرکز بر مشترکات اساسی در هم تنیده شده باشد، قلعهای تسخیرناپذیر است که هیچ ارتش رسانهای یا تحریم اقتصادیای توان فروپاشی آن را نخواهد داشت.
«وحدت» در این سپهر اندیشگانی، نه بهانهای برای سرکوب تفاوتها، بلکه بستری امن برای گفتگوی سازنده، پیشرفت درونزا و انسداد منافذ نفوذ بیگانگان است. پیام کانونی این بیانات، دعوتی است بیدارباش و تاریخی به تمامی اقشار ملت، از کارگزاران و سیاستمداران تا دانشگاهیان و تودههای مردم؛ دعوتی به گذار از منازعات فرساینده خُرد و پیوستن به اقیانوس یکپارچه اراده ملّی. چرا که در میدان پیچیده امروز، تنها صدایی که قادر است پژواک توطئهها را خاموش کند و مستکبران را به عقبنشینی وادارد، صدای واحد، مقتدرانه و همافزای یک ملّت متّحد است و کاش رهبر شهیدمان امروز بودند تا میدیدند که چطور مردم چهل و اندی روز است که از هر قشری در خیابانها میآیند و زیباترین تصویر از وحدت ملی را به نمایش میگذارند.